به گزارش صد آنلاین، «کودکان»؛ بزرگترین سرمایههای هر جامعهای به شمار میروند. سرمایههایی که تعالی، توسعه و اقتدار جوامع را در فرداهای خود به عنوان میراثی از نیاکانشان بر دوش میکشند.
از همین روست که در میان رخدادهای جهانی روزی به نام «روز جهانی کودک» در تقویم تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد گنجانده شده است. هرچند این روز با توجه به اقلیم؛ جغرافیا؛ فرهنگ و یا حضور چهرههای نامآشنای کشورها روزی واحد در تقویم جهانی به شمار نمیرود، آنچنان که در ایران 16 مهر و در کشوری که سالهاست تحت اشغال رژیمی غاصب؛ وحشی؛ ددمنش و کودککُش یعنی فلسطین قرار گرفته است بنا بر آنچه که در تقویم جهانی به ثبت رسیده پنج آوریل برابر با 16 فروردین است.
بیش از هفت دهه اشغال و کشتار وحشیانه تمامی مردمان سرزمین فلسطین بهویژه زنان و کودکان بیگناه به بخشی از کارنامه سیاه رژیم جعلی صهیونیستی بدل شده است و این آمار با همه تکاندهنده بودنش بخشی از خوی زشت انسانی را با خود به ارمغان آورده که تنها طی روزهای 18ماهه حماسه «طوفان الاقصی» هر ساعت چهار کودک؛ بله ساعتی چهار کودک! تنها در نوار غزه به شهادت میرسید!
اما همراهی با تقویم 70 ساله اشغال کشور فلسطین بخش مهمی از همان میراثی که در نخستین جملههای این نوشتار به آن اشارت رفت را به شکلی زیبا و عجیب با تمام احترام و افتخار برای هر انسانی در بطن و متن خود چون دری در صدف حمل میکند.
70 سال که با نگاه جامعهشناسان که هر 10 سال را گذار یک نسل میدانند؛ یعنی هفت نسل از مردمان سرزمین در اشغال رژیمی وحشی، سفاک و کودککُش برگهای تقویمش ورق زده شده و هنوز پیمان و آرمان مقاومت برای بازپسگیری سرزمین آبا و اجدادی در میان این کودکان موج میزند!
این مهم جز در سایه تربیت این کودکان با دو مؤلفه عرق به سرزمین مادری و تلاش برای حقخواهی و حقطلبی از مسیر «مقاومت» در برابر ظلم، خشونت و کودککشی که همگی از پلیدترین صفات انسانی به شمار میرود محقق نمیشد.
از پایان ماه مبارک رمضان 20 روز نیز نگذشته و هنوز هم با جستوجوی نام «غزه» و «رمضان» در موتورهای جستوجو به انبوهی از تصاویر مردمان باریکه غزه برمیخوریم که کنار سادهترین سفرهها روی تلی از خرابههای خانههایشان که تنها طی 18 ماه از عملیات «طوفان الاقصی» توسط جنگندههای رژیم غاصب صهیونیستی با خاک یکسان شدهاند سفره سحر و افطار خود را برپا کرده؛ قرآنی در دست گرفته و با خدای خود راز و نیاز میکنند.
این همان اصل مسلم تربیت قرآنی، اسلامی و انسانی است که ثمره آن گذار هفت نسل از جامعهای که تحت اشغال اما با دو محور ثابت عشق به سرزمین مادری و تلاش برای ایستادن در برابر ظلم زمانه با پیروی از «مکتب مقاومت» است.
از همین رو است که وقتی درباره تعالی، توسعه و افتخار هر سرزمینی صحبت میکنیم تمامی انگشتها به سمت تربیت نسل کودک آن سرزمین نشانه میرود تا در سایه تربیت صحیح و درست؛ تضمینی برای شکوفایی و درخشش آن سامان و دیار برای فرداهای نیامده باشد.
همه اینها یعنی قرار گرفتن در ایستگاه تقویمی پنجم آوریل؛ 16 فروردین، «روز جهانی کودکان غزه و فلسطین» و نیز مؤلفه تربیت قرآنی و اسلامی کودکان فلسطینی سبب شد تا دمی با زوجی محقق، پژوهشگر و نویسنده به گفتوگو بنشینیم. حجتالاسلام و المسلمین علی الهامیصدر و همسرش، زهرا الهامیصدر که بعد از 10 سال کار تحقیقی و پژوهشی در پس غفلت نویسندگان و مؤلفان کشورمان در حوزه نگارش آثار تربیتی برای والدین در مواجهه با فرزندان نسبت به تمامی آموزههای معرفتی، تعلیمی و تربیتی که در قرآن مجید، کتاب آسمانی مسلمانان ازسوی خداوندی که خود را «رَب» مسلمانان یعنی مربی آنها معرفی کرده دست به قلم بردند تا از یکسو آن غفلت چند دههای را در قالب آثار مجلد مکتوب پاسخ دهند و ازسویی دیگر ثمره 10 سال کار پژوهشی و تحقیقی خود را به مخاطبان ارائه دهند.
حاصل آن 10سال کار تحقیقی و نگارش به انتشار مجموعه شش جلدی کتاب «معجزه تربیت» ذیل عنوانهای «جلد اول؛ الفبای تربیت»؛ «جلد دوم؛ معمای تربیت»؛ «جلد سوم؛ تربیت فطری»؛ «جلد چهارم؛ تربیت هوشمندانه»؛ «جلد پنجم؛ تربیت کلامی» و «جلد ششم؛ تربیت حکیمانه » ختم شد که سال 1403 توسط انتشارات «میراث ماندگار» به چاپ رسید. خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) به بهانه مؤلفه تربیت اسلامی و قرآنی کودکان با این زوج محقق و نویسنده در این ایستگاه تقویمی؛ پنج آوریل؛ 16 فروردین؛ روز جهانی کودکان غزه و فلسطین به گفتوگو نشسته که در ادامه از خاطرتان میگذرد.
من به اتفاق همسرم طی بازه 10ساله اغلب کتابهای نگارش شده در حوزه تربیت فرزندان را با نگاه پژوهشی مورد مطالعه قراردادیم و نگاه اصلی ما در این مسیر تحقیقی پیگیری روشهای تربیتی قرآنی بود.
کار 10 ساله تحقیقی و مطالعاتی ما با محوریت کتابهای داخلی و خارجی حوزوی و دانشگاهی به این نتیجه ختم شد که بهترین روش تربیتی؛ روش قرآنی است. اولین گام ما در مسیر بیان این روش نیز استعانت از آیه شریفهای است که خداوند فرمودند «الحمدلله رب العالمین.»؛ تمرکز و توجه بر همین آیه سبب گام نهادن ما بر استخراج روشهای تربیتی قرآنی بود که خروجی آن به مجموعه شش جلدی «معجزه تربیت» ختم و بدل شد.
خداوند سبحان نخستین صفتی که برای خود در معرفی به بندگانش معرفی کرده «رب» است و میفرماید میگوید که من خداوند (الله) هستم و نخستین صفت من «رب» بودن است؛ یعنی مربی شما هستم!
ما در مواجهه با گذاره تاکید خداوند بر «مربی» بودن وجود مبارک و یگانهاش و اینگونه خطاب و معرفی کردن خود به بندگانش این پرسش را با خود مطرح کردیم که بهقطع مربی باید برای خود روشهای تربیتی داشته باشد. گام دوم یافتن این روشها بود.
در یافتن این مسیر؛ کتاب ارزشمند «تعلیم و تربیت در اسلام» اثر شهید مطهری بزرگوار یاریگر ما شد و با اقتباس از کتاب اسوه معلمی اخلاق و معنویت یعنی شهید مطهری دریافتیم که وی بر حوزه تربیت و اساس آن بر مبنای فطرت نظریهای بسیار بنیادین را با محوریت آموزههای اسلامی و قرآنی ارائه کردهاند.
از همین روی تلاش کردیم تا این امر فطری در حوزه تعلیموتربیت را به شکل علمی و دانشگاهی با محوریت و نگاه پژوهشی برای مخاطبان خود بگشاییم و رمزگشایی کنیم.
بعد از جستوجو در امر «فطرت» به این مهم پی بردیم که این امر فطری نیز بازتابدهنده همان صفات الهی خداوندی است. خداوندی که کریم، رحیم، سمیع، بصیر و... است. خداوند سبحان روشهای تربیتی خود را بر پایه همین اصول و امر فطری استوار کرده و تمامی روشها را در قرآن به ما ارائه داده است.
نکته حائز اهمیت دیگر که باید با تاسف به آن اشاره کرد معطوف به این مهم است که در میان آن خیل آثار و کتابهای حوزه تربیتی که شما به آن اشاره کردید باید گفت که پژوهشگران ما در حوزه نگارش آثار مبتنی بر امر «تربیت» به ویژه تربیت فرزندان از تربیت فطری مبتنی بر آموزههای قرآنی غفلت کردهاند. همین غفلت مهم سبب شد تا من و همسرم نگاه خود را در حوزه نگارش کتابهای حوزه تربیت بر این مؤلفه یعنی تربیت قرآنی توأم با آموزههای فطری با نگاه پژوهشی و تحقیقی استوار کنیم.
بعد از کار تحقیقی و در مرحله اجرا و نگارش در گام نخست؛ تمامی صفات بارز خداوندی را از «کتب اربعه» و همچنین آثار مورد وثوق این حوزه در میان کتابهای جهان عرب استخراج کرد و در حوزه اصطلاحسازی آنها را با محوریت «اصطلاحسازی تربیتی» قوام دادیم.
در گام دوم؛ برای خود در مسیر کار پژوهشی، مطالعاتی و درنهایت نگارش این مجلدات نقشهای با محوریت گامهای تحقیقی؛ تفسیری و تبیینی استوار کردیم که درنهایت همسویی این دو گام به منظومه تربیتی و قرآنی در شش جلد بدل شد.
آنچنان که اشاره کردم در مسیر نگارش این مجلد تحقیقات بسیار گستردهای در حوزه روایات و دعاها داشتیم؛ چرا که معتقدیم تمام دعاهای ما روشهای تربیتی خداوند است.
به عنوان مثال وقتی خداوند متعال میفرماید «یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَسَتَرَ الْقَبِیح»؛ این یک دعاست اما در بُنمایه خود یک روش تربیتی است. خداوند در این دعا به بنده میگوید آیا میدانید منِ خدا چه کسی هستم؟ من کسی هستم که در روش تربیتی خود زیباییها را ظاهر و عیبها را میپوشانم. بیتردید این روشی قابل تحسین و تأثیرگذار در شکوفایی استعداد فرزندانمان به شمار میرود.
یعنی اگر انسانها بخواهند که استعداد فرزندانشان شکوفا شود بهترین روش، روشی متأثر از «تحسین» است که طی آن هر استعدادی که فرزندمان دارد را بدل به اثری از حُسن کنیم، روزبهروز زیباییهای آن اثر را به فرزندمان انتقال دهیم و از این طریق شاهد شکوفایی استعداد فرزندان باشیم.
به عنوان مثال وقتی فرزندمان نقاشی خود را به ما نشان میدهد؛ آن نقاشی در نگاه نخست یک اثر به شمار میرود و بُعد دوم آن بازتاب، نمایش و معرفی استعدادی است که در فرزند ما وجود دارد. حال باید چه کنیم؟ میتوانیم در مواجهه با آن نقاشی به فرزندمان بگوییم چه تصویر زیبایی کشیده، چه رنگهای دلپذیری انتخاب کرده و زیباییهای کار او را ظاهر کرده و با نگاه توأم با تحسین به او انتقال دهیم؛ یعنی از ظاهر تصویر به محتوای آن نقاشی برسیم و نهایت آن محتوا را در قالب یک پیام در حوزه آموزش و تربیت با نگاه تحسینی و توأم با تقدیر از زیباییهای اثرش به فرزندمان ارائه دهیم.
کتاب اول درباره «مبانی تربیت» است که در آن مبانی تربیت را بر اساس «فطرت» و «مزاج» معرفی کردهایم. چراکه معتقدیم در تربیت فرزندمان هم فطرت و هم امیال ظاهری و ارزشی او جایگاه مهمی دارند. والدین در مسیر مبانی تربیتی خود باید به این دو نگرش توجهی توامان داشته باشند.
امروزه «مزاج» در تربیت نقشی بسیار مهم ایفا میکند. برخی از فرزندان ما «گرم مزاج»، برخی «سرد مزاج» هستند. پس بر حسب قاعده باید با این افراد برخوردهای متفاوتی در مسیر تربیتی صورت گیرد. در حقیقت توجه به این جزئیات بیشترین عامل تأثیرگذاری در تربیت درست، صحیح و اصولی فرزند را با خود به همراه خواهد داشت.
کتاب دوم؛ «معمای تربیت» است که درباره اصول تربیت در این اثر صحبت کردهایم. در این اثر اصول تربیتی که در تمام کتب تربیتی نگاشته شده را در کنار اصولی که ما (من و همسرم) طی آن تحقیق 10ساله از قرآن اقتباس کردهایم کنار یکدیگر قرار داده و آن را در کتاب معمای تربیت به مخاطب ارائه کردهایم.
کتاب سوم؛ «تربیت فطری» نام دارد که در این اثر روشهایی که بر اساس تربیت فطری تعریف میشود را به مخاطب ارائه دادهایم.
کتاب چهارم؛ با نام «تربیت هوشمندانه»؛ بازتابدهنده این مهم است که معتقدیم امروزه با توجه به گسترش فضای مجازی، شبکههای اینترنتی و ماهوارهای کار تربیت برای والدین به امری دشوار بدل شده است. اینجاست که مؤلفه تربیت هوشمندانه میتواند یاریگر والدین در مسیر تربیت فرزندان خود باشد.
کتاب پنجم؛ «تربیت حکیمانه» نام دارد. این کتاب دنبال آن است که تربیت را به شکلی عاقلانه و حکیمانه به مخاطب ارائه دهد. تربیتهایی مبتنی بر حکمت و تعقل که خداوند در قرآن کریم نیز بر آنها تأکید کرده از کلام الله اقتباس و در این اثر گنجانده شده است.
در جلد ششم که آخرین جلد این مجموعه است با «تربیت کلامی» مواجه هستیم. در این اثر اصرار بسیار برای دعوت خانوادهها به سمت تربیت کلامی داشتهایم.
همه ما مسلمانان معتقدیم آخرین معجزه الهی، «قرآن» است و قرآن، «کلام» است. خداوند متعال میفرماید آخرین معجزه من کلامی تربیتی است. پس ما بر این اساس میتوانیم این مهم را در نظر داشته باشیم که اگر قصد آغاز تربیت درست فرزندان خود را در ذهن داریم برای گام نخست و مهم در مسیر تربیت درست و اصولی باید از تربیت کلامی بهره ببریم.
امروزه تحقیقات گستردهای انجام شده که نشان میدهد خانوادهها به سبب مشکلات کاری برای زندگی روزمره زمان کمتری برای گذراندن با فرزندان خود دارند. از سوی دیگر به سبب فشارها و تنشهای عصبی گاه رفتار آنها به سمت تحقیر، تهدید، توبیخ، سرزنش و تمسخر فرزندان سوق پیدا میکند! این مسئله در مسیر تربیت فرزندان به نوعی به عنوان «سَم» شناخته میشود. ما در کتاب «تربیت کلامی» خطاب به خانوادهها بیان کردهایم که در تمامی روشهای تربیتی خود آداب گفتاری را رعایت کنند.
درحقیقت جلد ششم این مجلد؛ مقوم و مکمل پنج جلد قبلی و آموزههای آنها است که والدین از طریق تربیت گفتاری میتوانند مسیر تربیت فرزندان خود را به بهترین شکل استوار کنند. حتی در این میان نمونههایی را به شکل گفتوگوهایی میان پدر و مادر با فرزندان به خوانندگان این اثر ارائه دادهایم و امیدواریم که در نهایت شاهد معجزهای در حوزه تربیت فرزندان آنها شاهد باشیم. اگر این روشها آنگونه که در شش جلد بازتاب داده شده است توسط خانوادهها مورد توجه و انجام قرار گیرد معتقدیم که میتواند گامی مهمی برای تحقق آن «معجزه تربیت» -اشاره به نام مجموعه شش جلدی- به شمار رود.
آنچنان که همسرم؛ حجتالاسلام الهامی صدر نیز به این موضوع اشاره داشت بعد یک دهه کار تحقیقی و پژوهشی با محوریت «کلامالله مجید» دریافتیم که روشهای تربیتی بسیار ارزشمندی در کتاب آسمانی مسلمانان وجود دارد. از همین روی تلاش کردیم با محور مسیر تحقیقی با استنتاج و اقتباس از روشهای تربیتی بیان شده در قرآن دست به استخدام و ارائه آن دسته از روشهایی بزنیم که در مسیر تربیت فرزندان میتواند یاریگر والدین باشد. در این میان حتی میان جنس تربیت دختر و پسر نیز تفاوتها را از زبان آموزههای قرآنی با والدین بیان کردهایم.
به عنوان مثال دخترها تمایل به دیده شدن دارند. با توجه بر همین مولفه به ظاهر ساده و مفهومی فراگیر تلاش کردیم تا با ارائه روشهای تربیتی به والدین؛ ابتدا نحوه شناسایی استعداد فرزندشان را انتقال دهیم و بعد با ارائه روشها و الگوهایی نحوه شکوفایی استعداد فرزندشان را آموزش دهیم تا درنهایت آن دختر که در درون و فطرت خود تمایل به دیده شدن دارد از طریق مثبت و درست تربیت شده و مبتنی بر آموزههای خانواده با اتکا به استعدادهایش میان اهالی خانواده، فامیل، مدرسه، جامعه، کشور و یا جهان دیده شود.
برای باز شدن منظور خود به چند روش اشاره میکنم. یکی از این روشها «تمجید» نام دارد که طی آن پدر و مادر خوبیهای گفتاری و رفتاری فرزندانشان را در حضور دوستان و اطرافیان بازگو و تعریف میکنند. یعنی در حضور جمع از فرزندشان نسبت به کاری که انجام داده تعریف میکنند. این روش اثر فوقالعادهای در رشد و پیشرفت آن فرزند خواهد گذاشت.
در این مسئله تردیدی وجود ندارد که تمامی فرزندان در مسیر تربیت و رشد سنی خود نیازمند مشوقهایی به ویژه از سوی والدین هستند؛ پس وقتی پدر و مادر در برابر جمع دوستان، خانواده و فامیل از انجام فعلی یا سخنی از فرزند خود به نیکی تمجید میکنند نهتنها باعث دیده شدن او میشوند که درنهایت به شکلی غیرملموس آن فرزند نیز درمییابد که وقتی سخنی نیکو بر زبان بیاورد، یا عملی درست و خوب را انجام دهد از چشم والدین پنهان نخواهد بود و از آن مهمتر مورد تمجید و تحسین نیز واقع میشود. پس بر همین اساس آن فرزند نیز تلاش میکند تا روزبهروز به سخن و کردار خود جنبههای مثبت بیشتری بیفزاید.
نکته دیگر آنکه تلاش پدر و مادر در حوزه تعریف و تمجید از صفات نیکوی فرزندانشان اگر شکلی مستمر نداشته باشد به جای تأثیر مثبت میتوان گفت که اثر خود را از دست میدهد. پس نکته مهم بعدی در حوزه تربیت بُعد توجه به «تربیت گفتاری» و استمرار در روش تربیتی به شمار میرود.
گزینه دیگر مسئله «تجلیل» است. والدین برای تمجید و بزرگداشت فرزندانشان میتوانند روزهای خاصی از زندگی آن فرزند را انتخاب کرده و در راستای تجلیل و قدردانی از فرزند نیکوی خود به عنوان مثال مهمانی برگزار کنند و یا هدیهای برای او بگیرند. اگر این کار جلوی جمع صورت گیرد تأثیر بیشتری دارد. این عمل نهتنها تشکر و قدردانی پدر و مادر نسبت به فرزند را بازتاب میدهد که آموزهای بسیار مهم یعنی آموختن تشکر و قدردانی از هر فرد که کار خوب و نیکو انجام داد را به فرزند منتقل میکند.
اگر میخواهیم فرزندمان درنهایت به عنوان فردی نیکوخصال، راستگو و درستکردار چه در محیط خانواده و چه در محیط اجتماع شناخته شود لازم است مرحله به مرحله طی رشد سنی فرزندمان، شیوه و نگاه تربیتی مختص آن سن و لزوم توجه به نیازها و احتیاجهای فرزندمان در سنین مختلف را همواره مد نظر داشته باشیم.
این همان دِینِ والدین به فرزندان است که تاکید بر آن در حکمت دینی و توصیههای مکرر از سوی ائمه اطهار(ع) عنوان شده است. اگر این دِین به درستی انجام شود؛ زمانی که فرزند ما به بزرگسالی میرسد، احسان به والدین و ادای دین را نه از سر وظیفه که بخشی از وجود ارتباطی خود به عنوان یک انسان در قبال والدین خود به منصه ظهور میرساند و این مهم را به فرزندان خود نیز منتقل میکند.
نکته دیگر در حوزه آموزههای تربیتی مدرن مسئله «تابآوری» است. آموزش مقوله تابآوری در برابر سختیها، خاصه برای کودکان و نوجوانان زمانی صورت میگیرد که روش تربیتی آنها در دوران خردسالی، کودکی و نوجوانی مبتنی بر نگاه توأم با تجلیل، تقدیر و گرامیداشت سخن نیکو و افعال پسندیده آن کودک و نوجوان باشد. اینگونه است که چنین دسته از فرزندان همراه با خانواده در مواقع سختی و گردنههای زندگی نهتنها بهانهای نمیآورند که تلاش میکنند به سهم خود گرهی از مشکلات خانواده باز کرده و پابهپای خانواده مسئله تابآوری را اجرا کرده و از آن گذر کنند.
همچنین این مهم سبب میشود تا فرزندان ما با افزایش اعتمادبهنفس در مواجهه با مشکلات انگیزه خود را از دست نداده بلکه تلاش خود را برای عبور از آن بحران و مشکل افزایش دهند که این آموزه خاصه در دوران بزرگسالی فرزندان ما میتواند یاریگر آنها برای سپری کردن زندگی خود و تعهدی که نسبت به تشکیل خانواده خود دارد به شمار آید.
اگر هدف ما در زندگی رسیدن به آن قله رستگاری است قطعاً تمام مسیر مملو از آرامش نیست و آموزش مؤلفه تابآوری در کنار تقدیر، تجلیل و گرامیداشت فرزندان است که میتواند آنها را به سمت قله راهنما باشد.
مؤلفه دیگری که در این مجموعه کتاب بر آن تأکید داشتهایم به مسئله آموزش ادب و انتظار آداب ادب از فرزندان باز میگردد. انجام این توقع زمانی به امری منطقی از سوی خانواده بدل میشود که ابتدا پدر و مادر به فرزندان خود احترام گذاشته؛ احترام را آموزش دهند و در ادامه انتظار احترام از سوی آنها را داشته باشند. گذاشتن احترام و قائل شدن ارزش از سوی خانواده برای فرزندان درنهایت به تقویت روحیه استقلال فرزندان منتج خواهد شد؛ همچنین سبب محبوبیت فرزند میان اطرافیان، خانواده دوستان خود خواهد شد. درنهایت آن فرزند به این ایمان خواهد رسید که میتواند با تلاش و کوشش خود به کمال معنویت، علم، دانش و معرفت دست یابد.
نکته مهم در حوزه مسئله احترام والدین به مواجهه با کار نادرست یا حرف نادرستی است که فرزندان میزنند بازمیگردد. اگر والدین شاهد خطایی ازسوی فرزندان خود باشند تنها با اتکا به آن خطا باید فرزند خود را مواجه کنند نه آنکه به واسطه آن خطا تمام شخصیت او را مورد تمسخر، خدشه و یا ناسزا قرار دهند! چرا که یورش بردن به تمامی شخصیت برای یک کار اشتباه، باعث انتقال این موضوع در ذهن کودک خواهد شد که انجام کار خطا مهم نیست بلکه پاسخ هر کار خطایی درنهایت تخطئه و حمله به شخصیت فرد مقابل را به عنوان پاسخ میطلبد!
یکی دیگر از روشهایی که در این جلد از مجلدات ششگانه در حوزه رابطه والدین با فرزند در مسیر تربیت به آن اشاره شده است مسئله «تعظیم» به کودکان است! منظور از تعظیم؛ عظمت و بزرگداشت کودک و نوجوان ازسوی خانواده است. حتی اگر فرزند یک کلام خوب یا یک کار خوب را انجام داد آن را ابتدا در مواجهه با خود، سپس خانواده، اعضای فامیل و دوستانش آن کار خوب را هر چند کوچک بازگو کنیم و او را بزرگ بشماریم. عظمت بخشیدن به کودک باعث رشد روحی؛ روانی و بزرگی اندیشه او خواهد شد و همین مسئله در آینده بهویژه بعد از دوران استقلال و بلوغ آن کودک و درنهایت گام نهادن در جامعه و تشکیل خانواده باعث میشود تا در برابر مشکلات نهتنها قد خم نکند که با قدرت در برابر آنها بایستد و با کنار زدن و مشکلات درنهایت مسیر خود را به سمت خوبیها و خوشیها و آرامش باز کند. این یکی از آن دست مؤلفههایی است که در جامعه مدرن بیشترین تأثیر را در حوزه تربیت کودک و نوجوان که تأثیر مستقیمی در تربیت آینده جامعه در مؤلفههای مختلف فرهنگی و اجتماعی با خود همراه خواهد داشت را بازتاب میدهد.
تمامی این مواردی که گفته شد بدون کوچکترین حذف و اضافهای در مبانی کلامالله مجید به وضوح آورده شده است. از سوی دیگر بسیاری از همین آموزهها را میتوان در حکمت ایرانی-اسلامی نیز مشاهده کرد. یکی از مثلهای معروف ما متوجه این نکته است که «خداوند به نیت انسانها نگاه میکند»؛ پس اگر نیتت خیر باشد خدا نیز یاریگر تو خواهد بود. همین مؤلفه اگر مد نظر والدین باشد در کنار تمامی آموزههایی که در کلامالله مجید و فطرت انسانهای پاکسرشت قرار داده شده است میتواند آن معجزه تربیتی را برای تعالیبخشی نسل فردای جامعه رقم بزند.
این مسئله امری بدیهی است که هرقدر نیت و آرزوی انسانها بزرگ باشد و در مسیر آن کوشش و تلاش خود را به کار بندند در نهایت به تمامی آرزوهای بزرگ خواهند رسید. خداوند خطاب به بندگانش فرموده که «تو ای انسان، میتوانی جانشین من روی زمین باشی»؛ پس با عزم، خواست و کوشش رسیدن به هیچ آرزویی هر چند بزرگ ناممکن نخواهد بود.
یکی از دانشمندان بزرگ گفته انسانی که دارای معلولیت جسمی است اگر نتواند در ورزشی که دوست دارد به قهرمانی رسد باید خود را سرزنش کند. بنابراین با روش «تعظیم» و عظمت بخشیدن به فرزندان، والدین به آنها میآموزند که او میتواند به شخصی بزرگ و جریانساز بدل شود و با افزودن حجم فعالیت، کوشش و مساعی خود میتواند به تمامی آرزوها حتی بلندپروازانهترین آنها دست یابد.
اینها بخشی از روشهای تربیتی است که ما از قرآن استخراج کردیم و امیدواریم که والدین از این روشها بهره برده، با استفاده از مجموعه کتاب شش جلدی «معجزه تربیت» و بهره بردن از این روشها دست به شکوفایی استعداد فرزندان خود بزنند و آنها را که آیندهساز فردای ایران انقلابی و اسلامی خواهد بود به کمالات معنوی، اخلاقی و علمی برساند./ ایکنا