به گزارش صد آنلاین ، اواخر اسفند سال گذشته، مردی با مراجعه به پلیس از اخاذی چند مأمور قلابی شکایت کرد و گفت: سوار بر خودروی مدل بالای خود در یکی از خیابانهای تهران در حال حرکت بودم که سرنشینان یک دستگاه پژو جلوی مرا گرفته و دستور ایست صادر کردند. آنها خودشان را مأمور امنیتی معرفی نموده و گفتند گزارشی دریافت کردهاند که داخل خودروی من سلاح و مهمات حمل میکنم و با آمریکا و اسرائیل در ارتباط هستم.
وی افزود: هر چه توضیح دادم که اشتباه میکنند، حرفم را باور نکردند. سپس شروع به بازرسی خودرو کردند و مدام تهدید میکردند اگر موضوع را به مقامات بالاتر گزارش دهند، دچار دردسر بزرگی خواهم شد. به شدت ترسیده بودم. در نهایت گفتند اگر پول پرداخت کنم، ماجرا را خاتمه میدهند. من هم ۳۰ میلیون تومان به حسابشان واریز کردم و ساعت و دستبند طلایم را نیز به آنها دادم.
این مرد گفت: فردای آن روز وقتی ماجرا را برای دوستم تعریف کردم، او به من گفت نیروهای امنیتی هرگز چنین رفتاری ندارند و احتمالاً با مأموران قلابی روبرو شدهام. همان لحظه تصمیم گرفتم از آنها شکایت کنم.
با ثبت این شکایت، تحقیقات پلیسی آغاز شد و کارآگاهان دریافتند اعضای یک باند حرفهای با جعل عنوان مأمور امنیتی، سناریوی اخاذی از رانندگان خودروهای گرانقیمت را اجرا میکنند. بررسیها نشان داد متهمان با پوشش نظامی و تجهیزات شبهانتظامی، رانندگان خودروهای مدل بالا را متوقف کرده و با ادعای ارتباط با موساد، حمل سلاح یا فعالیتهای امنیتی، آنها را تحت فشار قرار میدادند تا پول و طلاهایشان را تحویل دهند.
در ادامه، شکایتهای مشابه دیگری نیز به پلیس رسید. مالباختگان در اظهارات خود عنوان کردند متهمان پس از ایجاد رعب و وحشت، آنها را تهدید میکردند که در صورت همکاری نکردن، پرونده امنیتی برایشان تشکیل خواهد شد.
کارآگاهان با استفاده از چهرهنگاری و اقدامات اطلاعاتی، هویت اعضای باند را شناسایی کردند. بررسی سوابق نشان داد هر پنج متهم از مجرمان سابقهدار هستند و در پرونده خود انواع جرایم را دارند. در نهایت اعضای باند در عملیاتی پلیسی دستگیر شدند و تحقیقات درباره جرایم احتمالی دیگر آنها ادامه دارد.
مردی که از اعدام نجات یافت اما دوباره به خلاف بازگشت
حجت، سردسته ۶۰ ساله این باند، سالها پیش به اتهام حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شده بود اما پس از مدتی با استفاده از عفو، حکم اعدامش شکسته شد و به ۱۵ سال زندان کاهش یافت. او پس از آزادی، به جای ترک خلاف، این باند اخاذی را تشکیل داده بود.
وی در بازجوییها درباره شیوه سرقتهایشان گفت: وقتی تصمیم به اخاذی گرفتیم، اول به خودرو نیاز داشتیم. دو نفر از اعضای باند به عنوان مسافر سوار یک پژو شدند و با تهدید چاقو، ماشین را سرقت کردند و راننده را بین راه پیاده نمودند.
از او پرسیده شد: بعد از اینکه از یک قدمی اعدام برگشتی، چرا دوباره دست به خلاف زدی؟
او پاسخ داد: فقط میتوانم بگویم وقتی از زندان آزاد شدم، همزمان شده بود با شروع جنگ تحمیلی سوم. با خودم گفتم بهترین فرصت است که از شرایط سوءاستفاده کنم و پول به دست بیاورم.
سردسته باند درباره طراحی این سناریو نیز گفت: اصل ماجرا همان جعل عنوان مأمور بود اما با توجه به شرایط خاص کشور، تصمیم گرفتم با ترساندن صاحبان خودروهای مدل بالا و متهم کردن آنها به جاسوسی و همکاری با موساد، از آنها اخاذی کنم.
او در پاسخ به این سؤال که از سرقتها چقدر پول به دست میآوردند، گفت: همه چیز بستگی به وضعیت مالی مالباخته داشت. هر چه بیشتر میتوانستیم، میگرفتیم.
وی درباره همدستانش نیز گفت: همه ما خلافکار بودیم و سالهای زیادی را در زندان گذراندهایم. برای کسی که ۱۵ سال زندان بوده، پیدا کردن افراد خلافکار کار سختی نیست./رکنا