۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۲

زیر تابوت خالی‌ام گریه کردند! اعترافات تکان‌دهنده مردی که مرگ خودش را جعل کرد

حوادث
بازدید:۱۸۲۷
صد آنلاین | مرد کلاهبرداری که با صحنه‌سازی غرق‌شدن در دریای خزر، برای خود مراسم خاکسپاری و ختم برگزار کرده بود، پس از ماه‌ها زندگی مخفیانه، توسط یکی از طلبکارانش در خیابان‌های پایتخت شناسایی شد.

به گزارش صد آنلاین ، ماجرا از اواخر سال گذشته در یکی از شهرهای ساحلی شمال کشور آغاز شد. مرد ۳۵ ساله‌ای به نام هومن که دفتری تجاری دایر کرده بود، با وعده واردات موتورسیکلت‌های سنگین و برقی با قیمت مناسب، توانست اعتماد بیش از ۵۰ نفر را جلب کند. سرمایه‌گذاران که برخی از آن‌ها حتی از بستگان نزدیک او بودند، مبالغ هنگفتی را به حساب وی واریز کردند. با گذشت زمان و عدم تحویل موتورسیکلت‌ها، موج شکایات به اداره پلیس سرازیر شد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد هومن بیش از ۲۰ میلیارد تومان از مالباختگان دریافت کرده و عملاً هیچ موتوری وارد کشور نشده است. در حالی که بازپرس پرونده دستور توقیف اموال و بازداشت او را صادر کرده بود، ناگهان یک خبر تکان‌دهنده روند رسیدگی به پرونده را تغییر داد.

مرگ در دریای خزر

در اوج فشار طلبکاران و پیگیری‌های قضایی، خانواده هومن اعلام کردند که او هنگام شنا در دریای طوفانی غرق شده و جان باخته است. به دنبال این اتفاق، حجله‌های سیاه‌رنگ در مقابل درخانه هومن نصب و مراسم خاکسپاری و ختم او نیز برگزار شد. بسیاری از شاکیان که تا پیش از این به دنبال نقد کردن چک‌های خود بودند، با مشاهده اشک‌های خانواده و فرزند خردسال او، از شکایت خود صرف‌نظر کردند تا اینکه چند روز قبل اتفاق عجیبی رقم خورد.

ملاقات با مرد مرده

چند روز پیش، یکی از بستگان دور هومن که از ماجرای فوت او باخبر بود، در حال عبور از خیابانی در غرب تهران، با صحنه‌ای مواجه شد که چشمانش را از تعجب گرد کرد. او هومن را در حال خارج شدن از یک سوپرمارکت دید و وی را تعقیب کرد. به این ترتیب محل اختفای مرد مرده شناسایی شد و ماموران با هماهنگی قضایی وارد خانه شدند و هومن را دستگیر کردند. متهم که دیگر راهی برای انکار نداشت، اعتراف کرد که تمام ماجرای غرق شدن، یک سناریوی طراحی شده برای فرار از بدهی ۲۰ میلیاردی بوده است. با توجه به اینکه محل وقوع جرم در شمال کشور بود، متهم برای ادامه رسیدگی به پرونده به استان مربوطه منتقل شد.

بازگشت هومن از دنیای مردگان در تهران

هومن می گوید که به هیچ عنوان قصد کلاهبرداری نداشته و به خاطر حمله دشمن صهیونیستی و آمریکا به کشور نتوانسته سفارش طلبکارانش را تامین کند.

چطور به این فکر افتادی که برای فرار از بدهی، خبر مرگ خودت را منتشر کنی؟

فشارها خیلی زیاد بود. ۵۰ نفر هر روز جلوی دفتر و خانه‌ام بودند. ۲۰ میلیارد تومان بدهی بالا آورده بودم و راهی برای بازپرداخت نداشتم. موتورهایی که قول داده بودم به دلیل وقوع جنگ تحمیلی وارد نشدند. احساس کردم اگر بمیرم، همه چیز تمام می‌شود و خانواده‌ام هم راحت می‌شوند.

اما خانواده‌ات که با این کار بیشتر زجر کشیدند. آن‌ها هم در جریان بودند؟

نمی‌خواهم پای کسی را وسط بکشم، اما بدون هماهنگی نمی‌شد چنین صحنه‌سازی بزرگی کرد. آن‌ها هم خسته شده بودند. می‌خواستیم پرونده در دادسرا مختومه شود.

برای غرق شدنت چه صحنه‌ای ساختی؟

لباس‌ها و وسایلم را کنار ساحل رها کردم. چند نفر از دوستانم که به آن‌ها هم بدهکار بودم اما قول داده بودم پولشان را بعدا بدهم، شهادت دادند که مرا در حال دست و پا زدن در آب دیده‌اند. چون دریا طوفانی بود، کسی انتظار نداشت جسد فورا پیدا شود. به سختی خودم را به ساحل کناری رساندم. روز بعد هم خانواده ام اعلام کردند که جسدم را پیدا شده و تحویلش گرفته اند. سپس مراسم خاکسپاری نمادین و ختم خیالی را انجام دادند.

فکر نکردی شاکیان و بستگانت که در مراسم ختمت شرکت کردند چه حسی پیدا می‌کنند؟

راستش را بخواهید، وقتی شنیدم برخی از آن‌ها در مراسم من گریه کرده‌اند و دلشان برای پسرم سوخته، عذاب وجدان گرفتم. اما ترس از زندان و بدهی سنگین باعث شد به زندگی مخفیانه در تهران ادامه بدهم. البته قصد داشتم کار کنم و آرام آرام بدهی هایم را از طریق خانواده ام به شاکیان بپردازم.

در تهران چطور زندگی می‌کردی؟

خانه یکی از بستگان نزدیکم بودم و سعی می‌کردم فقط شب‌ها بیرون بیایم یا در محله‌هایی تردد کنم که کسی مرا نشناسد. اما آن روز رفتم سوپرمارکت که خریدم کنم. همین یک اشتباه کارم را تمام و دستم را رو کرد. فکر نمی‌کردم درست همان لحظه یک آشنا از جلوی بانک رد شود. شاید تقدیر این بود که زنده بودنم لو برود.

حالا که دستگیر شدی، برنامه‌ات برای بدهی ۲۰ میلیاردی چیست؟

دیگر نمی‌توانم نقش مرده را بازی کنم. باید با حقیقت روبرو شوم. امیدوارم دادگاه فرصتی بدهد تا بتوانم با اموالی که دارم یا از طریق دوستانم، رضایت شاکیان را جلب کنم. اگرچه می‌دانم اعتماد آن‌ها را برای همیشه از دست داده‌ام اما آنها هم باید شرایط مرا درک کنند. چون فضای کشور به شدت ملتهب بود و هست اما باید بگویم که شرمنده ام.مخصوصا شرمنده آن‌هایی که برایم سیاه پوشیدند و زیر تابوت خالی گریه کردند. من نه تنها پولشان، بلکه احساساتشان را هم دزدیدم./همشهری

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها