به گزارش صد آنلاین، چاقی فقط بر قلب، مفاصل و سوخت و ساز بدن اثر نمی گذارد؛ پژوهش های سال های اخیر نشان داده اند که اضافه وزن و به ویژه چاقی می تواند با تغییراتی در ساختار و عملکرد مغز و همچنین افزایش خطر برخی مشکلات شناختی و اختلالات خلقی ارتباط داشته باشد. با این حال، این ارتباط پیچیده است و نمی توان هر مشکل مغزی را مستقیما به چاقی نسبت داد.
برخی مطالعات ارتباط میان چاقی و تغییر در عملکردهای شناختی مانند حافظه، توجه و عملکرد اجرایی را نشان داده اند. عواملی مانند التهاب مزمن، مقاومت به انسولین و مشکلات عروقی که در چاقی شایع هستند، ممکن است در این ارتباط نقش داشته باشند. با این حال، داشتن اضافه وزن به این معنا نیست که فرد حتما دچار ضعف حافظه خواهد شد.
یکی از مهم ترین یافته های پژوهشی، ارتباط چاقی در میانسالی با افزایش احتمال زوال شناختی در سال های بعد زندگی است. یک فراتحلیل جدید در سال 2026 نشان داد که چاقی در میانسالی ممکن است با افزایش خفیف خطر زوال عقل در سال های بعد همراه باشد، هرچند نتایج مطالعات یکسان نیستند و قطعیت شواهد محدود است.
بنابراین بهتر است گفته شود چاقی یکی از عوامل خطر احتمالی زوال عقل است، نه اینکه به تنهایی باعث آلزایمر شود.
مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده اند که میزان بیشتر چربی بدن با تفاوت هایی در حجم برخی نواحی مغز و همچنین تغییرات ماده سفید ارتباط دارد. این تغییرات در برخی مطالعات در بخش هایی از مغز که در حرکت، حافظه و سیستم پاداش نقش دارند مشاهده شده اند.
البته پژوهشگران هنوز در حال بررسی این موضوع هستند که این تغییرات دقیقا چگونه ایجاد می شوند و چه مقدار از آنها مستقیما به چاقی مربوط است.
چاقی می تواند حرکت را از طریق فشار بر مفاصل و عضلات دشوار کند، اما موضوع فقط به سیستم حرکتی بدن محدود نمی شود. برخی پژوهش ها نشان داده اند که چاقی با تغییراتی در عملکرد عصبی-حرکتی نیز ارتباط دارد.
به همین دلیل، در برخی افراد انجام فعالیت هایی که به هماهنگی همزمان مغز و بدن نیاز دارند ممکن است دشوارتر شود.
مغز نقش مهمی در احساس گرسنگی، سیری و لذت ناشی از غذا دارد. بخش هایی از مغز که در سیستم پاداش نقش دارند، هنگام مشاهده یا خوردن غذا فعال می شوند.
پژوهش های تصویربرداری نشان داده اند که پاسخ برخی مدارهای عصبی به محرک های غذایی در افراد مبتلا به چاقی می تواند با افراد دارای وزن طبیعی متفاوت باشد. این تغییرات ممکن است در تنظیم اشتها و رفتار غذایی نقش داشته باشند.
چاقی و افسردگی نیز می توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند. افراد مبتلا به چاقی در برخی مطالعات بیشتر در معرض مشکلات خلقی قرار داشته اند و از طرف دیگر، افسردگی نیز می تواند از طریق تغییر در اشتها، فعالیت بدنی و سبک زندگی به افزایش وزن کمک کند.
بنابراین رابطه میان چاقی و افسردگی را باید دوطرفه و پیچیده دانست، نه اینکه چاقی را علت قطعی افسردگی بدانیم. مرورهای جدید نیز چاقی را با اختلالات خلقی و مشکلات شناختی مرتبط دانسته اند.
شواهد موجود نشان می دهند که کاهش وزن و بهبود سلامت متابولیک می تواند برای سلامت مغز نیز مفید باشد. برخی مطالعات، بهبود عملکردهای شناختی مانند حافظه و توجه را پس از کاهش وزن گزارش کرده اند.
در عین حال، هدف نباید صرفا پایین آوردن عدد روی ترازو باشد؛ فعالیت بدنی منظم، تغذیه متعادل، خواب کافی و کنترل فشار خون و قند خون همگی برای سلامت مغز اهمیت دارند.
در مجموع، چاقی را نمی توان تنها یک مشکل ظاهری دانست. شواهد جدید نشان می دهند که سلامت متابولیک بدن و سلامت مغز ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند؛ به همین دلیل، پیشگیری و درمان چاقی می تواند بخشی از رویکرد کلی برای حفظ سلامت مغز در سال های بعد زندگی باشد./عصر ایران