در گفتگوی اختصاصی «صد آنلاین» با آقای محمد سراج، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، تحلیلهایی از تحولات اخیر در غرب آسیا ارائه شد. وی با اشاره به تغییر قواعد بازی در منطقه، از شکست محاسبات واشینگتن و ظهور یک نظم جدید تحت مدیریت محور مقاومت سخن گفت.
صد آنلاین: جناب آقای سراج، تحولات اخیر در غرب آسیا، بهویژه حملات اخیر، نشاندهنده چه تغییری در معادلات منطقه است؟
محمد سراج: آنچه ما در ساعات اخیر شاهد آن هستیم، فراتر از یک درگیری نظامی ساده، یک «آشوب ژئوپلیتیک» تمامعیار است. ما با پدیدهای روبرو هستیم که در آن، محاسبات استراتژیک آمریکا و متحدان منطقهایاش بهطور کامل با شکست مواجه شده است. از محاصره مسیرهای حیاتی کشتیرانی در دریای سرخ توسط انصارالله گرفته تا اعمال کنترل قاطع بر تنگه هرمز و حملات دقیق به پایگاههای آمریکا در اردن و عراق، همگی یک پیام واحد دارند: «دوران مدیریت میدان توسط آمریکا به پایان رسیده است.» دیگر جنگ، در زمین و زمانی که واشینگتن تعیین میکند، پیش نمیرود؛ بلکه قواعد جدیدی در حال نوشته شدن است که در آن، قدرتِ عمل در دست جبهه مقاومت است.
صد آنلاین: تحلیل شما از تلاشهای اخیر دونالد ترامپ برای کنترل این بحران چیست؟
محمد سراج: ترامپ و تیم سیاسی او تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای فشار، جنگ را به یک «معادله قابلکنترل» تبدیل کنند؛ به این معنا که تصور میکنند هر زمان که بخواهند میتوانند آتش جنگ را شعلهور کنند و هر زمان که اراده کنند، آن را خاموش سازند. اما واقعیت میدانی نشان داد که این تصور، یک توهم بزرگ است. حملات اخیر نشان داد که هیچ قدرتی، حتی آمریکا، نمیتواند زنجیرهای از واکنشهای هزینهساز و غیرقابلپیشبینی را کنترل کند. هر اقدام نظامیِ ناشی از لجاجت، میتواند جبهههای جدیدی را فعال کند که پیش از این تصور نمیشد.
صد آنلاین: با توجه به نقش کمیسیون اجتماعی مجلس، این تحولات را از منظر امنیت و ثبات اجتماعی چگونه ارزیابی میکنید؟
محمد سراج: این وضعیت برای جمهوری اسلامی، یک فرصت راهبردی است. البته تأکید میکنم منظور ما از فرصت، استقبال از جنگ یا ایجاد ناامنی نیست؛ بلکه منظور، «بهرهگیری از برتری استراتژیک» در مدیریت میدان است. ایران و جبهه مقاومت ثابت کردند که آمریکا دیگر نمیتواند امنیت پایگاهها، مسیرهای انرژی و متحدان خود را تضمین کند. وقتی امنیتِ مسیرهای کشتیرانی و منابع انرژی زیر سؤال میرود، این یعنی قدرتِ نوینِ مدیریت بحران در دست ماست.
صد آنلاین: در تحلیلهای سیاسی، گفته میشود ترامپ تلاش میکند جنگ را به یک «معامله قابلکنترل» تبدیل کند. نظر شما درباره این رویکرد چیست؟
محمد سراج: بله، استراتژی ترامپ بر این پایه استوار است که جنگ را مثل یک سوئیچ روشن و خاموش کند؛ یعنی هر زمان که مصلحت دید جنگ را آغاز کند و هر زمان که خواست، آن را متوقف سازد. اما واقعیتهای میدانی دیشب، این توهم را کاملاً از بین برد.
حملات اخیر نشان داد که هیچ نهادی نمیتواند زنجیرهای از واکنشها را پیشبینی کند. هر اقدام نظامی آمریکا، میتواند جبهههای جدیدی را فعال کند که هزینههای آن بسیار فراتر از توان مدیریت واشینگتن خواهد بود. در واقع، آمریکاییها با فعال شدن جبهههای غیرقابلپیشبینی، با واقعیتِ «عدم توانایی در کنترل میدان» روبرو شدهاند.
صد آنلاین: برخی معتقدند حملات اخیر آمریکا و متحدانش به پایگاههای حشدالشعبی در عراق، یک واکنش دفاعی نیست، بلکه یک حرکت برای پوشاندن ضعفهاست. شما با این دیدگاه موافقید؟
محمد سراج: دقیقاً. ما باید بین «اقدام استراتژیک» و «اقدام نمایشی» تفکیک قائل شویم. حملات به پایگاههای حشدالشعبی، بیشتر یک تلاش برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی جبهه آمریکایی در برابر قدرت مقاومت است. وقتی یک قدرت بزرگ نمیتواند امنیت پایگاهها، مسیرهای انرژی و متحدان خود را تضمین کند، ناچار است به اقدامات نمایشی و تکضربهای روی بیاورد تا از فروپاشی روانی و سیاسی خود جلوگیری کند. این نشانهی اصلی بحران در مدیریت میدان است.
صد آنلاین: در نهایت، این وضعیت چه معنایی برای آینده ایران و منطقه دارد؟ آیا این بحران میتواند به یک فرصت تبدیل شود؟
محمد سراج: باید بسیار دقیق صحبت کرد. ما از جنگ و ایجاد ناامنی استقبال نمیکنیم، اما باید پذیرفت که این وضعیت برای ایران و جبهه مقاومت یک «فرصت استراتژیک» است. این فرصت از این جهت که برتریِ آمریکا در مدیریت بحرانهای منطقهای را به طور کامل زیر سوال برده است.
امروز به همه جهان ثابت شد که امنیتِ مسیرهای انرژی و کشتیرانی دیگر تضمینشدهی آمریکا نیست. این یعنی قدرت از مرکز به پیرامون منتقل شده است. این یک پیام امید است؛ امیدی به اینکه نظم جدیدی در حال شکلگیری است که در آن، حق و عدالت میدانی، بر محاسبات خشک و سیاسیِ قدرتهای استکبار پیروز خواهد شد.