سالها غرب با اتکا به حضور نظامی خود سعی داشت قواعد بازی در خلیج فارس را به دلخواه خود دیکته کند. اما امروز، ادبیاتِ حاکم بر این آبراههای استراتژیک تغییر کرده است.
موضوعِ مطرح شده مبنی بر «پرداختهای داوطلبانه» در ازای هدایت و تأمین امنیت کشتیها، اگرچه با پوششِ «چارچوبهای حقوقی عمان» مطرح میشود، اما در لایههای زیرین خود حاوی یک پیام صریح است: هیچ کشتی بدون هماهنگی و مدیریتِ میدانیِ نیروهای حاکم بر منطقه، نمیتواند به سلامت از تنگه هرمز عبور کند.
امنیت، کالایی است که ایران متولی آن است
این رویکرد، در واقع تأکیدی بر دکترینِ ایران است که بارها اعلام کرده بود: «امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود».
حالا که غرب برای عبور ایمنِ محمولههای خود حاضر به مذاکره بر سر هزینههای «حفاظت و ایمنی محیط زیست» شده، عملاً اعتراف کرده است که «امنیت» در این منطقه، دستاوردِ حضورِ بیگانگان نیست، بلکه حقیقتی است که در دستانِ تهران و شرکای منطقهای آن قرار دارد.
یک پیروزی استراتژیک؛ بدون شلیک حتی یک گلوله
اینکه طرفهای غربی به جای زبانِ تهدید و تحریم، به دنبالِ بسترهای حقوقی برای توافق و پرداخت هزینهها هستند، نشاندهنده هوشمندیِ راهبردیِ جمهوری اسلامی ایران است. این تحول ثابت میکند که قدرتِ موشکی و اشرافِ اطلاعاتیِ ایران بر تنگه هرمز، نهتنها یک بازدارندگی نظامی، بلکه یک اهرمِ قدرتِ اقتصادی-سیاسی ایجاد کرده است که غرب را ناچار به تمکین کرده است.
پیامِ روشن به ذینفعان:
ایران بار دیگر ثابت کرد که نه تنها ناظرِ منفعلِ تحولات نیست، بلکه «تعیینکنندهی قواعد بازی» است. این عقبنشینیِ نرمِ طرفهای غربی، مقدمهای بر شکستِ پروژه «ایرانهراسی» در خلیج فارس است. حالا که غرب دریافته برای تأمینِ امنیتِ ناوگانِ تجاری خود نیازمندِ توافق است، بهتر است بپذیرد که دورانِ یکجانبهگرایی به پایان رسیده و هرگونه عبور و مروری، باید با لحاظ کردنِ منافعِ امنیتِ ملیِ ایران صورت گیرد.