۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۵
بازخوانی یک جنایت مرگبار در دادگاه کیفری یک استان تهران؛

تاوان مرگبار یک خالکوبی؛ پایان تلخ دوستی دو جوان با جنایت در محله / بازگشت پرونده قتل پیرمرد ۶۵ ساله

تاوان مرگبار یک خالکوبی؛ پایان تلخ دوستی دو جوان با جنایت در محله / بازگشت پرونده قتل پیرمرد ۶۵ ساله
بازدید:۱۳۹
سرویس حوادث — اختلافی به ظاهر ساده و سطحی بر سر خالکوبی دست دو جوان، به نزاعی خونین و مرگبار ختم شد که در آن پدری ۶۵ ساله قربانی خشم آنی شد و جوانی را پای چوبه دار کشاند. حالا با نقض حکم قصاص اولیه در دیوان عالی کشور، شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران بار دیگر صحنه محاکمه عامل جنایت و بررسی ابعاد نزاع دسته‌جمعی بود.

به گزارش صد آنلاین (به نقل از جام‌جم)، اواخر سال ۱۴۰۳ وقوع یک درگیری خونین و مرگبار در یکی از محله‌های تهران به پلیس مخابره شد. با حضور مأموران در صحنه مشخص شد مردی ۶۵ ساله به نام «محمود» بر اثر اصابت ضربه مهلک چاقو به ناحیه حیاتی بدن به قتل رسیده و ضارب نیز از مهلکه گریخته است.

 

 

ردیابی‌های پلیسی خیلی زود پرده از هویت عامل جنایت برداشت؛ «نادر»، جوان فامیل و دوست صمیمی پسر مقتول. پسر ۱۹ ساله قربانی در تشریح آغاز جرقه این ماجرای شوم به پلیس گفت:

 

«نادر از اقوام دور و دوست من بود. چند روز قبل همراه او به سالنی رفتیم و روی دست‌هایمان تتو زدیم. خانواده‌ام به شدت سنتی و مخالف این کار بودند. وقتی پدرم خالکوبی را دید به شدت برآشفت و وقتی گفتم نادر مرا ترغیب کرده، با عصبانیت به خانه آنها رفت و اعتراض کرد. گرچه در ابتدا همسایه‌ها غائله را خواباندند، اما فردای آن روز نادر به همراه چند نفر مقابل منزل ما آمدند و در نزاع پیش‌آمده، با چاقو پدرم را از پای درآورد.»


 

محاکمه اول و شکسته‌شدن حکم قصاص در دیوان

متهم پس از دستگیری به جنایت اعتراف کرد و پرونده به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. با درخواست اولیای دم برای اشد مجازات و صدور حکم اولیه قصاص، پرونده به دیوان عالی کشور رفت، اما قضات دیوان عالی با وارد دانستن ایراداتی، حکم را نقض کرده و پرونده را برای بررسی دقیق‌تر اتهام «مشارکت در نزاع مرگبار» و حدود قصد متهم، مجدداً به دادگاه بازگرداندند.


 

روز دوم دادگاه؛ «از هیجان چاقو کشیدم، قرار بود از خانه بیرون نیایم»

 

در دور دوم رسیدگی به این پرونده که در دادگاه کیفری یک پایتخت برگزار شد، نادر بار دیگر روبه‌روی میز قضاوت ایستاد و با روایت جزئیات روز حادثه گفت:

«روز قبل با خانواده محمود درگیر شده بودیم. روز حادثه دایی و دامادمان رفتند تا پادرمیانی کنند و قائله را ختم کنند. به من اکیداً گفته بودند از خانه بیرون نیایم. اما وقتی در خانه صدای درگیری و فریادها را شنیدم، کنترلم را از دست دادم؛ از آشپزخانه چاقو برداشتم، به کوچه دویدم و از روی ترس و هیجان ضربه‌ای زدم که باعث مرگ محمود شد. من قصد قتل نداشتم و بعد از ضربه هم بلافاصله از ترسم فرار کردم.»

 

در ادامه وکیل متهم نیز در جایگاه دفاع عنوان کرد:

 

«موکل نقشه و مشارکتی در دعوای سازمان‌یافته نداشته و صرفاً با شنیدن صدای کتک‌کاری و بدون برنامه قبلی و از روی غلیان هیجان وارد صحنه شده و یک ضربه غیرهدفمند وارد کرده است.»

 

اظهارات دایی متهم در جایگاه

 

سپس دایی نادر به‌عنوان متهم ردیف دوم و یکی از حاضران در صحنه نزاع در جایگاه قرار گرفت و گفت:

 

«مقتول از اساس با رفاقت پسرش و نادر مخالف بود و ماجرای تتو این کینه را عمیق‌تر کرد. من صرفاً برای ریش‌سفیدی و عذرخواهی رفتم، اما تا حرف زدم یکی از پسران محمود عصبانی شد و به صورتم مشت زد و دعوا بالا گرفت. چوب کشیدند و من اصلاً متوجه نشدم نادر چه زمانی رسید و ضربه را زد؛ وقتی سرم را برگرداندم دیدم محمود افتاده است.»


 

تصمیم سرنوشت‌ساز در انتظار متهم

 

با پایان دفاعیات طرفین پرونده و بررسی شهادت شهود، قضات شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران برای انشای رأی نهایی و تصمیم‌گیری درباره ابعاد اتهام قتل عمد و مشارکت در نزاع مرگبار وارد شور شدند تا سرنوشت این پرونده پرچالش قضایی مشخص شود.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها