یادداشت سردبیر صد آنلاین - در جهان مدرن امروز، رسانهها نه تنها راویان رویدادها، بلکه معماران اصلی معنا و مفاهیماند. در این میان، برخی رسانههای فارسیزبان خارجنشین نظیر بیبیسی و ایراناینترنشنال، طی سالهای اخیر به الگویی عریان از استاندارد دوگانه و تناقض آشکار در پوشش خبری تحولات امنیتی و انتظامی رسیدهاند؛ پدیدهای که بیش از هر چیز در نحوه بازنمایی و مصادره بهمطلوب واژه ساده اما کلیدی «پلیس» خودنمایی میکند.
اگر به ادبیات خبری این رسانهها نگاهی بیندازیم، با یک فرمولبندی کاملاً دستکاریشده و جغرافیامحور روبهرو میشویم: ماهیت و کارکرد پلیس را نه وظایف قانونی، عملکرد میدانی یا حقوق شهروندی، بلکه صرفاً «مرزهای جغرافیایی» و «نوع نظام سیاسی» تعیین میکند!
در پوشش رویدادهای داخلی ایران، هنگامی که نیروهای انتظامی برای صیانت از نظم عمومی، امنیت ملی و مقابله با اغتشاشات خیابانی وارد میدان میشوند، بلافاصله در خطوط خبری این رسانهها با برچسبهایی چون «دستگاه سرکوب»، «نیروهای امنیتی خشن» و «نقضکنندگان حقوق بشر» معرفی میشوند. در این روایتگری مغرضانه، وظیفه ذاتی پلیس در حفظ امنیت جامعه، تعمداً نادیده گرفته شده و هرگونه اقدام قانونی برای کنترل ناآرامیها، مصداق بارز خشونت حاکمیتی قلمداد میگردد.
اما طنز تلخ ماجرا هنگامی آشکار میشود که دوربین همین رسانهها به سمت کشورهای غربی، بهویژه فرانسه، میچرخد. در جریان اعتراضات کارگری، معیشتی یا اجتماعی در شهرهای فرانسه، که غالباً با برخورد بسیار سنگین، استفاده گسترده از گاز اشکآور، باتوم، ماشینهای آبپاش و بازداشتهای فلهای از سوی نیروهای امنیتی همراه است، ادبیات این رسانهها صدوهشتاد درجه تغییر میکند. ناگهان در پاریس، «پلیس» به نماد مقدس «برقراری نظم»، «حفاظت از قانون»، «مواجهه حرفهای با آشوبگران» و «پاسداری از دمکراسی» تبدیل میشود! در آنجا خشونت عریان پلیس نه تنها سرکوب به شمار نمیآید، بلکه در توجیهات کارشناسی این شبکهها، واکنشی ضروری برای صیانت از امنیت عمومی جلوه داده میشود.
این تناقض آشکار، پرده از یک واقعیت پشتپرده برمیدارد: برای این رسانهها، مفهوم عدالت، حقوق بشر و امنیت، مفاهیمی مستقل و مبتنی بر ارزشهای انسانی نیستند، بلکه ابزارهایی کاملاً سیاسی، منطقهای و سفارشیاند که در راستای اهداف کارفرمایان و دولتهای متبوعشان چکشکاری میشوند.
رویکرد دوگانه بیبیسی و اینترنشنال در قبال نهاد انتظامی، بیش از آنکه کار حرفهای رسانهای باشد، مصداق بارز «مهندسی افکار عمومی» و استاندارد دوگانهای است که استقلال حرفهای آنها را به شدت زیر سوال میبرد. مخاطب آگاه امروز اما به خوبی میداند که امنیت، خط قرمز هر جامعهای است و پلیس، چه در تهران و چه در پاریس، متولی برقراری نظم است؛ دوگانهسازیهای دروغین رسانههای معاند نیز تنها گواهی بر استمرار جنگ روانی و رسانهای علیه ملت ایران است.