۲۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۸
بازدید:۲۹۲
همه دوست دارند مورد پسند واقع شوند. در واقع، این احتمالاً یکی از تنها مواردی است که همه انسان ها در آن مشترک هستند. اما هنوز احساس تنهایی و مضطرب شدن در کنار دیگران دیده می شود؛ همه ما چنین لحظاتی را داشته ایم، بنابراین ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم تا از این لحظات سخت عبور کنید.
کد خبر : ۷۶۸۶۶

چرا فکر می کنید هیچ کس شما را دوست ندارد؟

به گزارش مجله سلامت صد آنلاین،همه دوست دارند مورد پسند واقع شوند. در واقع، این احتمالاً یکی از تنها مواردی است که همه انسان ها در آن مشترک هستند. اما هنوز احساس تنهایی و مضطرب شدن در کنار دیگران دیده می شود؛ همه ما چنین لحظاتی را داشته ایم، بنابراین ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم تا از این لحظات سخت عبور کنید. 


به نقل از ویکی هو، همه دوست دارند مورد پسند واقع شوند. در واقع، این احتمالاً یکی از تنها مواردی است که همه انسان ها در آن مشترک هستند. اما هنوز احساس تنهایی و مضطرب شدن در کنار دیگران دیده می شود؛همه ما چنین لحظاتی را داشته ایم، بنابراین ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم تا از این لحظات سخت عبور کنید.

چیزهایی که باید بدانید
وقتی فکر می کنید هیچ کس شما را دوست ندارد، احتمالاً این صدای درونی انتقادی شما است که صحبت می کند. این صدا را همه احساس می کنند اما در برخی افراد قوی تر از دیگران است.
منتقد درونی شما واقعیت را منعکس نمی کند. شما باید آنچه را که صدا می گوید از حقیقت واقعی زندگی خود جدا کنید.
سعی کنید با جملات تاکیدی مثبت با این افکار منفی مقابله کنید. اگر می‌گوید: «هیچ‌کس مرا دوست ندارد»، بگویید: «من فردی مهربان و جالب هستم که شایسته عشق و احترام است.»
چرا احساس می کنید هیچ کس شما را دوست ندارد؟
ممکن است به صدای انتقادی درونی خود گوش داده باشید
هرکسی یک منتقد درونی دارد؛ این صدایی است که وقتی احساس می‌کنیم طرد شده‌ایم، یا دیگران بخشی از ما را دوست ندارند، می‌شنویم. برخی افراد این صدا را بیشتر از دیگران می شنوند و درونی سازی می کنند و دوره های خاصی در زندگی شما وجود دارد که ممکن است این صدا قوی تر و بدتر از قبل به نظر برسد.

هر بار که با خود فکر می‌کنید، «هیچ‌کس من را دوست ندارد»، این منتقد درونی شماست که صحبت می‌کند و احتمالاً واقعیت را در هم ترکیب می کند.
«صدای درونی انتقادی» به این معنی نیست که صدای واقعی را می شنوید که با شما صحبت می کند؛ این بخشی ناخودآگاه ذهن شما است که نحوه دیدن خود و جهان را رنگ می کند.
جدا کردن صدای منتقد درونی از فرآیند فکری دقیق دشوار است: باید سخت کار کنید تا «آنچه را که واقعاً در حال وقوع است از آنچه که صداهای درونی به شما می‌گویند جدا کنید».
منتقد درونی شما ممکن است عزت نفس شما را کاهش داده باشد
هنگامی که شروع به گوش دادن به صدای درونی خود می کنید، ممکن است نسبت به خود احساس بدی داشته باشید و حتی شروع به رفتار متفاوت کنید. حتی ممکن است منتقد درونی به شما بگوید از موقعیت‌هایی که می‌توانید با افراد جدید ارتباط برقرار کنید یا در این موقعیت‌ها عصبی و گوشه‌گیر شوید، اجتناب کنید.

با گذشت زمان، حتی ممکن است برای برقراری ارتباط با دیگران واقعاً دچار مشکل شوید؛ درست همانطور که منتقد درونی شما به شما گفته است که این کار را می کنید.
در این وضعیت صدای انتقادی شما می‌گوید که مردم شما را دوست ندارند، بنابراین افراد را از زندگی خود دور می‌کنید و بعد احساس می‌کنید که هیچ دوستی ندارید.
به یاد داشته باشید که این صدا به شما دروغ می گوید. شما همان فردی هستید که همیشه بوده اید و افرادی که در زندگی شما هستند شما را به خاطر آنچه هستید دوست دارند.
ممکن است احساس کرده باشید که کسی شما را دوست ندارد
هر گونه نگرش آزاردهنده و منفی که در دوران کودکی با آن مواجه بوده اید، می تواند صدای انتقادی درونی شما را تقویت کند، به خصوص اگر از طرف والدین یا مراقبان باشد. صدای درونی شما ممکن است بازتاب چیزهای توهین آمیزی باشد که افراد بزرگسال خانواده به شما گفته اند یا حتی چیزهایی که در مورد خودشان گفته اند.

به عنوان مثال، ممکن است شنیده باشید که یکی از والدین بارها درباره بدن خود بد صحبت می کند یا ادعا می کند که آنها دوست داشتنی نیستند، بنابراین شما نیز چنین احساسی دارید.
همچنین ممکن است برای برقراری ارتباط با دیگران یا دوستانی خارج از خانواده خود تلاش کرده باشید یا توسط یک همسال یا مربی شرمنده شده باشید.
گاهی اوقات این منتقد درونی منبعی ندارد و شما هیچ تجربه منفی واضحی ندارید که به تفسیر ذهنی شما مرتبط باشد.
در این موارد، این منتقد درونی ممکن است نشانه افسردگی یا اضطراب اجتماعی باشد.
غلبه بر صدای انتقادی درونی
به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید
در حالی که ممکن است در فکر اینکه کسی شما را دوست ندارد کاملاً احساس تنهایی کنید، بسیاری از مردم (متاسفانه) در این احساس سهیم هستند. نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که بیش از سه نفر از هر پنج آمریکایی احساس تنهایی و کنار گذاشته شدن دارند.

این تعداد بسیار زیادی از مردم است و به طور واقع بینانه، اکثر این افراد احتمالاً برای حداقل یک نفر در زندگی خود مورد پسند و حتی دوست داشتنی هستند.
با این حال، منتقد درونی آنها به اشتباه باعث می شود آنها فکر کنند که دوست داشتنی نیستند.
در مورد آنچه منتقد درونی به شما می گوید فکر کنید
توجه کنید که چه موقعیت هایی این صدا را تحریک می کند و در آن لحظات به شما چه می گوید. آنچه را که منتقد درونی شما می گوید به عنوان جملات «من» یادداشت کنید. سپس، هر عبارت «من» را به عنوان عبارت «شما» در همان صفحه بازنویسی کنید.

« من مزاحم هستم . هیچ کس نمی خواهد دوست من باشد .» به « آزار دهنده هستی. هیچ کس نمی خواهد دوست شما باشد .»
این تمرین به شما کمک می کند این صدا را از افکار خود جدا کنید و آن را غیرواقعی تشخیص دهید. مشخص کردن دقیقاً آنچه منتقد درونی شما می‌گوید نیز می‌تواند به شما در درک و پرداختن به ریشه‌های آن کمک کند.
در مقابل صدای انتقادی درونی خود بایستید
هنگامی که افکار منفی به ذهن شما می رسند، به صورت شفاهی پاسخ دهید یا پاسخ را یادداشت کنید. با یک جمله "من" که آرام است و نشان دهنده شفقت به خود است، پاسخ دهید.

فرض کنید صدای درونی شما می گوید: «هیچ کس مرا دوست ندارد.» با موردی مانند این پاسخ دهید: «ممکن است در حال حاضر احساس کنم از دیگران جدا شده ام، اما دوستان و خانواده ام من را دوست دارند. من فردی جالب، مهربان و شایسته هستم که سزاوار روابط با کیفیت هستم.»
حد وسط را پیدا کنید
هر دو «هیچ کس مرا دوست ندارد» و «همه من را دوست دارند» جملات مطلق هستند و به همان اندازه غیر واقعی هستند! هیچ کس به طور جهانی توسط هر کسی که ملاقات می کند دوست داشته نمی شود. روی یافتن حد وسط بین این دو افراط و پذیرش واقعیت آن در زندگی خود تمرکز کنید.

به جای «هیچ کس من را دوست ندارد»، «بعضی از مردم من را دوست دارند و برخی دیگر نه. اما این اشکالی ندارد و طبیعی است!»
یا سعی کنید «من می‌توانم زندگی رضایت‌بخش و شادی داشته باشم، حتی اگر چند نفر مرا دوست نداشته باشند».
به یاد داشته باشید که نمی توانید ذهن مردم را بخوانید
شما هیچ راهی ندارید که بفهمید مردم چه فکر و احساسی دارند (مگر اینکه مستقیماً به شما بگویند). اگر احساس می کنید که تعامل با کسی بد بوده است، به طور خودکار تصور نکنید که او شما را دوست ندارد.

و حتی اگر کسی واقعاً از شما ناراحت است، به این معنی نیست که شما را دوست ندارد. همه ما گاهی اوقات عصبانی می شویم، حتی با افرادی که بیشتر دوستشان داریم.
اگر ساکت یا عصبانی به نظر می رسیدند، ممکن است قبلاً روز بدی را سپری کرده باشند.
اگر به طور ناگهانی مکالمه را ترک کردند، ممکن است به خاطر چیزی حواسشان پرت شده باشد یا احساس بیماری کرده باشند.
همچنین ممکن است نسبت به برخی نشانه‌های بدن و صورت حساس باشید که برای دیگران بی‌معنی هستند، به‌خصوص اگر در کودکی مورد آزار کلامی یا احساسی قرار گرفته باشید.
از مقایسه خود با دیگران بپرهیزید
اغلب، صدای درونی شما ممکن است چیزی شبیه این بگوید: «علی خیلی بامزه‌تر از شماست» یا «زهرا خیلی جالب‌تر از شماست». این مقایسه ها مضر و بی فایده هستند؛ به دستاوردهای خود نگاه کنید و روی آنچه به دست آورده اید تمرکز کنید. وارد آن بازی مقایسه نشوید.

حداقل یک بار در روز با استفاده از جملات تاکیدی مثبت عزت نفس خود را بالا ببرید. آنها را در آینه تکرار کنید یا در یک دفترچه یادداشت بنویسید.
جملات تاکیدی مانند "من شایسته هستم"، "من لایق عشق و خوشبختی هستم"، "من به خودم اهمیت می دهم" و "من لایق داشتن روابط عالی هستم" را امتحان کنید.
رفتارتان را عوض کنید
ندای درون خود را با انجام برعکس آنچه از شما انتظار دارد به چالش بکشید. اگر صدای درونتان به شما می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌خواهد امشب به آن مهمانی بیایید، شجاعت رفتن را پیدا کنید.

اگر صدا می گوید که شما احمق هستید و هیچ مهارتی ندارید، در یک کلاس در مورد چیزی که همیشه می خواستید یاد بگیرید ثبت نام کنید.
به چالش کشیدن منتقد درونی شما می تواند بسیار دشوار باشد. ممکن است باعث شود بیشتر احساس اضطراب، خجالت یا ناامنی کنید.
اما با گذشت زمان، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد و صدای انتقادی محو خواهد شد. به انتقاد از منتقد درونی خود ادامه دهید و از تسلیم شدن خودداری کنید.
با یک درمانگر صحبت کنید
متخصصان سلامت روان مانند مشاوران و درمانگران می توانند به شما در کاهش این صدا و بهبود عزت نفس کمک کنند. درمانگران می توانند به شما کمک کنند تا افکار منتقد درونی خود را از واقعیت زندگی خود جدا کنید.

درمانگران همچنین می توانند به شما کمک کنند تا بدون قضاوت در زمینه هایی از زندگی خود کار کنید که می توانید در آنها پیشرفت کنید.
در صورت لزوم، مراجعه به مشاور ممکن است به شما در شناسایی علل اصلی منتقد درونی خود مانند افسردگی کمک کند.
کنار آمدن با احساس تنهایی
تنهایی را به عنوان یک حالت ذهنی بشناسید
گاهی اوقات، حتی زمانی که در محاصره افرادی هستیم که ما را دوست دارند، احساس تنهایی می کنیم. در این لحظات، ما به اشتباه خود را تنها یا منزوی می‌دانیم و این احساسی است که باید آن را به چالش بکشیم. اگر در حال حاضر احساس تنهایی می کنید، خارج کردن خود از این طرز فکر می تواند سخت باشد.

احساس تنهایی اثرات روانی دارد که باعث می شود حتی بیشتر احساس تنهایی کنید.
به عنوان مثال، ممکن است تمام مواقعی را که احساس طرد شدن می‌کردید به خاطر بیاورید، اما نمونه‌های بیشماری از زمان‌هایی را که شامل شده‌اید نادیده بگیرید.
همچنین ممکن است تنهایی شما را ترسوتر و مرددتر کند تا ارتباط برقرار کنید و معاشرت کنید، به این معنی که واقعاً از دیگران منزوی تر می شوید.
برای مبارزه با این احساس تنهایی، باید در تلاش برای ارتباط با دیگران و تقویت عزت نفس خود باشید.
روی رابطه خود با خودتان کار کنید
با خود مهربان باشید و خودگویی مثبت را تمرین کنید. مراقبت از خود را در الویت بگذارید و زمانی که احساس ناراحتی می کنید به خود استراحت دهید. از خودتان با هدایای کوچک پذیرایی کنید و کارهایی را انجام دهید که به شما آرامش می‌دهد، مانند رفتن به طبیعت، گذراندن روز در آبگرم یا صرف غذا در رستوران مورد علاقه‌تان.

اگر در مورد انجام کارها به تنهایی احساس اضطراب یا ناامنی می کنید، به یاد داشته باشید که هدف شما ایجاد رابطه و دوست داشتن خود است.
این رابطه درونی و متعاقب آن عزت نفس به شما این امکان را می دهد که با دیگران ارتباط برقرار کنید و بعداً کمتر احساس تنهایی کنید.
برای سرگرمی خود وقت بگذارید
تمرکز بر سرگرمی ها و علایق به شما کمک می کند احساس رضایت بیشتری داشته باشید و حتی ممکن است به شما کمک کند با افراد بیشتری ملاقات کنید. به هر نوع باشگاهی که با علاقه شما مطابقت دارد بپیوندید یا فعالیت مورد علاقه خود را امتحان کنید.

روابط موجود را تقویت کنید
با دوستان و خانواده ای که هنوز در زندگی شما هستند تماس بگیرید. از آنها بخواهید که برای یک فعالیت با یکدیگر یا برای خوردن قهوه دور هم جمع شوند. اگر یکی از عزیزان شما دورتر زندگی می کند، با آنها تلفن تماس بگیرید یا از آنها بخواهید که یک تماس ویدیویی را برنامه ریزی کنند.

حتی می‌توانید پاتوق‌های برنامه‌ریزی شده هفتگی یا ماهانه را با دوستانتان ترتیب دهید تا با هم بازی کنید، ورزش تماشا کنید یا شام بپزید.
به راحتی می توان حواس خود را از زندگی پرت کرد اما حفظ دوستی سالم بسیار مهم است.
ارتباطات جدید پیدا کنید
اگر دوستان نزدیکی ندارید، اشکالی ندارد! نترسید که خودتان را در آن موقعیت قرار دهید و با افراد جدید ارتباط برقرار کنید؛ طبیعی است که در ابتدا احساس آسیب پذیری کنید، اما هرچه بیشتر آنها را انجام دهید این عادت های جدید آسان تر می شوند. افرادی هستند که منتظر ملاقات شما هستند که به اندازه شما عصبی هستند!

اگر کسی را می بینید که دوست دارید، باید به او نزدیک شوید. نترسید. جرأت داشته باشید که بیرون بروید و از آنها درباره نوشیدن قهوه یا نوشیدنی سول کنید و دوباره با آنها ملاقات کنید.
از رسانه های اجتماعی برای ارتباط مجدد با اقوام یا دوستانی که ارتباط خود را با آنها از دست داده اید استفاده کنید.
غذای پخته شده را به خانه همسایه خود بیاورید یا آنها را به قهوه دعوت کنید.
از همکارتان بخواهید که بعد از کار برای نوشیدن یا غذا خوردن به شما ملحق شود.
با کسی تماس بگیرید که همیشه فکر می کردید خوب به نظر می رسید اما هرگز با او وقت نگذرانده اید.
با جامعه درگیر شوید
شرکت در پروژه‌ها و کلوپ‌های اجتماعی به شما کمک می‌کند تا حس خود را توسعه دهید و راهی عالی برای ملاقات با افراد جدید داشته باشید. به علاوه، حتی می‌توانید به هدفی بپیوندید که به شما امکان می‌دهد به جامعه خود کمک کنید.

در رویدادهای محلی مانند نمایشگاه‌های خیابانی، جشنواره‌ها و کارگاه‌ها شرکت کنید.
یک رویداد اجتماعی مانند شام های اجتماعی، کلوپ های کتاب، گروه های سرگرمی، یا گروه های پیاده روی را سازماندهی کنید یا به آن بپیوندید.
در مغازه‌ها و کافه‌های محلی به یک فرد ثابت تبدیل شوید.
از طرح‌های هنری محلی مانند نقاشی‌های دیواری، اجراهای تئاتر یا رویدادهای موسیقی حمایت کنید.
ارتباط بهتر با دیگران
مثبت بمانید
سعی کنید انرژی و نیت مثبت را به مکالمات خود با دیگران، چه به صورت کلامی و چه غیرکلامی وارد کنید. از کلمات محبت آمیز استفاده کنید و حالت صورت گرم داشته باشید. برای تعریف و تمجید از دیگران یا تصدیق دستاوردها و ویژگی های خوب آنها پیش قدم شوید.

با این حال، سعی نکنید در تعریف و تمجید از دیگران اغراق کنید.
شما نباید همیشه حال خوبی داشته باشید تا مردم شما را دوست داشته باشند.
درباره دیگران سوال بپرسید
با دیگران هماهنگ شوید و به زندگی آنها علاقه واقعی نشان دهید. یک «همراه فعال در مکالمه بودن» راهی عالی برای دوست داشتنی‌تر شدن است.

پرسیدن سوالات شخصی را به عنوان راهی برای ارتباط با دیگران در برنامه خود داشته باشید.
آنچه واقعاً ما را دوست داشتنی می کند، دوست داشتن دیگران است. هر چه بیشتر دوستت داشته باشم، مارا بیشتر دوست خواهند داشت.
شنونده فعالی باشید
هنگامی که دیگران در حال صحبت هستند، تماس چشمی برقرار کنید و از نشانه های بدن مانند تکان دادن سر و لبخند زدن استفاده کنید. روشن کنید که به آنها و آنچه که می خواهند بگویند علاقه مند هستید. اگر می‌خواهید دوست‌داشتنی باشید، باید به آن‌ها و آنچه در مورد آنها در جریان است، علاقه مند باشید.»

به طور ایمن آسیب پذیر باشید
باز کردن سر صحبت در برابر دیگران دشوار است، به خصوص اگر در گذشته صدمه دیده باشید. اما بدون آسیب‌پذیری، شما نمی‌توانید عشق را به طور کامل دریافت کنید یا در اختیار دیگران بگذارید.

ارتباط با دیگران مستلزم این است که از نظر عاطفی خود را آماده کنید که اگر در گذشته آسیب دیده باشید، می تواند واقعاً ترسناک باشد.
محرک هایی را که باعث می شود از به اشتراک گذاشتن احساستان با دیگران احساس شرم، خجالت یا ترس کنید، بشناسید.
با نیازهای خود صریح باشید و احساسات خود را به زبان بیاورید.
با خود صبور و دلسوز باشید.
پذیرش خود را تمرین کنید
اگر خودتان را دوست ندارید، ممکن است شرم، ناامنی یا خشم زیادی را تحمل کنید. این احساسات می‌توانند در ویژگی‌های منفی مانند "تلاش زیاد برای جلب توجه، نگه داشتن خود و پرخاشگری" ظاهر شوند.

در حالی که این ویژگی ها ممکن است از یک زخم عاطفی در درون خودتان ناشی شوند، اما شما را به دیگران نزدیک می کنند.
برای ارتباط بهتر با دیگران و تبدیل شدن به یک فرد مهربان و دوست داشتنی، با تمرکز بر این انرژی در درون خود روی دوست داشتن خود تمرکز کنید.

21458/غ

اشتراک گذاری:
ارسال نظر
پربیننده‌ها پربحث‌ها