سید احمد علوی در گفتوگو با صد آنلاین اظهار کرد: دموکراتها و جمهوریخواهان ممکن است در شیوه مواجهه با ایران تفاوتهایی داشته باشند، اما این تفاوتها لزوماً به معنای اختلاف در اهداف کلان نیست. یک دولت ممکن است مسیر مذاکره را دنبال کند و دولتی دیگر فشار یا تقابل را در اولویت بگذارد؛ بااینحال، آنچه اهمیت دارد، سنجش سیاستها بر اساس نتایج و رفتار عملی آنهاست، نه صرفاً شعارها یا گرایش حزبی.
وی افزود: تجربه روابط ایران و آمریکا نشان میدهد که اختلاف دو کشور را نمیتوان فقط به تفاوت در تاکتیکها فروکاست. بخشی از این اختلافها به برداشتهای متفاوت از استقلال، نظم منطقهای و جایگاه ایران در معادلات بینالمللی بازمیگردد؛ از همین رو، تغییر دولت در آمریکا بهتنهایی برای عبور از بیاعتمادیهای انباشته کافی نیست.
علوی با اشاره به موانع پیشروی توافق، تصریح کرد: نخستین مانع، تفاوت در نگرشهای سیاسی و الگوهای حکمرانی است. در کنار آن، رقابت بر سر نقش و نفوذ در منطقه نیز بر روابط دو کشور سایه انداخته است. ایران بر استقلال سیاسی و مخالفت با سلطهجویی تأکید دارد، درحالیکه سیاستهای آمریکا در خاورمیانه با ملاحظات و اهداف دیگری دنبال میشود.
عضو شورای شهر تهران، حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین و جریان مقاومت را از دیگر محورهای اختلاف دانست و گفت: مواضع ایران در قبال فلسطین با حمایت گسترده آمریکا از رژیم صهیونیستی تعارض دارد و این موضوع یکی از مسائل پایدار در مناسبات دو کشور به شمار میرود.
وی همچنین بیاعتمادی ناشی از عملکرد گذشته آمریکا را عاملی مؤثر در دشوارشدن مذاکرات عنوان کرد و افزود: خروج واشنگتن از برجام و بازگرداندن تحریمها، از جمله تجربههایی است که در ارزیابی افکار عمومی ایران از مذاکره نقش دارد. هر گفتوگویی زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که همراه با تضمینهای معتبر و پایبندی عملی به تعهدات باشد.
علوی با اشاره به دیدگاههای متفاوت در جامعه ایران درباره مذاکره اظهار کرد: بخشی از مردم، تعامل خارجی را راهی برای کاهش فشارهای اقتصادی و بهبود شرایط کشور میدانند. در مقابل، گروهی دیگر با توجه به تجربههای پیشین، نسبت به دستاوردهای مذاکره بدبیناند و نگراناند که گفتوگوها بدون نتیجه ملموس، به تعهدات یکطرفه منجر شود. در عین حال، برای بسیاری از شهروندان، آنچه اهمیت دارد آثار واقعی هر توافق بر زندگی روزمره و وضعیت معیشت است.
وی در پایان گفت: سابقه روابط ایران و آمریکا با توافقهای ناپایدار، بدعهدیها و اختلافهای راهبردی همراه بوده است. بنابراین، معیار قضاوت درباره هر دور از مذاکره باید اقدامهای قابل سنجش و پایبندی به تعهدات باشد. تا زمانی که رویکرد مبتنی بر فشار و زیادهخواهی جای خود را به احترام متقابل و پذیرش حقوق قانونی ایران ندهد، نمیتوان انتظار داشت موانع اصلی روابط دو کشور برطرف شود.