آخرین اخبار
۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۸

سپهبدی که شب‌ها نمی‌خوابید تا ما بخوابیم +‌ عکس

بازدید:۲۷۷
صد آنلاین | خواهر سپهبد شهید محمد پاکپور گفت: «حدود دو سال پیش به من گفتند: اگر روزی احساس کردی مشکلی داری یا نمی‌توانی پیش ننه باشی و از او مراقبت کنی، من تمام کار و مقام و جایگاهم را رها می‌کنم و می‌آیم پیش ننه زندگی می‌کنم.»

به گزارش صد آنلاین، «وجیه پاکپور»، خواهر دومین فرمانده شهید کل سپاه، در گفت‌وگویی صمیمی و تأثیرگذار، از جزئیات زندگی، اخلاق خانوادگی و تلاش‌های بی‌وقفه برادرش در آستانه جنگ ۱۲ روزه پرده برداشت. او با اشاره به رابطه عمیق عاطفی شهید پاکپور با خانواده و عشق بی‌حدش به مادرش، از فشار‌های کاری سنگین و هجماتی که دشمن برای تغییر مسیر انقلاب وارد کرد، سخن می‌گوید.


سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه

خانواده؛ اولویت اصلی فرمانده

به گزارش خبرنگار ما، اگر بخواهیم از روحیه شهید پاکپور بگوییم، باید گفت ایشان در خانواده به خوش‌اخلاقی، مهربانی و توجه عمیق به اعضای خانواده شناخته می‌شد. حاج‌محمد از نظر اخلاقی در خانواده سرآمد بودند. در نگاه ایشان، «مادر» جایگاه ویژه‌ای داشت و اولویت اول زندگی‌شان بود و همواره توجه قلبی خاصی به ایشان داشتند.

«یادم است پیش از ماجرای جنگ دوازده‌روزه، هر زمان که حاج‌محمد قصد می‌کرد به اراک بیاید، هنوز در راه بودند که با مادر یا برادرانم تماس می‌گرفتند و تأکید می‌کردند به همه اطلاع دهند تا وقتی می‌رسند همه حضور داشته باشند. ایشان عاشق دورهمی‌های خانوادگی بود و می‌خواست فضای خانواده را گرم و صمیمی نگه دارد.» پاکپور خاطره می‌کند که برادرش حتی برای بچه‌های خانواده نقاشی می‌کشید و با حوصله با آنها وقت می‌گذراند.

این توجه و دلسوزی فقط محدود به دیدار‌های حضوری نبود. شهید پاکپور با وجود مشغله‌های بسیار زیاد، هرگز از حال خانواده غافل نبود. «همیشه به فرزندش آقا‌زاده سفارش ما عمه‌ها را می‌کرد. می‌گفت: مواظب عمه‌ها باش؛ اگر کار پزشکی داشتند، حتماً کمکشان کن.»

سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه

قول به مادر برای کناره‌گیری از مسئولیت

یکی از عمیق‌ترین مصادیق عشق پاکپور به والدینش، قولی بود که به مادرش داده بود. خواهر شهید پاکپور می‌گوید: «حدود دو سال پیش به من گفتند: اگر روزی احساس کردی مشکلی داری یا نمی‌توانی پیش ننه باشی و از او مراقبت کنی، من تمام کار و مقام و جایگاهم را رها می‌کنم و می‌آیم پیش ننه زندگی می‌کنم.» ایشان روی این حرفشان قسم خوردند و کاملاً جدی بودند. این میزان از ارادت به پدر و مادر، در رفتار ایشان با هر کسی که به والدینش احترام می‌گذاشت نیز دیده می‌شد.

ارتباطات امنیتی و نگرانی مادر بعد از جنگ ۱۲ روزه

بعد از جنگ دوازده‌روزه، دیدار‌های خانواده با شهید پاکپور بسیار محدود و تقریباً قطع شد. اما این قطع دیدار، به معنای قطع ارتباط عاطفی نبود. پاکپور توضیح می‌دهد: «شما باید بدانید مادرمان بعد از آن ۱۲ روز دچار استرس و نگرانی شدیدی شده بود. صبح که بیدار می‌شد، تلویزیون را روشن می‌کرد و زیرنویس خبری را دنبال می‌کرد. من را صدا می‌زد و می‌گفت: وجیهه بیا زیرنویس قرمز را بخوان ببین از داداش چه خبر؟»

شهید پاکپور کاملاً از نگرانی مادر آگاه بود و سعی می‌کرد با وجود ملاحظات امنیتی شدید، با تماس‌های منظم (دو روز یک‌بار) آرامش او را حفظ کند. «ایشان می‌دانستند مادر چشم‌انتظار است و برای همین با هر سختی بود پیوند عاطفی را حفظ می‌کردند.»

 

شبکه‌های امنیتی و سختی‌های دیدار‌ها

پس از جنگ ۱۲ روزه، رفت‌وآمد‌ها به دلیل مسائل امنیتی محدود شد. پاکپور روایت می‌کند که حدود یک ماه بعد از جنگ، برادرش به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به باغ خانواده آمدند. «گوشی‌های ما جمع شد و بعد فهمیدیم داداش قرار است بیاید. آن دیدار برای ما آرامش‌بخش بود.» همچنین خاطره‌ای از ایام نیمه شعبان را یادآوری می‌کند که با وجود سختی‌ها، هماهنگی انجام شد تا شهید پاکپور مادرش را در مشهد ببینند، زیرا بسیار دلتنگ ایشان بودند.

ریشه محبت مردم به شهید پاکپور

به پرسش اینکه چرا مردم این‌قدر نسبت به ایشان محبت دارند، خواهر شهید پاکپور پاسخ می‌دهد: «ریشه این محبت در اخلاص اوست. برادر من سال‌ها برای اسلام و مردم خدمت کرد، جانش را فدا کرد و حتی زندگی خانوادگی‌اش را. خانواده‌اش را هم فدا کرد. او دنبال دیده‌شدن نبود، اهل رسانه نبود و هیچ‌وقت نمی‌خواست کارهایش را جار بزند. مرد میدان بود.»

سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه

تلاش ۹ ماهه در حد ۹ سال

پاکپور با اشاره به نقش حیاتی شهید پاکپور در امنیت امروز کشور می‌گوید: «اگر امروز امنیت مرزهایمان را می‌بینیم که دشمن نمی‌تواند به‌راحتی رخنه کند، این نتیجه زحمت‌های آدم‌هایی مثل برادر من است. همکاران ایشان بعد از جنگ ۱۲ روزه می‌گفتند در یک بازه نه‌ماهه، به اندازه نه سال کار کرده بود.»

او از فشار کاری شگفت‌انگیز برادرش سخن می‌گوید و تأکید می‌کند: «حتی فرمانده نیروی زمینی یک‌بار به منزل ما آمد و با مادرم صحبت کرد و گفت: حاج‌آقا نه ماه است که نخوابیده... این را به عنوان شاهد عینی می‌گویم. سطح فشار کار و حجم مسئولیت در حدی بود که نزدیکان و همکارانش نیز از آن صحبت می‌کردند.»

سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه


مسیر سمعاً و طاعتاً

شهید پاکپور نسبت به ولی‌فقیه و حضرت آقا «سمعاً و طاعتاً» بود. پاکپور با بغض و تأکید می‌گوید: «ما هم وظیفه داریم همان مسیر را ادامه بدهیم؛ مثل خود ایشان محکم بایستیم، میدان را خالی نکنیم و راهشان را ادامه دهیم. دشمن اکنون در موضع ضعف است و نفس‌های آخرش را می‌کشد، ان‌شاءالله که بتوانیم رهروان خوبی باشیم.»
در پایان، خواهر شهید پاکپور ماندگاری نام برادرش در دل مردم را در گروِ اخلاص، بی‌ادعایی و ایستادگی پای مسئولیت می‌داند. «وقتی کسی خودش را خرج مردم می‌کند و دنبال نمایش نیست، اثرش در دل‌ها می‌ماند.»

انتهای پیام/ 119

 
تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها