به گزارش صدآنلاین، در روزهای پرالتهاب اجتماعی، بازار پیشبینی آینده داغ میشود. هرچه اضطراب جمعی بیشتر باشد، میل به دانستن «آنچه خواهد شد» نیز افزایش مییابد. در چنین فضایی گروهی با تکیه بر «نجوم» و محاسبات ستارگان سخن از ساعات سعد و نحس میگویند، برخی با عنوان «کهانت» مدعی ارتباط با موجودات نامرئی و دریافت خبر از آینده میشوند، و عدهای نیز با نامهایی چون علوم غریبه، رمالی و سحر به پیشگویی رو میآورند. نقطه مشترک همه اینها وعدهای است که به انسان نگران میدهند: اینکه میتوان آینده را پیشاپیش دید یا مسیر آن را با دانشی پنهان کنترل کرد.
با این حال، در سنت اسلامی و بهویژه در سخنان اهلبیت علیهمالسلام، نگاه بسیار محتاطانه و حتی انتقادی نسبت به چنین ادعاهایی وجود دارد. در نهجالبلاغه نقل شده است که وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام قصد حرکت به سوی خوارج را داشت، کسی با استناد به علم نجوم او را از حرکت در آن ساعت نهی کرد. امام با صراحت این ادعا را به چالش کشید و فرمود: آیا گمان میکنی میتوانی ساعتی را نشان دهی که اگر کسی در آن حرکت کند از بدی محفوظ بماند و ساعتی که اگر در آن حرکت کند دچار زیان شود؟
بنابر روایت تسنیم، در ادامه این سخن، امام نکتهای بنیادین را بیان میکند: «هر کس تو را در این سخن تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده و از استعانت به خدا در بهدست آوردن خیر و دفع شر بینیاز شده است.» این جمله در واقع نقدی عمیق به منطق پیشگویی است. اگر انسان باور کند که سرنوشتش به محاسبات منجمان یا توصیههای پیشگویان وابسته است، نقش توکل، دعا و مسئولیت انسانی در تصمیمگیری کمرنگ میشود.
امام علی علیهالسلام حتی پا را فراتر میگذارد و توضیح میدهد که چنین ادعاهایی چگونه به جابهجایی مرجع اعتماد میانجامد؛ یعنی فرد به جای سپاس و اتکا به خداوند، احساس میکند که منجّم یا پیشگو سبب نجات یا موفقیت او بوده است. به تعبیر حضرت، این وضعیت نوعی شریک قرار دادن برای خدا در تدبیر امور انسان است؛ زیرا پیشگو خود را صاحب دانشی معرفی میکند که مسیر خیر و شر را تعیین میکند.
به همین دلیل، امام در همان خطبه خطاب به مردم هشدار میدهد: «از آموختن نجوم بپرهیزید، مگر آن مقدار که برای راهیابی در خشکی و دریا لازم است؛ زیرا این دانش انسان را به سوی کهانت میکشاند.» سپس با زنجیرهای هشداردهنده میفرماید: منجّم همچون کاهن است، کاهن مانند جادوگر، جادوگر همانند کافر، و کافر در آتش است. مقصود حضرت نفی دانشهای طبیعی یا محاسبات نجومی نیست، بلکه هشدار نسبت به تبدیل آن به ابزار پیشگویی سرنوشت انسانهاست.
از منظر اجتماعی نیز گسترش پیشگوییها پیامدهای مهمی دارد. چنین فضاهایی معمولاً به جای ایجاد فهم و تحلیل عقلانی، نوعی تشویش ذهنی در جامعه ایجاد میکنند. افراد به جای بررسی واقعیتها و مسئولیتهای خود، درگیر نشانهها، زمانهای نحس و پیشبینیهای مبهم میشوند؛ پیشبینیهایی که غالباً نه قابل سنجشاند و نه پاسخگویی دارند.
پیامد دیگر این روند، نوعی انفعال جمعی است. وقتی آینده به نیروهای پنهان، ستارگان یا پیامهای غیبی نسبت داده شود، نقش اراده و کُنش انسان کمرنگ میشود. در حالی که سنت دینی بر مسئولیتپذیری، توکل و اقدام آگاهانه تأکید دارد. شاید به همین دلیل است که امیرالمؤمنین علیهالسلام در پایان همان سخن، پس از رد پیشگوییها، به مردم فرمود: «به نام خدا حرکت کنید.» یعنی آینده نه در محاسبات پیشگویان، بلکه در ایمان، عقلانیت و عمل انسان شکل میگیرد.
این نکته را نیز باید در نظر داشت که گاهی درست از آب درآمدن برخی پیشگوییها هرگز دلیل بر درستی این روشها و یا جواز ترویج آنها در سطح عموم نیست. بسیاری از این ادعاها هیچگاه محقق نمیشود و تنها درصد اندکی به واقعیت نزدیک میشود. خود علم نجوم در اصل بیاعتبار نیست و نمونههایی از کاربرد صحیح آن در قرآن مشاهده میشود؛ اما این علم برای عموم مردم بهعنوان ابزار پیشگویی تجویز نشده است و بنا نبوده سرنوشت یک جامعه را به آن گره بزنند. بسیاری از امور در جهان بداءپذیرند و تنها در سطح علم الهی و نزد اوصیا روشن است، نه نزد مدعیان پیشگویی.
بنابراین مسئله زمانی آغاز میشود که از این دانش برای پیشگویی سرنوشت انسانها و تعیین زمانهای سعد و نحس استفاده شود. پرسش اصلی این است که آیا چنین پیشگوییهایی واقعاً در اراده و مشیت الهی تأثیری دارند؟ و آیا کسی میتواند با این محاسبات سرنوشت را تغییر دهد، در حالی که در نظام قضای الهی ممکن است امری به گونهای دیگر رقم خورده باشد؟
محور اساسی همان نکتهای است که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: اگر کسی این ادعاها را بپذیرد، در عمل از اتکال به خدا و یاری خواستن از او در امور زندگی بینیاز جلوه میکند و به جای توکل، به محاسبات منجمان و پیشگویان تکیه میزند. تجربه نشان داده است افرادی که وارد وادی پیشگویی، رمالی و کهانت میشوند، بهتدریج زندگی را بر خود و اطرافیان تلخ میکنند و از مسیر طبیعی و سالمِ زیستن خارج میشوند. برنامهریزیها و راهبردهای آیندهی آنها بهجای عقلانیت، مشورت، توکل و تلاش، بر پایهی اوهام و خبرهای نامطمئن از آینده بنا میشود؛ آیندهای که روشن نیست اساساً تحقق پیدا کند یا نه.
در چنین فضایی، انسان بهجای اینکه با توکل بر خدا و بهکارگیری عقل، تجربه و سنّتهای الهی در عالم برای آینده خود تصمیم بگیرد، از یک گفتهی منجّم یا رمال میترسد یا به آن دل میبندد. این همان چیزی است که امام علی علیهالسلام نسبت به آن هشدار میدهد؛ زیرا هم ایمان را آسیب میزند و هم اراده و مسئولیتپذیری انسان را تضعیف میکند. طبیعی است که در چنین شرایطی بازار رمالان، منجّمان شهرتطلب و مدعیان علوم غریبه گرم میشود؛ کسانی که با بازی با ترسها و امیدهای مردم، عدهای را گرد خود جمع میکنند، بیآنکه مسئولیتی در قبال پیامدهای فکری و روانی این کار بر عهده بگیرند.