در حالی که اخبار مربوط به تحولات جنوب لبنان و تپههای «علیالطاهر» میان دو قطب «ادعای نابودی» و «ادعای عادی بودن» در نوسان است، تحلیلهای سطح اول اغلب از بازخوانی واقعیتهای میدانی و استراتژیک باز میمانند. برخی با تکیه بر روایتهای جناحی، سعی در مدیریت افکار عمومی از طریق متهمسازیهای شتابزده دارند. در این میان، باید پرسید: آنچه در میدان میگذرد، صرفاً نتیجه تفاهمنامههاست یا بخشی از یک نبرد پیچیده که پیش از دیپلماسی آغاز شده؟ برای واکاوی این پرسشها، با دکتر سید احمد علوی، فعال سیاسی و عضو شورای شهر تهران، گفتگویی داشتهایم.
صد آنلاین: دکتر علوی، در فضای مجازی دو روایت متضاد شاهد هستیم؛ گروهی ادعا میکنند حزبالله با ضربات اخیر از هم پاشیده و گروهی دیگر میگویند همه چیز عادی است. واقعیت میدانی کجای این دو قرار دارد؟
دکتر سید احمد علوی: باید از همان ابتدا مرز میان «روایت» و «واقعیت» را مشخص کرد. ادعای نابودی حزبالله، ناشی از ندانستن ماهیت این تشکل است. حزبالله فراتر از یک ساختار نظامی، یک «تفکر» و «ایدئولوژی مقاومت» است. وقتی با یک اندیشه روبرو هستید، حتی اگر زیرساختهای سخت (مانند موشک و تپه) آسیب ببیند، هسته مرکزی آن که همان «اراده» است، از بین نمیرود. بنابراین، روایت نابودی، یک توهم است؛ اما در عین حال، نباید از سنتهای نبرد غافل شد و تصور کرد که همه چیز طبق روال سابق است. جنگ، ذاتاً با فراز و نشیب و شکست و پیروزی همراه است و حزبالله نیز در این مسیر، زخم برداشته است، اما همچنان به عنوان یک جریان زنده و سرافراز باقی است.
صد آنلاین: برخی تحلیلگران میگویند تغییرات میدانی در مناطق حساس مثل «تپههای علیالطاهر» مستقیماً تحت تأثیر تفاهمنامههای سیاسی و دیپلماتیک بوده است. آیا سیاست، بر میدان مقدم شده است؟
دکتر سید احمد علوی: این نگاه، نگاهی سطحی و سادهانگاشته است. نسبت دادن تغییرات میدانی صرفاً به تفاهمنامهها، ناشی از عدم درک پیچیدگیهای نبرد است. نبردهای سنگین در مناطقی مانند «خیام» و «بنت جبیل» حتی پیش از آنکه بحث دیپلماسی به میان بیاید، جریان داشت. حقیقت این است که فشار میدانی، خود بخشی از ابزار دیپلماسی بوده است. در واقع، میتوان گفت موفقیتهای دیپلماتیک، نتیجه مهار و کنترل فشارهای میدانی بود. اگر نگاه به نقشه میدانی دقیق باشد، میبینیم که میزان پیشروی رژیم صهیونیستی پس از فشارهای دیپلماتیک و راهبردی ایران، به شدت محدود و به کمتر از یکسوم کاهش یافته است. در حقیقت، همین توقف پیشروی، همان چیزی بود که تندروهایی مثل نتانیاهو و بنگویر را در برابر تفاهمنامه قرار داد.
صد آنلاین: دکتر، یک نکته بسیار بحثبرانگیز در رسانهها دیده میشود؛ برخی جریانها سعی میکنند با جابهجایی نقشها، واقعیت را وارونه جلوه دهند؛ مثلاً طوری قلم میزنند که انگار ایران به «علیالطاهر» حمله کرده، نه اسرائیل! این نوع روایتسازیها چه پیامدی برای انسجام داخلی و نبرد معنایی دارد؟
دکتر سید احمد علوی: این یکی از خطرناکترین ابزارهای «جنگ شناختی» است. ما با جریانهایی روبرو هستیم که حیات و کسبوکار آنها در «حملات جناحی» و «متهمسازیهای شتابزده» نهفته است. وقتی یک جریان سیاسی، به جای تحلیل استراتژیک، به دنبال متهم کردن همسنگران خود در میدان است، در واقع دارد به نفع دشمن بازی میکند. این نوع روایتسازیهای وارونه، نه تنها حقیقت را کدر میکند، بلکه باعث ایجاد شک و تردید در باور عمومی میشود. نباید اجازه داد خون پاک مجاهدان و مردم لبنان، وجهالمصالحه یا ابزار رقابتهای رسانهای و جناحی داخلی شود. ما باید یاد بگیریم که در میدان نبرد، «تیم» داشته باشیم، نه «جناحهای متخاصم».
صد آنلاین: در نهایت، از دیدگاه شما، درس اصلی این مرحله از نبرد چیست؟
دکتر سید احمد علوی: درس اصلی این است که باید از تجربهها درس گرفت. جنگ ترکیبی و نبرد امروز، فراتر از تیر و تفنگ است. ما باید یاد بگیریم که هم در میدان و هم در رسانه، با دقت و هوشمندی عمل کنیم. نباید اجازه داد شایعات، جایگزین تحلیلهای دقیق شوند. قدرت واقعی در گروی حفظ انسجام، شناخت دقیق از ظرفیتهای خود و عدم گرفتار شدن در بازیهای رسانهایِ بازیگرانِ جناحی است.