در دنیای امروز، سؤالی بنیادین مطرح است: چه کسی به ایالات متحده آمریکا اجازه داد تا خود را «داور» سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی کشورهای دیگر بداند؟ زیادهرویهای این قدرت، دیگر تنها در قالب تحریمهای اقتصادی نیست، بلکه در قالب یک «تکبر جهانی» تجلی یافته است که در آن، تصمیم برای جنگ یا صلح، حمله به عراق، ویتنام، کره شمالی، ونزوئلا، کوبا یا ایران، تنها بر اساس منافع کوتاهمدت یک نظام خاص گرفته میشود.
تاریخچه سیاه؛ از جنایات یکطرفه تا قتلعام بیسروپی
نگاهی به تاریخ نیم قرن اخیر نشان میدهد که آمریکا بیش از هر قدرتی، به صورت یکطرفه و بدون مجوز قانونی بینالمللی، به خاک کشورهای مستقل حمله کرده است. از جنگهای مذبذب در ویتنام و کره گرفته تا تشرعهای خونین در عراق و لیبی، الگوی عمل این دولتها همواره یکسان بوده است: تخریب زیرساختها، تغییر اجباری نظمهای اجتماعی و قتلعام زنان و کودکان.
این نظم، که بسیاری آن را بازتاب ارادههای پنهان «فراماسونی» برای مدیریت جهان میدانند، بر پایه این باور استوار است که قدرت نظامی میتواند جایگزین عدالت و حق باشد. اما تاریخ گواه است که هیچ قدرتی که بر پایه ظلم و خونآشامان باشد، ابدیت نیافته است.
پیشبینی قرآنی؛ سرنوشت تکبر و سقوط «استکبار»
اگر از دریچه وحی و قرآن به این وضعیت بنگریم، الگوی سقوط چنین حکومتهایی کاملاً شفاف است. قرآن کریم در جایجای آیات خود، سرنوشت کسانی را که به تکبر و استکبار روی میآورند، پیشبینی کرده است.
در سوره قصص، خداوند میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ تَکَبَّرُوا عَنْ عِبَادِي لَا يُفْلِحُونَ» (همانا کسانی که از بندگان من تکبر ورزیدند، هرگز رستگار نمیشوند). این یک قانون الهی است؛ هرگاه تکبر به اوج خود برساند و انسانیت را زیر پا بگذارد، لحظه سقوط نزدیک میشود.
قرآن کریم در مورد «ظالمان» و «مستکبران» وعده داده است که هرگز آنها را فراموش نخواهد کرد: «وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ» (گمان مبر که خداوند از آنچه ظالمان میکنند غافل است). این «غفلتناپذیری» الهی به این معناست که هر جنایتی در حق کودکان فلسطین، یمن یا زنان عراق، در دفتر حساب الهی ثبت شده و زمان بازپسگیری این حق (قضا و قدر الهی) نزدیک است.
پایان یک دوران؛ از تکبر تا فروپاشی
وقتی حکومتی، خود را جایگزین خدا در تعیین سرنوشت ملتها کند و با رویکردی فرعونی به جهان بنگرد، در واقع در حال شتاب دادن به سقوط خویش است. پیشبینی قرآن از سرنگونی چنین نظمهایی، نه بر اساس یک آرزوی سیاسی، بلکه بر اساس «سنتهای الهی» است.
سقوط هر امپراتوری که بر پایه خونریزی و تحقیر انسانها بنا شده، حتمی است. نظم فعلی جهان که تحت مدیریت تکنوکراتهای فراماسونیک و سیاستمداران جنگطلب آمریکا است، اکنون در مرحلهای از تزلزل قرار دارد که نشان میدهد «سلطه تکبر» در برابر «بیداری ملتها» و «قانون الهی» شکست خورده است.
تاریخ و قرآن هر دو یک نکته را میگویند: هر چه سایه تکبر بلندتر شود، لحظه سقوط آن نزدیکتر است. و روزی که این نظم فرو بپاشد، تنها یادگاری از آن، تپههایی از جنازه کودکان و ویرانههای شهرهایی خواهد بود که گمان میکردند «بهشت» را برایشان میسازند.