به گزارش صد آنلاین ،بیست و دوم خرداد گذشته، پرونده گم شدن زن۳۵سالهای به نام «فاطمه -خ» در کلانتری شهید رجایی مشهد تشکیل شد و سپس برای پیگیریهای تخصصی دراختیارکارآگاهان پلیس آگاهی قرارگرفت.
درهمین حال مرد۴۱ سالهای به نام «مجتبی –ف» به طور مداوم ماجرای گم شدن همسرش را به عنوان شاکی پرونده پیگیری میکرد و مدعی بود که همسر جوانش بیست ویکم خرداد ازمنزل خارج شده ودیگر بازنگشته است. با توجه به اهمیت موضوع و با دستورمستقیم سرهنگ جوادبیگی (رئیس پلیس آگاهی) پرونده مذکور به اداره جنایی ارسال شد تا به طور ویژه و تخصصی مورد رسیدگی قرارگیرد، اما وقتی افسران زبده جنایی زیرنظرسرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد) وارد عمل شدند و به کنکاشهای تخصصی پرداختند، سرنخهایی ازاختلافات خانوادگی بین مرد۴۱ساله و همسرگم شده اش ازمیان کلاف پیچیده این پرونده، نمایان شد و بدین ترتیب کارآگاهان ماجرا را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع دادند.
طولی نکشیدکه قاضی دکترصادق صفری دستوراحضارمجتبی (شاکی پرونده) را به شعبه ویژه پروندههای جنایی صادرکرد وبه طرح چند سوال تخصصی و گاهی انحرافی پرداخت. وقتی مرد۴۱ ساله مدعی شد همسر سابقش را به خاطرخیانت طلاق داده و۵ سال قبل با فاطمه (زن گم شده) ازدواج کرده است، اما او نیزدوست پسرهای پولدارداشت! دیگر تردیدی برای قاضی با تجربه ویژه جنایی باقی نماند که مرد مذکور راز یک جنایت هولناک را درسینه اش پنهان کرده است. دراین شرایط بود که قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی وانقلاب مشهد آخرین برگه پرونده را تازد و درپشت برگه، دستورهای محرمانهای برای انجام تحقیقات و بازجوییهای فنی با فرضیه قوی ارتکاب قتل ازسوی شاکی پرونده را صادرکرد و او را با صدورقرارقانونی دراختیارکارآگاهان دایره قتل عمد آگاهی قرارداد.
این گزارش حاکی است:حالا دیگر کارآگاهان با این دستورهای قاطع قضایی و به طورنامحسوس وارد زندگی اجتماعی و خانوادگی مجتبی با همسر۳۵ساله اش شدند و او را به اتاق بازجوییهای تخصصی هدایت کردند. باآن که متهم مذکورهمچنان ادعا میکرد همسرش را دوست داشته و فرزندی۲ساله از اودارد، اما کارآگاهان باراهنماییهای مقام قضایی، او را زیررگبارسوالات پلیسی قراردادند و هربارماجرایی از اختلافات خانوادگی وی را رو میکردند که درتحقیقات نامحسوس به دست آمده بود.
مرد جوان که هنوز با حالتی طلبکارانه ادعا میکرد «من شاکی پرونده هستم و شما به من تهمت میزنید!» ناگهان دربرابراسناد و مدارک موجود درحالی فرو ریخت که کارآگاهان زوایایی ازاختلافات خانوادگی او براثر مشاجرههای خیانت آمیز را مقابل دیدگانش گذاشتند. دراین هنگام بود که مرد۴۱ ساله سرش را میان دستانش قرارداد و با ابراز پشیمانی ازجنایتی که مرتکب شده است به کارآگاهان گفت:بعد ازآن که همسر اولم را طلاق دادم او دختر۱۰ سالهام را هم با خودش برد و من هم از شهرستان به مشهد آمدم و درخیابان پورسینا درشهرک شهید رجایی ساکن شدم تا این که روزی یک مسافرخانم را سوارخودرو کردم و با او به درد دل پرداختم. آن زن میانسال هم دختری را برای ازدواج به من معرفی کرد وبدین ترتیب من فاطمه را به عقدخود درآوردم وصاحب یک فرزند شدم، اما دراین میان موضوعاتی مانند خیانت درزندگی ما رخ نمود به طوری که هردو نفر به یکدیگر سوءظن داشتیم.
این مشاجرهها و درگیرهای خانوادگی هر روز شدت بیشتری مییافت تا این که بیست ویکم خرداد وقتی همسرم از بیرون به خانه آمد بازهم جر وبحثهای ما درحالی شروع شد که همسرم ادعا میکرد دوست پسری پولدار دارد و میخواهد با او بیرون برود! من دیگر نتوانستم این جمله اش را تحمل کنم وبلافاصله از شدت خشم وعصبانیت به سویش هجوم بردم. او را روی زمین انداختم و با دستانم گلویش را فشردم. بعد ازچند دقیقه وقتی فهمیدم همسرم دیگر نفس نمیکشد و جان خود را ازدست داده است خیلی پشیمان شدم ولی دیگرکاری از دستم ساخته نبود. مدتی درکنارجسد نشستم و به فکر فرو رفتم که حالا با این کاراحمقانهای که انجام دادم چکارکنم!
بالاخره اوایل بامداد روز بعد تصمیم گرفتم جسد را درمنطقهای دور دست از بین ببرم تا کسی متوجه ماجرای قتل نشود. این بود که پیکر بی جان او را با یک ظرف۴لیتری بنزین درون خودرو گذاشتم و به جاده میامی رفتم، اما محلی مناسب را برای رها کردن جسد نیافتم تا این که بعد از مدتی جستوجو بالاخره به نقطهای خلوت وکم رفت وآمد در کنارکال معروف به چوپانی رسیدم و آن جا را مناسب تردیدم به همین خاطر جسد را از درون خودرو بیرون کشیدم و بنزینها را روی پیکر بی جان همسرم ریختم و آن را آتش زدم. هنگامی که لباسها و بخش زیادی ازجسد سوخت با بیلی که ازهمسایگان قرض گرفته بودم، گودالی درهمان جا حفرکردم و جسد را درون آن دفن کردم. سپس برای این که خودم در مظان اتهام قرارنگیرم ماجرای گم شدن همسرم را به پلیس گزارش دادم و پیگیر پرونده شدم ولی ...
درپی اعترافات تکان دهنده شاکی پرونده که حالا عنوان «قاتل» را یدک میکشید، قاضی دکترصفری که درهمه مراحل بازجویی نظارت مستقیم داشت، دستورداد تا متهم به محل دفن جسد هدایت شود؛ بنابراین ظهرروزگذشته گروه تخصصی کارآگاهان به سرپرستی رضا شکیبا (افسرپرونده) درکنار مقام قضایی به سوی بیابانهای سوزان در اطراف جاده میامی مشهد حرکت کردند و بعد ازعبور از جادههای خاکی به نقطهای رسیدند که دیگر امکان حرکت خودروها دراطراف کال چوپانی وجود نداشت. درهمین حال مجتبی با اشاره دست، نقطهای درزیرتپهای را نشان داد و مدعی شد، جسد همسرش را درهمان محدوده دفن کرده است ولی جستوجوها وکنده کاریها برای یافتن جسد به نتیجه نمیرسید تا این که درهمان اطراف قطعهای از بقایای جسد انسان نمایان شد و متهم با بیلی که کارآگاهان به همراه داشتند، شروع به حفر زمین کرد وگفت:دیگرتردیدی ندارد که جسد را درهمین نقطه دفن کرده است، اما بازهم دیگربقایای جسد پیدا نشد. دراین شرایط کارآگاهان به چند دسته ۲نفره تقسیم شدند و به صورت ۴ضلعی (موزاییکی) به جستوجو درداخل کال چوپانی پرداختند تا این که بعد از مدتی جست وجوجمجمه و بقایایی ازاستخوانهای یک انسان درفاصلههای چند متری ازیکدیگرکشف و مشخص شد که بعد از رها کردن جسد درعمق بسیاراندک زمین، حیوانات درنده به سراغ جسد رفته و آن را از زیرخاک بیرون کشیدهاند به طوری که همه جسد طعمه حیوانات درنده شده وتنها همین استخوانها از وی باقی مانده است.
پس ازمستند سازی کشف بقایای جسد و اعترافات متهم درمحل مذکور، قاضی صفری دستوربازداشت موقت وی به اتهام ارتکاب قتل عمدی و اختفای جسد را صادرکرد وبدین ترتیب مرد۴۱ ساله برای انجام تحقیقات بیشتر وکنکاشهای تخصصی درباره ادعاها و انگیزه جنایت دراختیارکارآگاهان قرارگرفت تا ابعاد دیگراین ماجرای تکان دهنده با نظارت مستقیم سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد) بررسی شود. /خراسان