۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۷
گفتگو

رمزگشایی از فرمول بازگشت به «خویشتنِ فراموش‌شده» و درمان فرسودگی روح در هیاهوی جهان سایبر

گفتگو
بازدید:۸۲
صد آنلاین |در روزگاری که شتاب شگفت‌انگیز زیست دیجیتال، پیوند میان انسان با جهان درونش را گسسته و فردیت آدم‌ها در استانداردهای جعلی شبکه‌های اجتماعی حل شده است، «فرسودگی روانی» و «بیگانگی با خود» به بزرگ‌ترین اپیدمی عصر داده‌ها بدل شده است. انسان امروز بیش از هر زمان دیگری متصل و هم‌زمان بیش از هر دوره دیگری در تاریخ، تنها و بی‌خانمانِ روحی است. برای واکاوی این زوال خاموش و یافتن راهبردهای بازیابی سلامت معنوی، به سراغ استاد مجید جهانگیری‌مهر، پژوهشگر و استاد باسابقه حوزه تعلیم و تربیت رفتیم تا نسبت میان انسان معاصر، نظام تربیتی نوین و بازگشت به «خویشتن الهی» را کالبدشکافی کنیم.

در روزگاری که شتاب شگفت‌انگیز زیست دیجیتال، پیوند میان انسان با جهان درونش را گسسته و فردیت آدم‌ها در استانداردهای جعلی شبکه‌های اجتماعی حل شده است، «فرسودگی روانی» و «بیگانگی با خود» به بزرگ‌ترین اپیدمی عصر داده‌ها بدل شده است. انسان امروز بیش از هر زمان دیگری متصل و هم‌زمان بیش از هر دوره دیگری در تاریخ، تنها و بی‌خانمانِ روحی است. صد آنلاین برای واکاوی این زوال خاموش و یافتن راهبردهای بازیابی سلامت معنوی، به سراغ استاد مجید جهانگیری‌مهر، پژوهشگر و استاد باسابقه حوزه تعلیم و تربیت رفتیم تا نسبت میان انسان معاصر، نظام تربیتی نوین و بازگشت به «خویشتن الهی» را کالبدشکافی کنیم.

 

جناب استاد جهانگیری‌مهر، شتابِ افسارگسیخته فناوری و زیست مجازی، انسان معاصر را دچار نوعی «بی‌قراری مزمن» کرده است. به عنوان یک استاد تعلیم و تربیت، ریشه بنیادین این انقطاع عاطفی و روحی را در چه می‌بینید؟


استاد مجید جهانگیری‌مهر: بسم‌الله الرحمن الرحیم. من معتقدم در قرن بیست‌ویکم با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که در تعلیم و تربیت از آن به عنوان «استعمار ادراک» یاد می‌کنیم. انسان معاصر دیگر مالک توجه و تمرکز خویش نیست؛ توجه او به عنوان باارزش‌ترین کالای جهان مدرن توسط غول‌های فناوری مصادره شده است. ریشه بنیادین اضطراب و فروپاشی روحی در این عصر، تقلیلِ مفهوم عمیق «انسان» به یک «کاربر منفعل» است.

 

وقتی انسان از زیست تعمقی و حضوری فاصله می‌گیرد و هویت خود را در بازتاب‌های مصنوعی، لایک‌ها و تأییدهای نمایشی تعریف می‌کند، مرکز ثقل وجودی‌اش از درون به بیرون مهاجرت می‌کند. در چنین وضعیتی، فرد به تعبیر متون اصیل تربیتی، دچار «نسیان نفس» یا خودفراموشی می‌شود؛ همان حقیقتی که قرآن کریم با هشداری تکان‌دهنده می‌فرماید: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ». فراموش کردن خدا مساوی است با از دست دادن خویشتن، و دنیای صفر و یک دقیقاً با پر کردن لحظه‌ها از وهم و تصاویر بی‌وقفه، فرصت اندیشیدن به حقیقت وجود را سلب کرده است.

 

امروزه نسل جدید بیش از هر نسلی تحت تربیت غیررسمی الگوریتم‌هاست. چگونه می‌توان میان ملزومات گریزناپذیر زیست دیجیتال و نیاز اساسی کودک و نوجوان به آرامش باطنی و خویشتن‌داری موازنه برقرار کرد؟


استاد جهانگیری‌مهر: خطای راهبردی اغلب نظام‌های تربیتی و حتی خانواده‌ها، روی آوردن به رویکردهای سلبی صرف یا انفعال مطلق است. ما نمی‌توانیم تکنولوژی را حذف کنیم، اما وظیفه داریم «سوادتریبیتی و عاطفی» را پیش از سواد فناورانه به نسل جدید بیاموزیم. کودک و نوجوان امروز باید بیاموزد که تکنولوژی ابزار زیست است، نه بستر هستی!

 

ما در روان‌شناسی تربیتی بر مفهوم «تثبیت هویت درونی» تأکید داریم. اگر فرد پیش از ورود تمام‌عیار به گرداب فضای مجازی نداند «کیست»، چه سرمایه باطنی عظیمی دارد و غایت خلقت او چیست، جریان بی‌امان محتوا هویت او را قطعه‌قطعه می‌کند. راه موازنه، بازگرداندن تجربه مواجهه حضوری با طبیعت، احیای گفت‌وگوهای زنده خانوادگی و آموختن مهارت «سکوت فعال» است. نوجوان باید بیاموزد که ارزشمندی او به تصویری که روی صفحه شیشه‌ای تلفن همراه می‌سازد وابسته نیست، بلکه به کرامت ذاتی و پیوند عمیق با پروردگار گره خورده است.

 

در میان مفاهیم تربیتی، مفهوم «مراقبه» و «تأمل فردی» تا چه اندازه می‌تواند نقش واکسیناسیون روحی را در برابر فرسودگی ناشی از محتوای پرشتاب مجازی ایفا کند؟


استاد جهانگیری‌مهر: مراقبه در هندسه تربیتی اسلام، یعنی پاسداری دقیق از حریم قلب و اندیشه. ذهن انسانِ متصل به اینترنت شبیه به اتاقی است که تمام درها و پنجره‌هایش در برابر توفانی از غبار و سروصدا باز مانده باشد. بدیهی است در این اتاق آرامشی حکمفرما نخواهد بود. مراقبه یعنی بستن آگاهانه این پنجره‌ها برای دقایقی در شبانه‌روز.

 

امروز روان‌شناسی مدرن پس از دهه‌ها آزمون و خطا به ضرورت «سم‌زدایی دیجیتال» (Digital Detox) رسیده است، اما سنت حکمی و تربیتی ما قرن‌ها پیش تکنیک بسیار متعالی‌تری را تحت عنوان «محاسبه نفس» پیشنهاد داده است؛ اینکه انسان در خلوت خود با شجاعت به تماشای رفتارش بنشیند، کارنامه‌اش را مرور کند و پیش از آنکه ماشین صنعتی و رسانه‌ای برای او تصمیم بگیرد، خودش عنان اراده‌اش را در دست گیرد. سلامت معنوی زمانی محقق می‌شود که خروجی دریافت‌های ذهنی از ورودی‌های آن بیشتر باشد؛ یعنی به جای مصرف بی‌پایان داده، تولید تفکر و معنا صورت پذیرد.

 

برای انسان بالغِ پرمشغله امروز که زیر بار مسئولیت‌های اقتصادی و حرفه‌ای له شده و هم‌زمان در شبکه‌های اجتماعی غرق است، چه فرمول عملیاتی برای «آشتی با خود» پیشنهاد می‌کنید؟


استاد جهانگیری‌مهر: نقطه شروع نجات، درک اضطرار است. تا زمانی که انسان معاصر باور نکند این خستگی مفرط روحی حاصل زیست سطحی است، تلاشی برای بهبود نخواهد کرد. برای بازیابی سلامت معنوی سه گام انضباطی بسیار ساده اما سرنوشت‌ساز وجود دارد:

 

۱. تعیین حریم‌های بدون صفحه نمایش (Screen-Free Zones): انسان هوشمند برای ساعات آغازین صبح و لحظات پایانی شب خود مرز تعیین می‌کند؛ ورود با گوشی هوشمند به رختخواب یا آغاز روز با مرور اخبار منفی، ترور سیستم عصبی است. نخستین مواجهه روز باید با جان و جهان خود باشد، نه جهان سایبر.

 

۲. احیای مناسک خلوت: حتی پانزده دقیقه خلوت بی‌صدا در طول روز، تنفس عمیق، خواندن چند آیه از قرآن با تدبر و گفت‌وگوی بی‌پرده با خداوند، ذهن آشفته را ری‌ست و بازتنظیم می‌کند.

 

۳. خدمت بی‌منت به دیگران: سلامت معنوی در حبس فردی شکل نمی‌گیرد. یکی از بزرگ‌ترین سم‌های عصر دیجیتال، پرورش فردگرایی افراطی و خودشیفتگی است. شکستن این بت درون تنها با دستگیری واقعی از بندگان خدا و ارتباط چهره‌به‌چهره با دردهای عینی جامعه میسر می‌شود.

 

اگر بتوانیم این پیوند گسسته میان «درون» و «برون» را اصلاح کنیم، انسان دوباره احساس زنده بودن خواهد کرد و فناوری به جای آنکه خداوندگار او باشد، به خدمت‌گزار اراده و معنویت او بدل خواهد شد.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها