آیه ۴۳ سوره مبارکه نساء با عبارت تکاندهنده «لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ» یکی از عمیقترین و بحثبرانگیزترین دستورات الهی درباره آداب و شرایط درک نماز است. اما آیا این نهی الهی صرفاً ناظر به مستی ناشی از مسکرات در صدر اسلام بوده یا لایههای پنهان اخلاقی و وجودی دیگری را دربرمیگیرد؟
در گفتگوی اختصاصی صد آنلاین با حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی حسینزاده، دبیرکل بنیاد قرآن و استاد برجسته اخلاق، به واکاوی حقیقت این آیه و معنای شگفتانگیز «سُکر» در ساحت ارتباط با خدا پرداختهایم.
صد آنلاین: حاجآقا، با سلام و احترام. آیه ۴۳ سوره نساء با هشداری صریح مؤمنان را خطاب قرار میدهد: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه میگویید…». در وهله اول، شأن نزول و علت این نهی قاطع در تاریخ اسلام چه بوده است؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده: بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین. این آیه شریفه در حقیقت یکی از گامهای تربیتی و تدریجی قرآن کریم در تحریم مسکرات و هدایت جامعه جاهلی به سمت طهارت نفس است. در ابتدای بعثت، مصرف خمر به عنوان یک عادت ریشهدار در میان اعراب رایج بود. قرآن کریم با سیاستی حکیمانه و گامبهگام به مصاف این رذیله رفت. پیش از تحریم کامل و ابدی خمر در سوره مائده، این آیه نازل شد تا حریم «صلوة» را از آلودگی حفظ کند.
فلسفه اولیهاش بسیار روشن است: نماز، معراج مؤمن و ملاقات با پروردگار جهانیان است؛ چطور ممکن است بندهای در وضعیتی به این بارگاه مشرف شود که عقل و هوشیاریاش زائل شده باشد و نداند چه الفاظ مقدسی را به زبان میآورد؟ قرآن شرط اولیه را اعلام میکند: «حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ»؛ تا زمانی که بفهمید چه میگویید!
صد آنلاین: دقیقاً همین قید «حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ» دستمایه بسیاری از تفاسیر روایی و اخلاقی شده است. آیا معنای «سُکاریٰ» (مستی) منحصر به نوشیدن شراب است یا در بیانات اهلبیت (ع) مفاهیم گستردهتری دارد؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده: نکته کلیدی و شگفتانگیز ماجرا همینجاست! اگرچه در فقه و ظاهر شأن نزول، مستی ظاهری مدنظر است، اما در روایات عمیق معصومین (علیهمالسلام) و علم اخلاق، دایره «سُکر» بسیار فراتر میرود.
در روایات متعددی از ائمه اطهار وارد شده است که منظور از «سُکر» در باطن آیه، صرفاً خمر ظاهری نیست، بلکه «سُکر النوم» (مستی خوابآلودگی شدید و کرختی ذهن) و حتی مستیهای معنوی است. امام باقر (ع) در روایتی صریح فرمودند مقصود حالتی است که انسان از شدت خستگی یا خواب، نفهمد چه نمازی میخواند و چه میگوید.
علاوه بر این، در نهجالبلاغه امیرالمؤمنین (ع) از ۵ نوع مستی خطرناک یاد میکنند:
وقتی انسان با هر یک از این مستیها به محراب عبادت میرود، فکرش درگیر معامله، میز ریاست، یا حسادت و کبر است؛ چنین فردی جسمش در نماز است اما جانش در خماریِ دنیا غوطهور است. او هم مصداق باطنیِ «لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ» است، چون نمیداند به ربالعالمین چه میگوید!
صد آنلاین: به نظر شما چرا خداوند در ادامه آیه، مسئله جنابت، تیمم و طهارت ظاهری را بلافاصله پس از مستی مطرح میکند؟ پیوند این دو چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده: این یک هندسه بینظیر تربیتی است. آیه همزمان به طهارت باطن (هوشیاری عقل و تمرکز روح) و طهارت ظاهر (غسل، وضو و تیمم) فرمان میدهد.
خداوند متعال به مؤمن میآموزد که ورود به محضر ربوبی نیازمند یکپارچگی طهارت است. همانطور که با بدن نجس و در حال جنابت نمیتوان به نماز ایستاد، با عقل غبارگرفته و قلب تخدیرشده از غفلت نیز نباید قدم به این آستان نهاد. اگر آب نیافتید، خداوند خاک پاک («صَعِيدًا طَيِّبًا») را برای تیمم قرار داده تا نشان دهد طهارت هرگز تعطیلبردار نیست و دین بنبست ندارد. در انتهای آیه هم با «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا» رحمت الهی تجلی پیدا میکند که اگر خطا کردید یا امکانات نبود، خدا راه عفو و پذیرش را برای شما هموار کرده است.
صد آنلاین: پیام مهم و کاربردی این آیه برای انسان امروز و نمازگزاران معاصر چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده: پیام اصلی این است که نماز نباید لقلقه زبان و از روی عادت باشد!
امروز گوشیهای هوشمند، امواج دادهها، و اضطرابهای اقتصادی چنان ذهن انسان معاصر را تخدیر و متشتت کردهاند که بسیاری از ما وقتی وارد نماز میشویم، دچار نوعی «مستی روزمرگی و غفلت» هستیم؛ سلام نماز را میدهیم بیآنکه متوجه شده باشیم چه بر زبان جاری کردهایم!
قرآن با صراحت میگوید شرط قبولی و ارزش نماز این است: «حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ». باید چند دقیقه قبل از نماز، ذهن را از غوغای جهان آزاد کرد، در برابر عظمت پروردگار با طمأنینه ایستاد و معنای آیاتی که خوانده میشود را با تمام وجود درک کرد. عبادتی که توأم با بیداری، آگاهی و حضور قلب نباشد، نمازِ زندهای نیست و انسان را از منکرات بازنمیدارد.