خبر زمزمه افزایش پلکانی حقوقها در سال ۱۴۰۶ تا سقف ۳۵ درصد بهعنوان یک ایده اولیه در فرآیند سیاستگذاری بودجه بار دیگر کانون توجه کارشناسان اقتصادی، جامعهشناسان و میلیونها حقوقبگیر، کارمند و بازنشسته را به خود جلب کرده است.
این مدل که در آن درصد افزایش با میزان دریافتی رابطه معکوس دارد (هرچه حکم حقوقی بالاتر، درصد افزایش کمتر)، با هدف حمایت نسبی از لایههای پاییندست درآمدی مطرح میشود؛ اما وقتی در ترازوی واقعیتهای عریان اقتصاد کلان و تورمهای انباشته سنجیده میشود، ابعاد و زوایای پیچیدهتری پیدا میکند.
شکی نیست که در شرایط تورمی، اعمال ضرایب یکسان (درصد ثابت برای همه) معمولاً شکاف مطلق ریالی میان حقوقهای بالا و پایین را عمیقتر میکند. فرمول پلکانی تلاشی است برای کوچکتر کردن این فاصله طبقاتی و صیانت نسبی از معیشت حداقلبگیران. با این حال، مسئله اصلی در اینجا «نسبتسنجی میان درصد افزایش و تورم واقعی» است.
هنگامی که جامعه با تورمهای ساختاری و سنگین (که در برآوردهای میدانی و سبد معیشت خانوارها ابعادی بسیار فراتر از آمارهای رسمی دارد) دستوپنجه نرم میکند، افزایش ۳۵ درصدی برای بخشی از حقوقبگیران و بهویژه کمتر از آن برای سایر سطوح، راه به جایی نمیبرد. این درصدها در برابر سرعت رشد هزینههای مسکن، درمان، آموزش و خوراک، عملاً قدرت خرید از دسترفته را بازتولید نمیکنند.
یکی از آسیبهای پنهان در فرمولهای پلکانیِ شدید، پدیده «فشردهسازی حقوق» (Wage Compression) است. وقتی سقف افزایش برای ردههای کارشناسی ارشد، نخبگان مدیریتی، اعضای هیئت علمی و کارکنان باسابقه محدودتر میشود، انگیزه پیشرفت شغلی، پذیرش مسئولیتهای تخصصی و بهرهوری بهشدت افت میکند. نیروی کار متخصص احساس میکند تفاوت تخصص، مهندسوار بودن کار، سنوات و مسئولیت سنگیناش در محاسبات مالی نادیده گرفته شده است؛ امری که به فرسایش سرمایه انسانی و بیرغبتی به پستهای کلیدی منجر میشود.
اشاره درست به عدم تناسب این افزایش با نرخ تورم، گویای یک واقعیت تلخ در اقتصاد ایران است: سیاستگذاری دستمزدها همچنان معلول تورم است، نه درمانگر آن. تا زمانی که ناترازیهای کلان اقتصادی، کسری بودجه دولت و رشد نقدینگی مهار نشود، هرگونه افزایش دستمزد (چه ۳۰ درصد، چه ۵۰ درصد) پیش از آنکه به سفره خانوار برسد، توسط موج تورمیِ پیش از اعمال آن یا بلافاصله پس از آن، بلعیده میشود. در واقع، این ارقام حکم مسکنی موقت را دارند که تنها درد را برای چند هفته التیام میبخشد، بدون آنکه بیماری مزمن را درمان کند.
افزایش پلکانی حقوق اگرچه از منظر عدالت توزیعی در شرایط بحرانی گامی برای حمایت از دهکهای پایینتر محسوب میشود، اما در غیاب بسته حمایتی مکمل (مانند کالبرگ الکترونیکی واقعی، کنترل قیمت اقلام اساسی و ترمیم پایههای مالیاتی دولت)، نمیتواند شکاف عمیق بین درآمدها و هزینهها را پر کند.
برای سال ۱۴۰۶، دولت و مجلس در یک آزمون سخت قرار دارند: چگونگی ایجاد تعادل میان «عدم تحمیل کسری بودجهی تورمزا به اقتصاد» از یک سو، و «حفظ کرامت انسانی و معیشت کارمندان و بازنشستگان» از سوی دیگر. بدون ترمیم واقعی قدرت خرید و مهار تورم، هر فرمول ریاضی روی کاغذ، در عمل تنها فرسایندگی معیشت طبقه متوسط و حقوقبگیر را به دنبال خواهد داشت.