آخرین اخبار
۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۴

قصاص دامادی که همسرش را با نخ بادکنک خفه کرد

قصاص دامادی که همسرش را با نخ بادکنک خفه کرد
بازدید:۳۲۱۷
صد آنلاین | مردی که همسرش را با نخ بادکنک خفه کرده بود، با وجود بخشش فرزندان، به اصرار مادرزن قصاص می‌شود.

  به گزارش صد آنلاین ، مرد میانسالی که همسر خود را با نخ بادکنک به قتل رسانده بود و به قصاص محکوم شده بود، اگرچه از سوی دختر و پسرش بخشوده شد، اما با اصرار مادرزنش بر اجرای حکم، بار دیگر در آستانه چوبه دار قرار گرفته است.

رسیدگی به این پرونده از اردیبهشت سال ۱۴۰۳ آغاز شد، زمانی که همان مرد میانسال به پلیس مراجعه کرد و ثبت شکایتی مبنی بر ناپدید شدن همسرش را انجام داد. در نخستین گام‌های تحقیقاتی، مأموران متوجه شدند که این زن و شوهر از مدتها پیش با یکدیگر اختلاف داشته‌اند.

دختر این خانواده در توضیح به پلیس گفت: «آخرین باری که مادرم را دیدم، فردای روز تولدم بود. صبح او من و برادرم را بیدار کرد و به مدرسه فرستاد. اما وقتی به خانه برگشتیم، خبری از مادرمان نبود. از پدرمان پرسیدیم که گفت: با مادرتان دعوا کردیم و او قهر کرد و از خانه رفت. از او خبری ندارم.»

کارآگاهان به پدر خانواده مظنون شدند و او را دستگیر کردند. در همان بازجویی‌های اولیه، متهم به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «روز حادثه مشروب خورده بودم و حال عادی نداشتم. سر موضوعی با همسرم دعوا کردم. در یک لحظه نخ یکی از بادکنک‌هایی که از شب تولد دخترم مانده بود را دور گردنش پیچیدم و کشیدم. ناگهان روی زمین افتاد و نفسش قطع شد. از ترس، جسدش را زیر تخت بچه‌ها پنهان کردم و روز بعد با ماشین دوستم آن را به حاشیه شهر بردم و رها کردم.»

پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه، مادر مقتول به جایگاه آمد و درخواست قصاص کرد. سپس پسر و دختر قربانی نیز خواستار قصاص پدرشان شدند.

متهم پشت جایگاه ایستاد و گفت: «بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک با همسرم، دست به کاری زدم که خودم را هم نمی‌توانم ببخشم. سال‌ها به شیشه و هروئین اعتیاد داشتم. سمیرا بارها کمکم کرد تا ترک کنم. فردای روز تولد دخترم، با برادرزنم مخفیانه در انباری شیشه کشیدیم که همسرم فهمید. برخورد خوبی نکرد، من هم خجالت کشیدم چون او برای ترک دادنم خیلی سختی کشیده بود.»

او افزود: «برادرش سریع از آنجا رفت. من وقتی به خانه برگشتم، دیدم همسرم در اتاق گریه می‌کند. چون حال عادی نداشتم، دوباره بحث شد و من او را با نخ بادکنک کشتم. شب، پسر و دخترم که از نبود مادرشان بی‌تابی می‌کردند، روی همان تختی خوابیدند که جسد مادرشان زیرش بود.»

در ادامه، مادر مقتول گفت: «چند روز بعد از آن ماجرا، پسرم عذاب وجدان گرفت و خودکشی کرد. من هر دو فرزندم را از دست داده‌ام و به هیچ وجه حاضر به گذشت و مصالحه نیستم.»

متهم بار دیگر اظهار پشیمانی کرد و گفت: «من لیاقت زنده بودن ندارم و باید قصاص شوم.»

قضات پس از شور، متهم را به قصاص محکوم کردند.

پس از صدور رأی، دو فرزند مقتول از درخواست خود گذشتند و پدرشان را بخشیدند، اما مادر سمیرا بر خواسته‌اش پافشاری کرد و گفت: «حاضرم هم تفاضل دیه را پرداخت کنم و هم سهم دیه نوه‌هایم را بدهم.»

دومین جلسه دادگاه

در جلسه بعدی، متهم دوباره اظهار ندامت کرد و از مادرزنش حلالیت طلبید. مادر سمیرا به جایگاه رفت و گفت: «دخترم همیشه از خودگذشتگی می‌کرد، اما شوهرش به جای قدردانی، او را کشت. نوه‌هایم دو روز بهانه مادرشان را می‌گرفتند، اما این داماد سنگدل بدون توجه به گریه آنها، جسد دخترم را در بیابان رها کرد. بعد هم پسرم خودکشی کرد. نمی‌توانم کسی را که باعث مرگ دو فرزندم بوده ببخشم. او باید قصاص شود.»

در پایان، قضات بار دیگر متهم را با این شرط که تفاضل دیه و سهم دیه فرزندان مقتول پرداخت شود، به قصاص محکوم کردند./روزنامه ایران 

 
 
تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها