صد آنلاین | گروه مدیریت شهری: دهههاست که نظامهای برنامهریزی شهری در جهان، از پاریس و بارسلونا گرفته تا سئول و تورنتو، زیر سایه سنگین نظریات تکنوکراتیک و مادهگرایانه اداره میشوند. الگوهایی که شهر را صرفاً مجموعهای از «آسفالت، بتن، تراکم جمعیتی و دسترسیهای فیزیکی» تعریف کردهاند.
با این حال، بحران روزافزون انزوای شهروندی، گسست پیوندهای همسایگی و نارضایتی پایدار در پیشرفتهترین شهرهای جهان نشان داد که توسعه زیرساختی بهتنهایی ضامن رضایت و انسجام نیست.
در این میان، صورتبندی دو نظریه محوری «عدالت ادراکی» و «مودت اجتماعی» از سوی دکتر سید احمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران و رئیس ستاد توانافزایی سازمانهای مردمنهاد، افق نوینی در دانش حکمرانی شهری گشوده که در تراز مقایسه با مکاتب بینالمللی، دست برتر و کارایی عمیقتری را به نمایش میگذارد.

در ادبیات مدیریت شهری غرب، نظریه «حق بر شهر» (Right to the City) اثر هانری لوفور و تعاریف دیوید هاروی، از پیشروترین مدلها در نقد بیعدالتی فضایی بهشمار میروند.
این نظریات عمدتاً بر «توزیع برابر امکانات فیزیکی، حق دسترسی به فضا و مداخله در فرایندهای کالبدی» تمرکز دارند؛ یعنی رویکردی که عدالت را در شاخصهای عددی و کالبدی اندازه میگیرد.
مزیت و سرآمدی نظریه دکتر علوی:
دکتر سید احمد علوی یک گام فراتر نهاده و بر مفهوم «عدالت ادراکی» (Perceived Justice) دست میگذارد. در این پارادایم، مسئله صرفاً کمیت امکانات توزیعشده (مثل سرانه فضای سبز، ایستگاه مترو یا سالن ورزشی) نیست، بلکه تعیینکننده اصلی، «تصویر و ادراک ذهنی شهروند از منصفانه بودن تصمیمات و رفتار مدیریت شهری» است.
در علوم اجتماعی معاصر، مدل «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) ارائهشده توسط رابرت پاتنام، بر ساخت شبکههای مدنی، اعتماد متقابل و همافزایی نهادی تکیه میکند تا کارآمدی دموکراسی و توسعه افزایش یابد.
با این حال، سرمایه اجتماعی در تجربه غرب غالباً کارکردی «مبتنی بر منفعت، عقلانیت ابزاری و قراردادهای رسمی» پیدا کرده است؛ پیوندهایی که با کوچکترین بحرانهای اقتصادی یا شوکهای اجتماعی دچار شکنندگی میشوند.
مزیت و سرآمدی نظریه دکتر علوی:
ایده «مودت اجتماعی» که با پشتوانه مبانی انسانشناختی و فرهنگی توسط دکتر علوی تبیین شده، افقی بهمراتب ژرفتر از سرمایه اجتماعی ابزاری دارد. مودت، پیوند شهروندی را از سطح «قرارداد نفعمحور» به سطح «مسئولیت اخلاقی، همدلی قلبی و التیامبخشی متقابل» ارتقا میدهد.
آنچه نظریات دکتر سید احمد علوی را در صدر مباحث توسعه شهری قرار میدهد، ایجاد یک پل ارتباطی میان کالبد سختافزاری شهر و روان نرمافزاری شهروندان است.
در حالی که کلانشهرهای توسعهیافته با وجود بودجههای نجومی از بحران تنهایی و بیاعتمادی شهروندان رنج میبرند، دوگانه «عدالت ادراکی» و «مودت اجتماعی» نشان میدهد که توسعه پایدار شهری نه در کارگاههای عمرانی، بلکه در قلوب و اذهان شهروندان شکل میگیرد.
به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده است که این منظومه فکری، از سطح اقدامات اجرایی شورا و شهرداری فراتر رفته و بهعنوان یک «دکترین پیشرو و بومی» در رویدادهای علمی و کرسیهای نظریهپردازی مدیریت شهری جهان به بحث گذاشته شود؛ الگویی که در آن انسان، معنا و اخلاق، دوباره به مرکز هندسه شهر بازمیگردند.