در روزگاری که سرعتِ تکنولوژی، سنگینیِ معنا را در زیر خود دفن کرده و انسانِ مدرن در میان انبوهی از اطلاعات، احساس تنهاییِ وجودی میکند، بازگشت به ریشههای وحی، نه یک عقبگرد، بلکه تنها راه نجات است. خبرنگار فرهنگی صد آنلاین در این گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی حسینزاده، استاد برجسته اخلاق، به سراغ یکی از پویاترین سورههای قرآن رفتهایم؛ سوره نجم. سوریهای که از «صعود» سخن میگوید و به ما میآموزد چگونه در میانه تلاطم هزاره سوم، به اوجِ تعالی و حقیقت دست یابیم.
جناب استاد؛ ورود شما را به این فضای فکری و بحث دربارهی مفاهیم عمیق قرآنی گرامی میداریم. سوره نجم، با آن ضربآهنگِ سریع و آیاتِ پرجنبوجوش، گویی با پویاییِ جهان امروز همخوانی دارد. از نظر شما، چه پیوند میان «تجربه نبوی در معراج» و «نیاز انسانِ هزاره سوم به معنا» وجود دارد؟
حجتالاسلام حسینزاده: سلام و تحیات بر شما و مخاطبان عزیز. پرسش بسیار هوشمندانهای است. ببینید، انسانِ هزاره سوم دچار نوعی «سرگیجهی وجودی» است. او همه چیز را دارد؛ اطلاعات، سرعت، رفاه و قدرت؛ اما «معنا» را از دست داده است. سوره نجم دقیقاً بر محور «دیدن» و «شهود» میچرخد. زمانی که خداوند از مشاهدهی جبرئیل در «قاب قوسین» سخن میگوید، در واقع دارد از بالاترین سطحِ ادراک انسانی پرده برمیدارد. انسانِ امروز که درگیرِ «واقعیتهای مجازی» و «دنیای دیجیتال» است، دچار نوعی تقلید و تقلیدِ تقلید شده است. سوره نجم به ما میگوید برای رسیدن به حقیقت، باید از سطحِ ادراکِ حسی عبور کرد و به سمتِ «مشاهده» حرکت کرد. این همان چیزی است که در اخلاقِ مدرن به آن «خودشناسی از طریق مشاهدهی حقیقت» میگوییم.
در سوره نجم، تأکید شد که «مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَ مَا غَوَىٰ»؛ یعنی پیامبر (ص) نه گمراه شده و نه خطا کرده است. در عصری که «نسبیتگرایی» (Relativism) حاکم است و هر کسی حقیقتِ خودش را دارد، این تأکید بر «ثباتِ حقیقت» چه پیام اخلاقی برای ما دارد؟
حجتالاسلام حسینزاده: این نکته بسیار کلیدی است. در هزاره سوم، ما با بحرانِ «عدمِ مرجعیت» روبرو هستیم. همه میخواهند حقیقت را از درونِ خودشان بسازند، بدون آنکه با استانداردی بیرونی و متعالی پیوند داشته باشند. این منجر به نوعی خودمحوری شده است. وقتی قرآن میگوید پیامبر (ص) گمراه نشده، در واقع دارد «مرجعیتِ وحی» را بازتعریف میکند.
او میگوید حقیقت، ساختهی ذهنِ بشر نیست، بلکه چیزی است که باید کشف شود. اخلاق در هزاره سوم نباید بر پایهی «آنچه من دوست دارم» باشد، بلکه باید بر پایهی «آنچه حقیقت است» بنا شود. سوره نجم به ما یاد میدهد که برای جلوگیری از «غَوايت» (گمراهیِ آگاهانه)، باید به دنبالِ منبعی فراتر از میلِ نفسانی باشیم.
یکی از بخشهای تکاندهنده سوره، توصیفِ «سدرة المنتهی» است؛ جایی که از مرزهای ادراک عبور میشود. با توجه به پیشرفتهای خیرهکننده در هوش مصنوعی و گسترشِ مرزهای علم، آیا میتوانیم «سدرة المنتهی» را یک استعاره برای مرزهای دانش بشر دانست؟
حجتالاسلام حسینزاده: نگاه شما بسیار دقیق است. علمِ مدرن، به شدت در تلاش است تا مرزهای «منتهی» را جابهجا کند. اما تفاوتِ بزرگ اینجاست: علمِ بشر، هر چه بیشتر پیش میرود، بیشتر با «محدودیت» خود روبرو میشود. سوره نجم به ما میآموزد که حقیقت، فراتر از ادراکِ حسی و حتی فراتر از ادراکِ عقلیِ محض است. در هزاره سوم، ما نباید دچار «غرورِ تکنولوژیک» شویم. هوش مصنوعی میتواند دادهها را پردازش کند، اما نمیتواند «معنا» را کشف کند. «سدرة المنتهی» به ما یادآوری میکند که در اوجِ دانش، همواره یک «مرزِ مقدس» وجود دارد که ادراکِ مادی به آن نمیرسد. اخلاقِ علمی یعنی اینکه بدانیم علم، ابزاری است برای رسیدن به حقیقت، نه خودِ حقیقت.
در پایان، اگر بخواهید یک «نقشه راه اخلاقی» از سوره نجم برای جوانانی که در میانهیِ سیلِ اطلاعاتیِ امروز هستند ترسیم کنید، چه توصیهای دارید؟
حجتالاسلام حسینزاده: من سه نکته را از این سوره استخراج میکنم:
نخست، «ایستادگی در برابرِ تقلید». سوره نجم به شدت با ساختارهای ذهنیِ تقلیدی و بتوارههای دوران جاهلیت مبارزه میکند. جوان امروز نباید اسیرِ «بتهای جدید» یعنی الگوهای مصرفگرا و مشاهیرِ بیمحتوا باشد.
دوم، «تأمل در نشانهها». قرآن میگوید «أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ بَنَاهَا». در هزاره سوم، ما باید از تماشایِ صرف به سمتِ «نگاهِ پژوهشگرانه و اخلاقی» حرکت کنیم. علم و ایمان نباید از هم جدا شوند.
و سوم، «تلاش برای صعود». سوره نجم، سورهیِ بالا رفتن است. زندگی نباید در سطحِ نیازهای زیستی و مادی متوقف شود. انسان باید همواره در جستوجویِ «تجلیِ حق» در کلام و عمل باشد. ما باید از زمین به سمتِ آسمانِ معنا حرکت کنیم.
صد آنلاین: از کلماتِ رسا و تحلیلِ عمیق شما سپاسگزاریم. امیدواریم این گفتگو دریچهای نو برای اندیشیدن به مفاهیم وحیانی در دنیای مدرن باز کرده باشد.