پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
داستان اعتدا و ظلم یهودیان در روز شنبه چیست و آیا واقعاً گروهی از یهودیان مسخ شده و میمون شدند؟ (بقره/۶۵) بعد از مسخ وضعیتشان چی شد؟ آیا نسبت به این موضوع، گزارشهای تاریخی نیز وجود دارد؟
پاسخ:
«مسخ» در عربی به معنای تغییر صورت و زشت شدن آن (۱) و از شکل انسان به شکل حیوان درآمدن است. در اصطلاح قرآنی و دینی، انسان گناهکار درحالیکه هنوز انسانی عاقل است، (۲) بهسبب سرپیچی از فرمان خداوند، شکل و شمایلش شبیه حیوانی همچون میمون یا خوک میشود و وقتی خودش را به این شکل میبیند، عذاب میکشد. (۳) مشهورترین نمونه مسخ در قرآن، داستان یهودیانِ «اصحاب سبت» (یاران شنبه) است.
گناه مسخشدگان روز شنبه
گروهی از یهودیان در شهری ساحلی زندگی میکردند. خداوند صید ماهی در روز شنبه را برای امتحان بر آنان حرام کرد. پس از مدتی ماهیها در روزهای شنبه بهوفور و آشکارا به سمت ساحل میآمدند و کاملاً در دسترس بودند؛ اما در روزهای دیگر به ساحل نزدیک نمیشدند. یهودیان وقتی این ماجرا را دیدند به سه دسته مختلف تقسیم شدند:
گروهی از آنان دست به یک حقه یا اصطلاحاً «کلاهشرعی» زدند. آنها در روزهای جمعه ترفندی را در ساحل اجرا میکردند تا ماهیها در روزهای شنبه محبوس شوند و سپس در روزهای یکشنبه، آن ماهیها را میگرفتند و میگفتند: ما فرمان خدا را زیر پا نگذاشته و روز شنبه ماهی نگرفتیم!
گروه دوم هرچند خودشان اقدام به صید نکردند، اما در مقابل گناه صیدکنندگان سکوت کردند و آنان را نهی از منکر نکردند؛
گروه سوم نهتنها خود صید نکردند، بلکه با صیدکنندگان مخالفت و آنان را از این منکر نهی کردند. خداوند دو گروه اول را مجازات و با امر تکوینی ظاهر آنان را شبیه به میمون و اصطلاحاً «مسخ» کرد. (۴)
مسخ یهود؛ واقعی یا تمثیلی؟ (جسمانی یا روحانی؟)
همه مفسران معتقدند که گناهکاران یهود واقعاً تبدیل به میمون شدند. تنها کسی که از قدما با مسخ واقعی مخالفت کرده و به مسخ روحانی، تمثیلی و باطنی باور دارد، مجاهد بن جبیر (متوفای ۱۰۲ ق) است. به اعتقاد وی آنان واقعاً تبدیل به میمون نشدند و بدنشان همچنان به شکل انسان بود؛ (۵) فقط قلبهایشان مسخ و درک و فهمشان همانند درک و فهم میمون شد. (۶) به باور او خداوند همانطور که علمای یهود که تورات را حمل میکنند، اما به آن عمل نمیکنند، در قرآن به درازگوش مثال زده و تشبیه کرده است، (۷) گناهکاران روز شنبه را نیز در نپذیرفتن پند و اندرز، به میمون مثال زده و تشبیه کرده است؛ اما همانطور که مشخص است قول مجاهد با ظاهر قرآن مخالف است (۸) و بدون دلیل، نمیتوان دست از ظاهر قرآن برداشت. (۹)
وضعیت مسخشدگان پس از مسخ
قبل از اینکه گناهکاران به میمون و خوک مسخ شوند نیز میمون و خوک وجود داشته و نباید گمان کرد که از آن به بعد چنین موجوداتی خلق شدهاند. (۱۰) مطابق روایتی که ابنمسعود از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نقل کرده، موجودی که مسخ میشود نسل و عقبی از خود باقی نمیگذارد. (۱۱) هرچند مطابق برخی اقوال و روایات ضعیف، مسخشدگان پس از مسخ باقی ماندند، زادوولد کردند و به حیات خود به همان شکل حیوانی ادامه دادند؛ (۱۲) اما اکثر مفسران (۱۳) معتقدند که آنان سه (۱۴) یا نهایتاً هفت (۱۵) روز زنده ماندند و سپس بدون اینکه در زمان حیوان بودن، زادوولدی کنند، همگی مردند و نسلی حیوانی از آنها باقی نماند؛ بنابراین، بوزینهها و خوکهایی که اکنون وجود دارند، از نژاد آنان نمیباشند. (۱۶)
گزارشهای تاریخی از مسخشدگی یهودیان
مطابق قرآن، اصحاب سبت در کنار دریا و در یک شهر ساحلی زندگی میکردند و اطلاع دیگری درباره زمان و مکان زندگی آنان در قرآن نیامده است. در روایات، شهر اصحاب سبت، «ایله» معرفی شده است. (۱۷) شهر ایله احتمالاً به بندر ایلات فعلی اشاره دارد که در کنار دریای سرخ و در فلسطین اشغالی قرار دارد. (۱۸) شهرهای «مدین» و «طبریه» نیز بهعنوان مکان زندگی اصحاب سبت، ذکر شده است. (۱۹) مفسران معتقدند این واقعه پس از حضرت موسی و در زمان حضرت داود رخ داده است. (۲۰) این ماجرا در منبع دیگری غیر از قرآن همچون کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان مشاهده نشد.
نتیجه:
۱. یهودیانی که در شهری ساحلی زندگی میکردند از صید ماهی در روز شنبه منع شدند. ماهیها روزهای شنبه به کنار ساحل میآمدند و در دسترس بودند، اما در سایر روزها به ساحل نزدیک نمیشدند. گروهی از یهودیان برای اینکه هم در روز شنبه شکار نکرده باشند و هم ماهیهایی که روز شنبه به ساحل میآمدند را شکار کرده باشند، تصمیم گرفتند روزهای جمعه تلههایی را در ساحل کار بگذارند تا ماهیها روزهای شنبه در آنها گرفتار شوند تا روز یکشنبه آنها را بگیرند! خداوند بهدلیل این حقۀ یهودیان آنان را عذاب و تبدیل به میمون کرد؛
۲. ظاهر آیات قرآن این است که بدن آنان شبیه به میمون شد و اکثر مفسران معتقدند این مسخ جسمانی و واقعی بوده است؛
۳. انسانهایی که مسخ شدند چند روز بیشتر زنده نماندند و بعد بدون اینکه در این مدت زادوولدی بکنند، همگی مردند.
برای مطالعه بیشتر:
شاکر اشتیجه، محمدتقی، قیومزاده، محمود، «جستاری در چیستی و چگونگی مسخ انسان»، انسان پژوهی دینی، بهار و تابستان ۱۳۹۲ ش، ش ۲۹، صص ۸۳-۱۰۸.
پینوشتها:
۱. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، بیتا، ج ۳، ص ۵۵: «تحویل صوره إِلى صوره أَقبح منها»؛ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ سوم، ۱۴۰۴ ق، ج ۱، ص ۴۳۱.
۲. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۲۶ ق، ج۵، ص ۷۴.
۳. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق، ج۳، ص ۵۴۲.
۴. این داستان در آیههای ۱۶۳ تا ۱۶۶ سوره اعراف بهتفصیل بیان و در آیه ۶۵ سوره بقره و آیه ۴۷ سوره نساء نیز به آن اشاره شده است. در برخی از تفاسیر ادعا شده که جوانان آنان به میمون و پیران آنان به خوک مسخ شدند. (طبرانی، احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اردن، دار الکتاب الثقافی، چاپ اول، ۲۰۰۸ م، ج۳، ص ۲۰۸) این قول با ظاهر قرآن مخالف است. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق، ج۱۵، ص: ۳۹۳. برخی دیگر نیز گفتهاند: مسخشدگان زمان حضرت داود میمون و مسخشدگان زمان حضرت عیسی علیهماالسلام، خوک شدند. مکى بن حموش، الهدایه إلى بلوغ النهایه، شارجه امارات، جامعه الشارقه، کلیه الدراسات العلیا و البحث العلمی، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج۴، ص ۲۶۱۱.
۵. ابنجوزى، عبدالرحمن بن على، زاد المسیر فى علم التفسیر، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ ق، ج۱، ص ۷۴.
۶. صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمى تفسیر عبدالرزاق، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق، ج۱، ص ۱۵. البته بعدها برخی همچون تفسیر المنار این قول را انتخاب کردند. رضا، محمد رشید، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ج۶، ص ۴۴۸.
۷. سوره جمعه، آیه ۵.
۸. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق، ج۱، ص: ۲۶۳؛ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج۱، ص ۲۹۰.
۹. طبرسى، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ ش، ج۱، ص ۲۶۴.
۱۰. طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج۵، ص ۱۷.
۱۱. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ ق، ج۴، ص ۲۹۸.
۱۲. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشى، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۸۰ ق، ج۲، ص: ۳۵؛ طبرسی، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص ۷۵۸.
۱۳. نسفى، عبدالله بن احمد، مدارک التنزیل و حقایق التاویل، بیروت، دار النفائس، چاپ اول، ۱۴۱۴۶ ق، ج۲، ص ۱۲۱.
۱۴. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ ق، ج۴، ص ۲۹۸.
۱۵. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق، ج۲، ص ۷۱.
۱۶. انصاری، ابوذر، «ابعاد مسخ در قرآن و روایات»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، ۱۳۹۱ ش.
۱۷. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق، ج۲، ص ۷۰.
۱۸. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ ش، ج۶، ص ۴۱۸.
۱۹. طبرسى، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ ش، ج۴، ص ۷۵۶.
۲۰. مکى بن حموش، الهدایه إلى بلوغ النهایه، ج۴، ص: ۲۶۱۱؛ طبرانی، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص ۲۰۸.