باید پذیرفت که برخی از چهرههای رسانهای، بلاگرها و سلبریتیها، که در ظاهر دغدغههای اجتماعی را فریاد میزنند، در واقع به عنوان «پیادهنظام رسانهای» جریانهای معاند عمل میکنند. این افراد در بزنگاههای حساس مانند زمان اجرای احکام قضایی یا بحرانهای امنیتی با جریانسازی و تشویش افکار عمومی، سعی در تضعیف اقتدار نظام و ایجاد ناامیدی در جامعه دارند.
اما نکته کلیدی در مقابله با این جریان، «بازدارندگی» است. تجربه نشان داده است که تنها محکومیتهای حبسی برای کسانی که از طریق تخریب وطن، منافع مالی و شهرتی کسب میکنند، کافی نیست. آنچه این جریان را متوقف میکند، احساس «ضرر» است.
برخورد قاطع قوه قضائیه از طریق توقیف و مصادره اموال خائنان، پیامی روشن به همه ارسال کرد: خیانت به کشور، هزینهای سنگین دارد که فراتر از دیوارهای زندان است و متخلفان باید تبعات مالی و اجتماعی اقدامات خود را بپذیرند.
امروز با فعال شدن مجدد ابزارهای ارتباطی بینالمللی، بیش از هر زمان دیگری نیاز به «رصد هوشمند» فضای مجازی داریم. برخورد سریع و قاطع با کسانی که در نقش بلندگوی دشمن ظاهر میشوند، نه تنها یک ضرورت امنیتی، بلکه یک مطالبه اجتماعی است. وقتی هزینه همکاری با پروژههای ضدامنیتی به سطح حداکثری برسد، جراتِ تبدیل شدن به مهرهای در دست دشمن را از هر کسی میگیرد.
امنیت ملی، بهای مذاکره ندارد و برخورد با کسانی که از جایگاه نفوذ رسانهای خود برای تخریب کشور استفاده میکنند، کوتاهترین راه برای حفظ آرامش جامعه است.