به گزارش صد آنلاین ،چهارم مرداد و در حالی که خیابانهای شهر به آرامش شبانه فرورفته بودند، خانوادهای هراسان و نگران درجست و جوی مرد۵۶ سالهای بودندکه سوار برخودروی هایما برای معامله سنگهای قیمتی ازمنزل خارج شده و دیگر بازنگشته بود.
خانواده مرد۵۶ ساله که «علیرضا-م» نام داشت به هرکجا سرزدند، اما در نهایت دست به دامان پلیس شدند وپروندهای را درکلانتری نجفی تشکیل دادند. اما حساسیت وپیچیدگی گم شدن «علیرضا» به گونهای بودکه با دستورمستقیم سرداراحمدنگهبان (سکاندارامنیت سرزمین خورشید) پرونده مذکور به پلیس آگاهی ارسال شدتا به طورتخصصی مورد بررسیهای ویژه قرارگیرد.
طولی نکشید که تحقیقات با نظارت دقیق و لحظه به لحظه سرهنگ جوادبیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) به افسران اداره جنایی سپرده شد و یک گروه تخصصی ازکارآگاهان با هدایت عملیاتی سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی) برای ریشه یابی ماجرای گم شدن مردی با سنگهای قیمتی درحالی وارد عمل شدند که رگههایی از وقوع جنایت درآن به چشم میخورد؛ بنابراین کارآگاهان ماجرا را به قاضی دکترصادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) گزارش دادند.
این گونه بودکه مقام قضایی به راهنمایی کارآگاهان پرداخت ودستورهای مهمی را برای رمزگشایی ازاین پرونده پیچیده صادرکرد. با این دستورهای قاطع، کارآگاهان دلگرمی خاصی یافتند ودامنه تحقیقات خود را به سنگهای قیمتی کشاندند چرا که بررسیها نشان داد:سنگهای قیمتی ازمناطق دورافتاده پیدا شده بود وباید ارزش گذاری میشدند. این سنگهای گرانبها که ارزشی حدود۲میلیارد تومان داشتند موجب بروز شبکهای ازدروغ وحقیقت را ایجاد کرده بود. به همین خاطرهم کارآگاهان با ردیابی مسیرحرکت علیرضا (مرد۵۶ ساله گم شده) به مدارکی دست یافتند که ماجرا را فراتر ازیک معامله ساده نشان میداد وحاکی ازآن بود که پای یک رقیب یا همراه مشکوک در میان است.
نقاب از چهره قاتل افتاد
پیگیریهای تخصصی کارآگاهان که با راهنماییهای مستقیم قاضی دکترصادق صفری همراه بود به سرنخهایی ازیک مرد مشکوک به نام «فاضل» رسیدکه هنگام معامله سنگهای قیمتی درکنار «علیرضا» قرارداشت. همین سرنخ مهم کافی بود تا کارآگاهان با کسب مجوز قضایی به سراغ فاضل بروند و اورا دستگیرکنند، اما این مرد درحالی که لبخندهای کنایه آمیزبرلب داشت با ادعاهای پوچ و باورپذیرسعی میکرد مسیر تحقیقات جنایی را منحرف کند.
اومدعی بود با «علیرضا» آشناست، اما چون اختلافات قدیمی داشتند پای او به ماجرای گم شدن وی کشیده شده است. ولی نمیدانست که هیج دروغی درپروندههای جنایی پنهان نمیماند.
رازگشایی ازجنایت درباغ
طولی نکشید که متهم با خونسردی عجیبی به بیان حقیقت پرداخت و به قتل «علیرضا» با بیل اعتراف کرد وگفت: مرد۵۶ ساله را درباغ کشتم و جسد او را هم درون چاهی عمیق انداختم!
اودر یک لحظه حقیقت هولناک را اززیرلابه لای خاک وسکوت چاههای عمیق آشکارکرد وافزود:درآن صبح مه آلود، هنگامی که «علیرضا» برای بررسی سنگها به درون انباری داخل باغ رفت، من هم با ضربات وحشتناک بیل به زندگی او پایان دادم. سپس جسد را درون چاه انداختم و روی آن هم خاک ریختم و ازآن جا گریختم.
درپی اعترافات متهم، ظهرروزگذشته قاضی دکتر صفری به همراه گروهی ازکارآگاهان اداره جنایی مشهد عازم باغ محل وقوع جنایت دراطراف روستای «کارده» شد. متهم این پرونده جنایی که فکرمی کرد با دفن جسد درچاه، حقیقت هم پنهان میماند، درحالی که زنجیرقانون را برپاهایش احساس میکرد، درون باغ ایستاد و محل دفن جسد را به قاضی ویژه قتل عمد وکارآگاهان نشان داد. خیلی زود و با دستورمقام قضایی گروه امدادی آتش نشانی نیز به محل فاجعه تلخ آمدند و با تجهیزات تخصصی، جسد «علیرضا» را از قلب چاههای سکوت بیرون کشیدند. درهمین حال «فاضل» با معرفی کامل خود دربرابردوربین قوه قضاییه ایستاد و جزییات این جنایت هولناک رادرحضورقاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد بازگوکرد، اما همچنان خونسرد بود و دیگرچارهای جزافشای واقعیت تلخ را نداشت.
این گونه بود که معمای یکی ازپیچیدهترین پروندههای جنایی فقط طی چندساعت درمشهد رمز گشایی شدومتهم به قتل نیز به زندان انتقال یافت. /رکنا