در ادبیات امنیت ملی، تمایز میان «جاسوسی» و «نفوذ» اغلب در غبار هیاهوی رسانهای گم میشود. جاسوسی، سرقت «آنچه هست» است؛ اما نفوذ، مهندسیِ «آنچه باید باشد». در حالی که نهادهای نظارتی همواره بر حفاظت از اسناد تمرکز دارند، جریانهای سیاسی امروز با چالشی عمیقتر روبرو هستند: چگونه میتوان سیستمهای تصمیمسازی را از ویروسهای فکری و تصمیمهای القایی پاکسازی کرد؟ در گفتگوی پیشِرو، سید احمد علوی، عضو شورای شهر تهران و تحلیلگر مسائل سیاسی، با زبانی صریح و ساختاریافته، به واکاوی این دو مفهوم پرداخته و از خطراتی میگوید که نه با سرقت مدارک، بلکه با تغییر مسیر حرکت کشور در لایههای پنهان مدیریتی شکل میگیرند.
سید احمد علوی: دقیقاً، ما با یک «خطای استراتژیک» در تعریف مواجهیم. ببینید، جاسوسی یک کنش «مقطعی و اطلاعاتمحور» است. جاسوس به دنبال چیزی میگردد که «موجود» است؛ نقشه، فرمول، یا یک سند طبقهبندی شده. جاسوسی تمام میشود وقتی اطلاعات منتقل شد. اما نفوذ، یک «فرآیند تدریجی و ذهنی» است. نفوذ یعنی شما به جای سرقت سند، سعی کنید «کسی که سند را امضا میکند» تغییر دهید.
جاسوس میخواهد بداند شما چه فکری دارید، اما عنصر نفوذی میخواهد به شما دیکته کند که «چگونه فکر کنید» تا تصمیم بعدیتان همراستا با منافع دشمن باشد. بنابراین، بله؛ جاسوسی یک سرقت از انبار اطلاعات است، اما نفوذ، آلودهسازیِ موتورِ تصمیمساز است.
سید احمد علوی: اتفاقاً تصور اینکه نفوذ فقط در نهادهای اطلاعاتی است، بزرگترین خطای ماست. نفوذ در جایی رخ میدهد که «تصمیمگیری» وجود دارد. در اتاقهای فکر، در تدوین پیشنویس لوایح، در تنظیم مقررات اقتصادی و حتی در تعیین اولویتهای فرهنگی.
وقتی شما در بدنه تصمیمسازیِ وزارتخانهای مانند وزارت کار یا نهادهای رفاهی، فردی را دارید که با تحلیلهای «ظاهراً کارشناسی» اما «باطناً جهتدار»، شما را به سمتی سوق میدهد که در نهایت باعث بیثباتی اجتماعی میشود، این دقیقاً همان نفوذ است.
این فرد جاسوس نیست؛ شاید حتی سند طبقهبندیشدهای هم جابجا نکند؛ اما او در حال «پروژهسازی برای شکست» است. نفوذ، تبدیلِ یک تصمیمِ منطقی به یک تصمیمِ فاجعهبار با استفاده از ابزارهای قانونی است.
سید احمد علوی: معیار تشخیص، «تکرارِ نتایج معکوس» است. ببینید، هر کارشناسی ممکن است اشتباه کند. اما یک عنصر نفوذی، الگوی ثابتی دارد. اگر دقت کنید، میبینید که تصمیمات یا مشاورههای این فرد، همیشه منجر به «تضعیف نهادهای اصلی»، «ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت» و «توقف پروژههای راهبردی» میشود، اما با چنان بستهبندی زیبایی ارائه میشود که هیچکس نمیتواند به او ایراد بگیرد.
ما در پایش رفتاری به دنبال این نیستیم که چه کسی جاسوس است؛ ما به دنبال این هستیم که «چه کسی به طور مداوم، گزینههای استراتژیک کشور را به سمت بنبست هدایت میکند؟». نفوذ، استادِ استفاده از «مصلحتهای موقتی» برای ضربه زدن به «منافع بلندمدت» است.
سید احمد علوی: قطعاً خیر. نظارت امنیتی برای جاسوس خوب است، برای نفوذی ناکارآمد. راه مقابله با نفوذ، «شفافیتِ فرآیندِ تصمیمسازی» است. اگر مشخص باشد که یک تصمیمِ راهبردی بر چه اساس و با مشورت چه کسانی اتخاذ شده، راه برای نفوذ سخت میشود.
ما باید سیستمهای پشتیبان تصمیمخود را تقویت کنیم. نباید اجازه دهیم یک نفر یا یک حلقه خاص، تنها مرجع مشورت برای مدیران ارشد باشند. «تکصدایی» در مشاوره، بسترِ طلاییِ نفوذ است. راهکار دوم، سوادِ «تحلیلِ پیامد» است. مدیران ما باید بتوانند پشتِ ظاهرِ لوکسِ مشاورههای کارشناسی را ببینند و بپرسند: «این پیشنهاد، در ۵ سال آینده کشور را به کجا میبرد؟». اگر پاسخ به این سوال مبهم بود، باید زنگ خطرِ نفوذ را شنید.
سید احمد علوی: مدیران باید بدانند که خطرناکترین دشمن، آن نیست که دیوار را تخریب میکند، بلکه آن است که با کلیدِ خودی، از داخل در را برای ویرانی باز میکند. در عصر جنگهای شناختی، هوشیاریِ ما باید از مرزهای جغرافیایی به مرزهای «عقلانیتِ مدیریتی» منتقل شود. باید بیاموزیم که «تصمیمهایمان» را بیش از «اسنادمان» مراقبت کنیم. نفوذ از جایی آغاز میشود که ما از شک کردن به مشاورههای بهظاهر بینقص، دست برمیداریم.
پایان مصاحبه