۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۸
یادداشت وارده

تلاقی حکیمانه دین، دانش و مدیریت اجرایی؛ چرا «مَوَدَّت اجتماعی» گمشده‌ی امروزِ نظام مدیریتی ماست؟

مودت اجتماعی دکتر سید احمد علوی
بازدید:۵۵۶
صد آنلاین | نوشتار اخیر دکتر سید احمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، پیرامون نظریه‌ی «مَوَدَّت اجتماعی»، نه فقط یک یادداشتِ فرهنگی، بلکه «مانیفستِ یک حکمرانیِ متعالی» است. در دورانی که علوم انسانیِ آکادمیک گاهی از واقعیت‌های میدانیِ جامعه فاصله می‌گیرد و مدیریت‌های اجرایی نیز گاهی در چنبره‌ی اعداد و جداولِ بودجه‌ریزی گرفتار می‌شوند، ظهورِ چنین اندیشه‌ای که پیوندی ارگانیک میان «اصالت‌های دینی»، «متدولوژی علمی» و «واقعیت‌های میدان» برقرار می‌کند، رخدادی فرخنده و کم‌نظیر است.

نوشتار اخیر دکتر سید احمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، پیرامون نظریه‌ی «مَوَدَّت اجتماعی»، نه فقط یک یادداشتِ فرهنگی، بلکه «مانیفستِ یک حکمرانیِ متعالی» است. در دورانی که علوم انسانیِ آکادمیک گاهی از واقعیت‌های میدانیِ جامعه فاصله می‌گیرد و مدیریت‌های اجرایی نیز گاهی در چنبره‌ی اعداد و جداولِ بودجه‌ریزی گرفتار می‌شوند، ظهورِ چنین اندیشه‌ای که پیوندی ارگانیک میان «اصالت‌های دینی»، «متدولوژی علمی» و «واقعیت‌های میدان» برقرار می‌کند، رخدادی فرخنده و کم‌نظیر است.

 

 

 

 


۱. عبور از احساسات به سوی استراتژی

اهمیت کار دکتر علوی در «عملیاتی‌سازیِ مفاهیمِ قدسی» است. تبدیل «محبت» (که ماهیتی قلبی و انفعالی دارد) به «مَوَدَّت» (که کنشی مستمر، تکرارپذیر و ساختاریافته است)، هوشمندانه‌ترین گامی است که می‌توان در جهت بازسازیِ سرمایه اجتماعی برداشت. ایشان به درستی دریافته‌اند که «مردم‌سالاری دینی» در عمل، تنها با تکیه بر ساختارهای قانونی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمندِ «پیوندهای ارگانیکِ انسانی» است که از درونِ همین نظریه‌ی مَوَدَّت برمی‌خیزد.

 

 

تلاقی حکیمانه دین، دانش و مدیریت اجرایی؛ چرا «مَوَدَّت اجتماعی» گمشده‌ی امروزِ نظام مدیریتی ماست؟

 

۲. ضرورتِ تبدیلِ نظریه به «فرهنگِ مدیریتی»

آنچه بیش از هر چیز در این نظریه برجسته است، پتانسیلِ تبدیل شدن آن به یک «فرهنگِ مدیریتیِ جامع» در سطحِ کلان کشور است. مدیرِ ترازِ انقلاب، مدیری نیست که تنها به پروژه‌های سخت‌افزاری بیاندیشد؛ بلکه کسی است که «پیوند میان مردم» را زیرساختی‌ترین پروژه‌یِ عمرانیِ خود بداند.

 

 

اگر مدیران ارشدِ کشور، از سطوحِ ملی تا مدیریت‌های شهری، «مَوَدَّت» را به عنوان یک «استراتژیِ نهادی» بپذیرند:

 

اختلافاتِ سیاسی به جای «تنش»، به «رقابت برای خیرِ عمومی» تبدیل می‌شود.
شکاف‌هایِ ناشی از بحران‌های اقتصادی، با «هم‌بستگیِ مبتنی بر مَوَدَّت» ترمیم‌پذیر خواهد بود.
مردم‌سالاری دینی از سطحِ شرکت در انتخابات، به سطحِ «مشارکتِ مسئولانه در اداره کشور» ارتقا می‌یابد.

 


۳. پیوند علم و عمل

اینکه یک عضو شورای شهر، به جای اکتفا به گزارش‌هایِ روتینِ شهری، دغدغه‌یِ نظریه‌پردازی در طرازِ انقلاب را دارد و هم‌زمان در میدانِ مدیریتِ اجرایی حاضر است، نویدبخشِ بازگشتِ «اندیشه» به حکمرانی است. این ترکیبِ «تأملِ نظری» و «تجربه‌ی اجرایی»، دقیقاً همان چیزی است که کشور برای گذار از چالش‌های پیچیده‌یِ مدیریتی به آن نیاز دارد.

 

نظریه‌ی «مَوَدَّت اجتماعی»، یک پیشنهاد برایِ تغییرِ رفتارِ صرف نیست؛ بلکه دعوتی است به بازسازیِ هویتِ مدیریتی در جمهوری اسلامی. جا دارد که این رویکرد به عنوان یک «سرفصلِ آموزشی» در نهادهای حکمرانی و یک «دکترینِ رفتاری» در دستور کارِ مدیران قرار گیرد. ما به مدیرانی نیاز داریم که پیش از آنکه «امضا کنند»، «پیوند بزنند».

 

تقدیر می‌کنیم از دکتر علوی برای جسارتِ علمی در طرحِ مفاهیم اصیلِ دینی در ساحتِ حکمرانی مدرن؛ راهی که ایشان آغاز کرده‌اند، می‌تواند مسیرِ بسیاری از تصمیماتِ سرنوشت‌ساز در سال‌های آینده باشد.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها