به گزارش صد آنلاین ،۲۷ سال از گشوده شدن این پرونده میگذرد. اواسط سال ۱۳۷۸ مأموران پلیس شهرستان داراب در استان فارس در کوههای اطراف این شهر پیکر بیجان مرد جوانی را کشف کردند که بر اثر اصابت ضربات جسم سخت به سر و صورتش جان باخته بود. با این حال عامل یا عاملان جنایت هیچ ردی از خود به جا نگذاشته بودند و معلوم نبود مقتول با چه انگیزهای و توسط چه کسانی به قتل رسیده است. با وجود این، تحقیقات گستردهای برای رازگشایی از این جنایت آغاز شد. نزدیکان و اعضای خانواده مقتول به هیچکس در مورد این قتل مظنون نبودند و پلیس هم با وجود تحقیقات گسترده نتوانست هیچ مظنونی را شناسایی کند. در این شرایط بود که پرونده قتل این مرد با ناکامی در شناسایی قاتل به بایگانی منتقل شد.
۱۷ سال از قتل در کوههای داراب گذشته و این پرونده فراموش شده بود تا اینکه زنی نزد پلیس رفت و عاملان جنایت را معرفی کرد. او که با شوهرش دچار اختلاف و از او جدا شده بود، به مأموران گفت: شوهرم مرد بداخلاقی بود و به همین دلیل با همدیگر دچار مشکل شدیم و من بهتازگی از او جدا شدهام. این زن ادامه داد: حدود ۱۷ سال قبل بود که شوهرم یک شب سراسیمه به خانه آمد و حال خوبی نداشت. گفت با ۳ دوست دیگرش با مردی در کوههای اطراف شهر درگیر شدهاند و این مرد به قتل رسیده. چند روز بعد از حرفهای شوهرم شنیدم پلیس جسد مردی را در کوه کشف کرده، اما بهدلیل اینکه آن زمان نمیخواستم شوهرم به دردسر بیفتد راز این قتل را فاش نکردم و در این باره با هیچکس حرفی نزدم. اما حالا با گذشت ۱۷ سال و در شرایطی که بهخاطر اذیتهای شوهرم از او جدا شدهام آمدهام اسرار قتل را برملا کنم.
با اطلاعاتی که این زن در اختیار پلیس قرار داد پرونده قتل در کوههای داراب بار دیگر به جریان افتاد و مأموران ۴ مظنون، ازجمله شوهر سابق زن جوان را بازداشت کردند. آنها که باورشان نمیشد بعد از گذشت ۱۷ سال پلیس همچنان در تعقیبشان باشد در بازجوییها به قتل اعتراف کردند و گفتند بهدلیل اختلاف مالی دست به جنایت زدهاند. متهم اصلی در اعترافاتش گفت: از مقتول طلب داشتم، اما بدهیاش را نمیداد. چند مرتبه با هم قرار گذاشته بودیم، اما او مدام امروز و فردا میکرد تا اینکه روز حادثه با او در کوه قرار گذاشتم و ۳ نفر از دوستانم را هم با خود بردم. وقتی مقتول حاضر نشد پولم را بدهد، با هم درگیر شدیم. من و دوستانم به او حمله کردیم و با ضربات چوب او را به قتل رساندم. ۳ متهم دیگر نیز اعترافات متهم ردیف اول را تأیید کردند و در این شرایط بود که آنها بار دیگر به صحنه جنایت منتقل شدند و قتل را بازسازی کردند. آنها در ادامه در دادگاه کیفری شمارهیک استان فارس محاکمه شدند و ردیف اول محکوم به قصاص شد و ۳ متهم دیگر محکوم به تحمل حبس شدند.
با وجود قطعی شدن حکم قصاص، ادامه رسیدگی به پرونده با کندی پیش میرفت. با این حال سرانجام چند سال بعد، زمان اجرای حکم قصاص فرارسید، اما اولیای دم در آخرین لحظات پیش از اجرای حکم به قاتل مهلت دوباره دادند. در شرایطی که ۲۷ سال از وقوع جنایت و ۱۰ سال از دستگیری قاتل میگذشت مسئولان قضایی و برخی از فعالان صلح تلاش کردند تا این پرونده به صلح و سازش منجر شود. یکی از آنها کاظم شاهرخنیا، از صلحیاران دادگستری هرمزگان بود. او میگوید: با اینکه این پرونده در حوزه قضایی ما نبود خانواده محکوم به ما مراجعه و درخواست کمک کردند و ما هم بهخاطر اینکه ۲۷ سال از تشکیل پرونده گذشته و این مرد هم ۱۰ سال را پشت میلههای زندان گذرانده بود تلاش کردیم پرونده به صلح و سازش منجر شود. او ادامه میدهد: من با پسر مقتول تماس گرفتم و چندین بار با او برای اعلام رضایت رایزنی کردم. هرچند آنها ابتدا حاضر به بخشش نبودند، اما در ادامه حاضر شدند در ازای دریافت دیهای ناچیز از قصاص بگذرند. به این ترتیب، با کمک قاضی سعید کریمی، قاضی ناظر زندان بندرعباس و بنیاد نیکوکاری دکتر علیرضا نبی دیه مورد نظر فراهم و به اولیای دم پرداخت شد و در نهایت محکوم به قصاص ۲۷ سال پس از قتل از زندان آزاد و این پرونده برای همیشه بسته شد. /رکنا