به گزارش خبرنگار سیاسی صد آنلاین، پنج قطب اصلی این رقابت اکنون مشخص شدهاند: اصولگرایان سنتی با محوریت قالیباف، ائتلاف دولت سیزدهم زیر چتر معاون اول رئیسجمهور، جریان ایثارگران نزدیک به شهردار تهران، اصلاحطلبان روزنهگشا در مواجهه با محدودیتهای انتخاباتی، و عدالتخواهان دانشجویی که خود را استمرار خواست مردمی و ضدفساد معرفی میکنند.
شورای شهر تهران از سال ۱۳۷۷ تاکنون به سکوی تعامل میان دولتهای مرکزی و سیاست شهری بدل شده است؛ نهادی که برخلاف ظاهر محلی، پیوسته نقشآفرین در توزیع سیاسی قدرت در سطح ملی بوده است.
اراده هر جریان برای تسلط بر شورای ششم آینده، بیش از آنکه به مناقشه بر سر انتخاب شهردار محدود شود، به نوعی بازتعریف مسیر سرمایه سیاسی در عصر پسابازسازی مدیریت شهری تهران برمیگردد.
اصولگرایان، با محوریت قالیباف و چمران، بر ادامه تجربه “تهرانِ سازندگی–کنترلشده” تأکید دارند؛
ائتلاف دولت رئیسی در پی تحقق سیاستهای کلان دولت چهاردهم در حوزه مسکن، حملونقل و عدالت اجتماعی است؛
در سوی دیگر، اصلاحطلبان با راهبرد روزنهگشایی دنبال بازیابی حضور در شورای شهر – ولو محدود – هستند.
ورود جمعی از مدیران و متخصصان شهری به عرصه رقابت (از جمله سید احمد علوی، جلال ملکی، فرهاد افشار و محمد امین سالاریپور) نشانهای از چرخش گفتمانی است: از رقابت سیاسی صرف، به جدال تجربه در برابر شعار.
سید احمد علوی، عضو فعلی شورای شهر و رئیس کمیته مشارکتهای مردمی، بهعنوان چهرهای معتدل و فرهنگی، میتواند حلقهی ارتباط میان شورا و جامعهی مدنی باشد؛ مسیری که هم اصلاحطلبان میانهرو و هم مدیران تکنوکرات بر آن تأکید دارند.
۱. در محور اصولگرایان، تشکلهای شانا و نسل نو به دنبال نوسازی فهرست سنتی با چهرههای جوان هستند.
۲. لیست دولت، با حضور چهرههای رسانهای و وزرا، به نوعی به دنبال حفظ نفوذ دولت سیزدهم در میدان پایتخت است.
۳. جریان عدالتخواهان، هرچند پراکنده، اما از قدرت شبکه اجتماعی برخوردار است و میتواند رأی بسیجگونه تولید کند.
۴. اصلاحطلبان در پی بازیابی مشروعیتاند و لیست «روزنهگشایان» نخستین تلاش همگرایانه آنان پس از چند دوره انزوای انتخاباتی است.
۵. مدیران شهری مستقل نیز مأموریت دارند چهرهی فنی و عقلانی شهر را در برابر سیاستزدگی حفظ کنند.
انتخابات اردیبهشت ۱۴۰۵ شورای شهر تهران، تنها رقابت برای تصاحب ۲۱ کرسی نیست؛
بلکه آزمونی برای سنجش پوستاندازی گفتمانهای سیاست شهری در ایران است —
آیا دورهی شعارهای انقلابی و قطببندیهای جناحی پایان یافته و زمان مدیریت مشارکتی و تجربهمحور رسیده است؟
تهران، شهری که همواره پیشنگر سیاست ملی بوده، بار دیگر قرار است نسبت خود را با قدرت، مردم و کارآمدی تعریف کند.