آنچه در روزهای اخیر در زیرساختهای حیاتی جنوب ایران از جمله «پل بندر خمیر به بندرعباس» رخ داده، یک سلسلهاتفاقات پراکنده نیست؛ این یک «نقشه مهندسیشده» برای فلج کردنِ تحرکاتِ زمینی و پشتیبانیِ نظامی ایران است. دشمن با هدف قرار دادن پلها، راهآهن و فرودگاهها، در حالِ تستِ یک استراتژی کلاسیک است: ایجادِ «محاصرهیِ لجستیکی» برای تسهیلِ تهاجمِ زمینی به جزایرِ ایرانی.
بازی در زمینِ دشمن؛ تاوانِ سنگینِ انفعال
این یک واقعیتِ تلخ است: وقتی راهِ ارتباطیِ مرکز با سواحلِ جنوب (به ویژه مسیرهای حیاتیِ پشتیبانی از جزایر تنب، ابوموسی، فارو، سیری و هنگام) مسدود شود، مدافعان در برابر هرگونه ماجراجوییِ نظامیِ زمینی در سواحل، دستبسته خواهند بود. اگر این حملات به سبکِ «پینگپنگی» پاسخ داده شود، ما صرفاً در زمینِ طراحیشدهیِ دشمن بازی کردهایم که نتیجهیِ آن فرسایشِ توانِ ملی است.
پاسخِ متقارن، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت
تحلیلگران نظامی معتقدند زمانِ «پاسخهایِ محدود» به پایان رسیده است. برای متوقف کردن این ماشینِ تهاجم، ایران باید «هزینهیِ تعرض» را برای دشمن به سطحی غیرقابلتصور برساند. در حالی که ما در حالِ ترمیمِ پلهایِ تخریبشده هستیم، دشمن از زیرساختهایِ عظیمِ خود برای تدارکاتِ نظامی بهره میبرد.
نگاهی به آنچه در تیررس است:
آیا میدانید دشمن در چه خانهیِ شیشهای زندگی میکند؟ از پل ۳۶ کیلومتریِ «شیخ جابر الاحمد الصباح» در کویت گرفته تا پل ۲۵ کیلومتریِ «ملک فهد» که عربستان را به بحرین متصل میکند؛ و یا پلهای استراتژیک در امارات مانند «پل شیخ خلیفه» در ابوظبی.
اینها نه فقط سازههای مهندسی، بلکه «شریانهای حیاتیِ» اقتصاد و تدارکاتِ نظامیِ کشورهای متخاصم هستند. وقتی آنها پلهای ما را هدف میگیرند، منطقِ نظامی حکم میکند که تمامِ مراکز تجمعِ نیروهای بیگانه، منابعِ سوخترسانیِ هوایی، فرودگاهها و مسیرهای لجستیکی در کشورهایِ میزبانِ دشمن، به اهدافِ مشروعِ تلافیجویانه تبدیل شوند.
صد آنلاین هشدار میدهد:
صبرِ راهبردی در شرایطی که «خاک و حاکمیت» هدف گرفته شده، تنها باعثِ جسورتر شدنِ دشمن میشود. اگر قرار است هزینهای پرداخت شود، باید این هزینه به گونهای باشد که دشمن را از اندیشیدن به هرگونه نفوذِ زمینی پشیمان کند.
ضرباتِ سنگین و چندمرحلهای به زیرساختهای دشمن، تنها راهِ خروج از این «تلهیِ تدافعی» است؛ پیش از آنکه دیر شود.