در روزهایی که آتش تجاوز رژیم صهیونیستی بر پیکر مردم بیدفاع منطقه فرو میبارد و سیاستهای آمریکا آشکارا از این جنایتها حمایت میکند، سکوت برخی چهرههای مشهور داخلی، نه «بیموضعی»، بلکه خود نوعی موضع است؛ موضعی در برابر حقیقت.
سالهاست بخشی از بدنه فرهنگی و هنری کشور گرفتار نوعی جدایی از مردم و باورهای دینی جامعه شده است. شهرت، رفاه و وابستگی فرهنگی به رسانههای بیگانه، به تدریج وجدان بیدار بسیاری را به خواب مصنوعی برده است؛ خوابی که در آن اشک برای حیوانات ریخته میشود، اما فریاد برای کودکان غزه و ایران خفه میماند.
این رخوت فقط یک غفلت شخصی نیست، بلکه ریشهای دینی، اجتماعی و تاریخی دارد. در فرهنگ اسلامی، بیتفاوتی در برابر ظلم، خود شریک شدن در آن است. قرآن بارها هشدار داده است که «از ظالمان فاصله بگیرید تا آتششان شما را نسوزاند». جامعهای که نخبگان فرهنگیاش جرأت دفاع از مظلوم را نداشته باشند، دیر یا زود سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد.
این روزها، میدان آزمون وجدان است. سکوت دیگر انتخاب امنی نیست. چهرهها باید خط خود را با حامیان جنگ، تحریم و سلطه روشن کنند. ملت ایران حافظهای قوی دارد و این روزها را فراموش نخواهد کرد. هرکس باید تصمیم بگیرد در کدام سوی تاریخ بایستد: کنار ملتها و مظلومان یا در صف توجیهگران قدرتهای خونریز.
پیش از آنکه دیر شود، وقت آن است که اهل هنر و رسانه به توصیه همیشهزنده امام (ره) برگردند که «هنر باید در خدمت نور باشد نه در خدمت ظلمت».
امروز، طرف درست تاریخ همانجاست که صدای مظلوم شنیده میشود.