به گزارش خبرنگار فرهنگی صد آنلاین، با وجود تغییر رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، بررسیها نشان میدهد تحول مفهومی و ساختاری در این نهاد رخ نداده است. در سالهای اخیر، تهران با تغییرات عمده در رفتار فرهنگی شهروندان، الگوهای مصرف رسانهای و سبک زندگی مواجه شده، اما برنامههای سازمان همچنان بر پایه همان الگوهای دهه نود ادامه دارد؛ یعنی تمرکز بر مناسبتهای تقویمی، تولید محتوای نمایشی، و فعالیتهای سنتی در فرهنگسراها بدون بازتعریف مأموریت.
بهطور فلسفی، سازمان فرهنگی و هنری باید بازوی اصلی حکمرانی فرهنگی در شهر باشد؛ یعنی حلقه اتصال میان مردم، هنر، و شهرداری. اما در دوره جدید، نقش آن به یک واحد اجرایی محدود شده که برنامههای گذشته را با همان قالبهای رسانهای و اداری تکرار میکند.
تغییر در رأس مدیریت، زمانی ثمربخش است که به تحول در مأموریت، رویکرد و ساختار ارتباطی بینجامد، نه صرفاً به تغییر نفرات یا نام پروژهها. در این دوره، چنین تغییر بنیادینی مشاهده نمیشود؛ طرحها و جشنوارهها بدون پیوست اجتماعی، و فعالیتها بدون سنجش اثرگذاری فرهنگی اجرا میشوند.
تحلیل دادههای ارتباطات شهری نشان میدهد بخش قابل توجهی از مخاطبانِ نسل جدید شهر تهران، به زبان سازمان فرهنگی هنری پاسخی نمیدهند. این شکاف به دلیل زبان رسمی، برنامههای غیرمحاورهای و محتوای کمارتباط با مسائل واقعی شهروندان بهوجود آمده است.
فضاهای فرهنگی مانند فرهنگسراها، کتابخانهها و مراکز هنری نیز در برابر بحران مشارکت شهروندی غیرفعال شدهاند؛ بیشتر رویدادها مصرف بودجهای دارند تا اثربخشی اجتماعی.
یکی از مشکلات بنیادین این دوره، فقدان «فکر مرکزی» برای هدایت فرهنگی شهر است. سازمان فرهنگی و هنری در ظاهر بسیار گسترده است، اما فاقد اندیشکده، مرکز رصد فرهنگی یا سامانه تحلیل دادههای فرهنگی است؛ در نتیجه تصمیمها بیشتر بر مبنای تجربه اداری گرفته میشود تا تحلیل اجتماعی.
این وضعیت سازمان را از شتاب فرهنگی شهر عقب انداخته و آن را به تکرارگر طرحهای گذشته بدل کرده است.
در دورههای موفق، سازمان فرهنگی هنری نقشی فعال در ترویج گفتوگو، معنا و سبک زندگی شهروندی ایفا میکرد. اما اکنون نه نشانی از گفتوگوهای فرهنگی دیده میشود، نه جریانهای هنری جدید مجال حضور دارند.
در واقع، سازمان هنوز با منطق «فعالیتهای دستوری» کار میکند نه «فرآیندهای فرهنگی». این امر موجب شده مأموریت واقعی یعنی بازآفرینی فرهنگ شهروندی و پیوند مردم با هنر شهری، مغفول بماند.
اگر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران بخواهد از رکود فعلی خارج شود، باید:
بدون این اصلاحات، ریاست جدید سازمان صرفاً ادامهدهنده یک مسیر کماثر خواهد بود ــ مسیری که با توقف اندیشه و رکود مخاطب، نشانهای از تحول واقعی ندارد.