۰۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
چرا رویکرد دکتر سید احمد علوی در شورای شهر تهران دست برتر را در مقایسه‌های جهانی دارد؟

چالش تئوریک عضو شورای شهر تهران در مدیریت کلان‌شهرهای جهان؛ عبور از مدل‌های تکنوکراتیک غربی با دوگانه «عدالت ادراکی» و «مودت اجتماعی»

دکتر سید احمد علوی عضو شورای شهر تهران
بازدید:۶۸
صد آنلاین | گروه مدیریت شهری: دهه‌هاست که نظام‌های برنامه‌ریزی شهری در جهان، از پاریس و بارسلونا گرفته تا سئول و تورنتو، زیر سایه سنگین نظریات تکنوکراتیک و ماده‌گرایانه اداره می‌شوند.

صد آنلاین | گروه مدیریت شهری: دهه‌هاست که نظام‌های برنامه‌ریزی شهری در جهان، از پاریس و بارسلونا گرفته تا سئول و تورنتو، زیر سایه سنگین نظریات تکنوکراتیک و ماده‌گرایانه اداره می‌شوند. الگوهایی که شهر را صرفاً مجموعه‌ای از «آسفالت، بتن، تراکم جمعیتی و دسترسی‌های فیزیکی» تعریف کرده‌اند.

 

با این حال، بحران روزافزون انزوای شهروندی، گسست پیوندهای همسایگی و نارضایتی پایدار در پیشرفته‌ترین شهرهای جهان نشان داد که توسعه زیرساختی به‌تنهایی ضامن رضایت و انسجام نیست.

 

 

در این میان، صورت‌بندی دو نظریه محوری «عدالت ادراکی» و «مودت اجتماعی» از سوی دکتر سید احمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران و رئیس ستاد توان‌افزایی سازمان‌های مردم‌نهاد، افق نوینی در دانش حکمرانی شهری گشوده که در تراز مقایسه با مکاتب بین‌المللی، دست برتر و کارایی عمیق‌تری را به نمایش می‌گذارد.

 

 

 

چالش تئوریک عضو شورای شهر تهران در مدیریت کلان‌شهرهای جهان؛ عبور از مدل‌های تکنوکراتیک غربی با دوگانه «عدالت ادراکی» و «مودت اجتماعی»

 


۱. مقایسه تطبیقی «عدالت ادراکی» با نظریه «حق بر شهر» هانری لوفور

در ادبیات مدیریت شهری غرب، نظریه «حق بر شهر» (Right to the City) اثر هانری لوفور و تعاریف دیوید هاروی، از پیشروترین مدل‌ها در نقد بی‌عدالتی فضایی به‌شمار می‌روند.

 

این نظریات عمدتاً بر «توزیع برابر امکانات فیزیکی، حق دسترسی به فضا و مداخله در فرایندهای کالبدی» تمرکز دارند؛ یعنی رویکردی که عدالت را در شاخص‌های عددی و کالبدی اندازه می‌گیرد.

 

مزیت و سرآمدی نظریه دکتر علوی:

 

دکتر سید احمد علوی یک گام فراتر نهاده و بر مفهوم «عدالت ادراکی» (Perceived Justice) دست می‌گذارد. در این پارادایم، مسئله صرفاً کمیت امکانات توزیع‌شده (مثل سرانه فضای سبز، ایستگاه مترو یا سالن ورزشی) نیست، بلکه تعیین‌کننده اصلی، «تصویر و ادراک ذهنی شهروند از منصفانه بودن تصمیمات و رفتار مدیریت شهری» است.

 

  • اگر پیشرفته‌ترین بزرگراه ساخته شود اما شهروند احساس کند صدایش شنیده نشده، اولویت‌های واقعی محله نادیده گرفته شده، یا کرامت او در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ نگشته، شاخص رضایت شهری رشد نخواهد کرد.

 

  • نظریه عدالت ادراکی، «روان‌شناسی شهری» و «ارتباطات انسانی» را وارد کالبد مدیریت شهر می‌کند و با شفافیت، احترام به هویت محلات و رفع تبعیض ادراک‌شده، شکاف میان مدیران و بدنه جامعه را ترمیم می‌سازد؛ نقطه‌ای که نظریات کالبدی غرب در آن متوقف مانده‌اند.

 


۲. مقایسه تطبیقی «مودت اجتماعی» با نظریه «سرمایه اجتماعی» رابرت پاتنام

 

در علوم اجتماعی معاصر، مدل «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) ارائه‌شده توسط رابرت پاتنام، بر ساخت شبکه‌های مدنی، اعتماد متقابل و هم‌افزایی نهادی تکیه می‌کند تا کارآمدی دموکراسی و توسعه افزایش یابد.

 

 با این حال، سرمایه اجتماعی در تجربه غرب غالباً کارکردی «مبتنی بر منفعت، عقلانیت ابزاری و قراردادهای رسمی» پیدا کرده است؛ پیوندهایی که با کوچک‌ترین بحران‌های اقتصادی یا شوک‌های اجتماعی دچار شکنندگی می‌شوند.

 

مزیت و سرآمدی نظریه دکتر علوی:

 

ایده «مودت اجتماعی» که با پشتوانه مبانی انسان‌شناختی و فرهنگی توسط دکتر علوی تبیین شده، افقی به‌مراتب ژرف‌تر از سرمایه اجتماعی ابزاری دارد. مودت، پیوند شهروندی را از سطح «قرارداد نفع‌محور» به سطح «مسئولیت اخلاقی، همدلی قلبی و التیام‌بخشی متقابل» ارتقا می‌دهد.

 

  • کاهش سرسام‌آور هزینه‌های اداره شهر: وقتی شهر بر مدار مودت و اخلاق همسایگی اداره شود، هزینه‌های نظارت پلیسی، تخریب فضاهای عمومی (وندالیسم) و آسیب‌های نوظهور اجتماعی به حداقل می‌رسد.

 

  • احیای روح محله‌محوری: مودت اجتماعی محله را از خوابگاه بتنی به یک ارگانیسم زنده بدل می‌سازد که در آن سازمان‌های مردم‌نهاد، خیرین و گروه‌های محلی، خودجوش به گره‌گشایی از مسائل آسیب‌دیدگان و توان‌یابان می‌پردازند؛ پدیده‌ای که مدیریت شهری پایتخت در طرح‌های مشارکتی محلات آن را لمس کرده است.

 


 

تهران و فرصت ارائه الگوی بومی–جهانی در حکمرانی شهری

 

آنچه نظریات دکتر سید احمد علوی را در صدر مباحث توسعه شهری قرار می‌دهد، ایجاد یک پل ارتباطی میان کالبد سخت‌افزاری شهر و روان نرم‌افزاری شهروندان است.

 

در حالی که کلان‌شهرهای توسعه‌یافته با وجود بودجه‌های نجومی از بحران تنهایی و بی‌اعتمادی شهروندان رنج می‌برند، دوگانه «عدالت ادراکی» و «مودت اجتماعی» نشان می‌دهد که توسعه پایدار شهری نه در کارگاه‌های عمرانی، بلکه در قلوب و اذهان شهروندان شکل می‌گیرد.

 

به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که این منظومه فکری، از سطح اقدامات اجرایی شورا و شهرداری فراتر رفته و به‌عنوان یک «دکترین پیشرو و بومی» در رویدادهای علمی و کرسی‌های نظریه‌پردازی مدیریت شهری جهان به بحث گذاشته شود؛ الگویی که در آن انسان، معنا و اخلاق، دوباره به مرکز هندسه شهر بازمی‌گردند.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها