در آموزههای قرآنی آمده است: بدگمانی نسبت به خداوند سبحان، رویکرد منافقان و مشرکان است و آنان را به عذاب میکشاند:
«وَيُعَذِّبَ المُنافِقينَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِكينَ وَالمُشرِكاتِ الظّانّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوء…» (فتح، ۶)
«و مردان و زنان منافق و مشرک را که به خدا گمان بد بردند، عذاب میکند.»
خداوند خیر محض است و هیچ شرّی از او صادر نمیشود؛ این انسان است که به خودش و دیگران ظلم میکند. بنابراین باید نسبت به خویشتن و اعمال خود بدگمان باشد، نه نسبت به پروردگار.
ریشه ایمان، در نگاه مثبت به رحمت و رأفت الهی نهفته است. حدیثی از امام رضا(ع) بیان میکند:
«به خداوند گمان نیک ببر؛ زیرا او میفرماید: من نزد گمان بنده مؤمن خود هستم؛ اگر گمانش نیک باشد، همان خیر را میبخشم و اگر بد باشد، مطابق گمان بدش رفتار میکنم.»
این اصلِ ساده، معنای عمیق دعا و اجابت را روشن میکند: اگر با یقین بخوانی، مستجاب میشود؛ اگر با شک و بدگمانی بخوانی، رد میشود.
اغلب مردم تصور میکنند امتحان خدا، تنها در رنج و تنگناست؛ در حالی که در نعمات، سلامت، قدرت و ثروت نیز امتحان وجود دارد. آزمون الهی، همان چگونگی مواجهه با نعمت و شدت است — آیا در برخورد با هر موقعیت، اخلاق و عدالت را پاس میداریم یا خیر؟
شناخت خدا، تنها با تفکر، تعقل و حقبینی حاصل میشود، نه با ذهن و خیال:
«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ…» (فصلت، ۵۳)
«بهزودی نشانههای خود را در آفاق و در درون جانشان نشان میدهیم تا آشكار شود كه او حق است.»
وقتی انسان با این نگاه به جهان مینگرد، هر حادثه و هر لحظه، نشانهای از رحمت، لطف و مهربانی خداوند میشود و جایی برای گمان باقی نمیماند؛ آنگاه ایمان از حدّ ظنّ میگذرد و به یقین میرسد.