مفهوم «قدرت» در دهههای اخیر از ابزارهای سخت و بخشنامهای به لایههای نامرئی اما قدرتمند «معماری انتخاب» (Choice Architecture) کوچ کرده است. در این میان، اداره کلانشهری همچون تهران بدون اتکا به سرمایه اجتماعی و حضور واقعی مردم با چالش جدی مواجه است.
برای واکاوی این مفهوم از منظر علوم اجتماعی و نظریههای نوین ارتباطات و حکمرانی، به سراغ دکتر سید احمد علوی، رئیس کمیته مشارکتهای مردمی شورای اسلامی شهر تهران رفتیم تا ابعاد تئوریک و کاربردی «قدرت معماری در جلب مشارکتهای مردمی» را به بحث بگذاریم.
متن این گفتوگوی تفصیلی به شرح زیر است:
دکتر علوی: بسمالله الرحمن الرحیم. بحث بسیار راهبردی و دقیقی را مطرح کردید. ما در مدیریت شهری با یک پارادایم شیفت (تغییر پارادایم) روبهرو هستیم. سالهاست که در ادبیات مدیریت، مدیران فکر میکنند اگر با مردم حرف بزنند، اطلاعیه بدهند یا در تلویزیون و رسانهها از آنها دعوت کنند که «بیایید مشارکت کنید»، مردم بلافاصله صف میکشند. اما امروز در علم اجتماعی مدرن میدانیم که انسانها در بستر «ساختارها» و «طراحی محیط» تصمیم میگیرند.
«معماری انتخاب» یعنی ما به عنوان نهاد سیاستگذار و مدیریتکننده شهر، بستر و فضایی را طراحی کنیم که گزینشِ مسیر مشارکت، آسانترین، عقلانیترین و بهصرفهترین انتخاب برای شهروند باشد. اگر زیرساخت شهری، قوانین، فرآیندهای اداری و ابزارهای ارتباطی بهگونهای طراحی شوند که شهروند برای مشارکت در امور محلهاش با مانع، بروکراسی پیچیده و سردرگمی مواجه شود، قطعا قهر میکند؛ حتی اگر صدها ساعت سخنرانی درباره اهمیت مشارکت مردمی پخش کنیم. قدرت معماری یعنی مهندسی محیط تصمیمگیری به نفع کنگریِ فعال شهروند.
دکتر علوی: دقیقاً همینطور است. ما در کمیته مشارکتهای مردمی شورای شهر تهران از روز اول تلاش کردیم از تلهی «مشارکت نمایشی و تزئینی» فاصله بگیریم. مشارکت تزئینی یعنی از مردم بخواهیم در افتتاحیه پروژهای که دیگران برایش تصمیم گرفتهاند دست بزنند؛ این دیگر مشارکت نیست، تماشاچیگری است.
مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که معماری تصمیمگیری شهری در سطح محلات به رسمیت شناخته شود. شورایاریها، خانههای سلامت، سراهای محله و پلتفرمهای دیجیتال نوین، اجزای همین معماری انتخاب هستند. وقتی ما فرآیند عوارض، مدیریت پسماند، بودجهریزی مشارکتی یا توسعه فضای سبز را به لایههای پاییندستی جامعه پیوند میزنیم، یعنی داریم به جای تحمیل اراده از بالا، بستر بروز قدرت اجتماعی را معماری میکنیم.
دکتر علوی: این یک دغدغهی بسیار عالمانه و از جنس همان بحثهای عمیق ارتباطات سیاسی است. بله؛ خطر «الگوریتمزدگی» و «مهندسی ابزاری» وجود دارد. اگر تکنولوژی و پلتفرمهای ارتباطی در دست مدیران تکنوکرات باشد و فقط برای جمعآوری داده یا توجیه تصمیمات از بالا به پایین استفاده شود، این همان قدرت الگوریتمی است که استقلال شهروند را مخدوش میکند.
اما راهکار چیست؟ راهکار این است که «معماری انتخاب» با رویکرد مردمسالارانه و اخلاقی ترکیب شود. تکنولوژی باید در خدمت «تولید رضایت معتبر» و توانمندسازی محلات باشد، نه ابزاری برای ابلاغ دستوری. در مدیریت شهری، هرچقدر ما دسترسی نخبگان محلی، سمنها (سازمانهای مردمنهاد) و گروههای مرجع را به حلقههای تصمیمگیری بازتر کنیم، آن معماری، دموکراتیکتر و پایدارتر خواهد شد.
دکتر علوی: پیام من این است که «مشارکت، دعوتکردنی نیست؛ طراحیکردنی است.» اگر میخواهیم شهروندان در اداره تهران، نگهداری از شهر، کاهش آسیبها و ارتقای سرمایه اجتماعی پای کار بیایند، نباید منتظر بنواریم که مردم خودشان راهی پیدا کنند. ما به عنوان مدیریت شهری باید معماری بسترها را به گونهای اصلاح کنیم که شهروند احساس کند تصمیم او در سرنوشت محله و شهرش اثر عینی، مستقیم و قابل سنجش دارد. رسانهها نیز به جای بازنشر شعارهای کلی، باید ناظر و مطالبهگرِ اصلاح این معماریهای ساختاری در ساختار اداری کشور باشند.