به گزارش صد آنلاین ، در پی افزایش گزارشهای موبایل قاپی در مرکز پایتخت، بررسی موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفت. بررسی اظهارات مالباختگان نشان می داد که دو جوان موتورسوار درحالیکه صورت خود را با ماسک پوشانده بودند، در چشم بر هم زدنی اقدام به قاپیدن تلفن همراه طعمههایشان می کردند. در ادامه تحقیقات مشخص شد که سارقان گاهی عابران پیادهای را که در حال صحبت با موبایل بودند هدف قرار میدادند و گاهی نیز رانندگانی را که در ترافیک با شیشه پایین پشت فرمان قرار داشتند.
مظنونان
بررسیها نشان میداد پلاک موتورسیکلتی که این دو نفر از آن استفاده میکنند مخدوش است و همین موضوع شناسایی آنها را دشوار کرده بود. از سوی دیگر بیشتر سرقتها در محدوده مشخصی از مرکز شهر رخ میداد. به همین دلیل ماموران با تمرکز بر همان محدوده، گشت زنی های نامحسوس خود را آغاز کردند تا اینکه شامگاه دوم تیرماه، متوجه موتورسوارانی شدند که پلاک موتورشان مخدوش بود و با رفتار مشکوک در خیابانها پرسه میزدند. این دو نفر چند بار یک مسیر را طی کردند و نگاهشان مدام متوجه عابران و رانندگانی بود که تلفن همراه در دست داشتند.
همین رفتار باعث شد ماموران به آنها مشکوک شوند و دستور توقف بدهند. موتورسواران با مشاهده پلیس تلاش کردند از محل فرار کنند، اما تعقیب کوتاهی شکل گرفت و در نهایت هر دو نفر توسط مأموران دستگیر شدند.
راز موتور سرقیت
متهمان در بررسیهای اولیه مدعی شدند که تنها برای گردش و به اصطلاح دور دور به خیابان آمده اند امادر ادامه بررسیها، شماره پلاک موتورسیکلت استعلام و مشخص شد، عصر ۲۴ خردادماه از مقابل خانهای در محدوده بیسیم به سرقت رفته است. با روشن شدن این موضوع، ادعای اولیه متهمان رنگ باخت.
دو جوان ۱۸ ساله در نهایت لب به اعتراف گشودند و به چندین فقره موبایلقاپی در مرکز شهر اعتراف کردند. آنها گفتند پس از سرقت موتورسیکلت، با استفاده از آن در خیابانها پرسه میزدند و در فرصت مناسب تلفن همراه عابران یا رانندگان را میقاپیدند.
با دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، هر دو متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند و بررسیها برای شناسایی دیگر مالباختگان احتمالی ادامه دارد.
ثبت رکوردی عجیب
امید یکی از متهمان پرونده می گوید، کری خوانی در یک گیمنت، آغازگر ماجرای ورود آنها به دنیای سارقان شده است.
از چه زمانی سرقتهایتان را شروع کردید؟
داستانش مفصل است. برای بازی فوتبالدستی و پلیاستیشن به یک گیمنت میرفتم. همانجا با حمید همدستم آشنا شدم. ما هر دو ۱۸ ساله بودیم، اما چند نفری که همراه ما بازی میکردند سن بیشتری داشتند. آنها اغلب درباره سرقتهایی که دیده بودند یا کلیپهایی که در فضای مجازی میچرخید صحبت میکردند و میگفتند هیچکس نمیتواند در کمتر از یک دقیقه موبایلقاپی کند. همین حرفها باعث شد ما به فکر خودنمایی بیفتیم.
یعنی تصمیم گرفتید رکورد سرقت بشکنید؟
ما تحت تأثیر همان حرفها قرار گرفتیم و گفتیم میتوانیم این رکورد را بشکنیم. به همین دلیل سوار موتور میشدیم و در خیابانهای مرکز شهر پرسه میزدیم. هرجا کسی را میدیدیم که با گوشی صحبت میکند یا رانندهای که پشت چراغ قرمز موبایل دستش است، نزدیک میشدیم و گوشی را میقاپیدیم.
یعنی فقط برای کل کل سارق شدید؟
بله. می خواستیم ثابت کنیم شجاعت و مهارت داریم. درواقع ثبت رکورد عجیب داشته باشیم؛ سرقت زیر ۶۰ ثانیه اما خب اشتباه کردیم، ما سنی نداریم که، ناپختگی کردیم.
چطور می خواستید ثابت کنید که زیر یک دقیقه، سرقت ها را انجام میدهید؟
قبل از شروع کار، گوشی خودمان را روی حالت فیلمبرداری میگذاشتیم. بعد از سرقت هم از گوشی که گرفته بودیم تصویر میگرفتیم و زمان انجام سرقت را اعلام میکردیم تا مشخص شود چقدر طول کشیده است.
موفق شدید رکوردشکنی کنید؟
اوایل شاید سه دقیقه طول میکشید، اما هرچه بیشتر انجام میدادیم سریعتر میشدیم. بعد از مدتی توانستیم زمان را به حدود یک دقیقه و بعدش هم کمتر از یک دقیقه برسانیم.
موتور برای کی بود؟
همدستم حمید در یک تعمیرگاه موتور کار میکند. گاهی موتورسیکلتهایی که برای تعمیر آورده میشد را برمیداشت و ما برای سرقت از آن استفاده میکردیم. پلاک را مخدوش میکردیم تا شناسایی نشویم.
اما زمانی دستگیر شدید که موتور سرقتی داشتید؟
این هم از بدشانسی ما بود. حمید موتوری را از تعمیرگاه آورده بود که در مسیر خراب شد. مجبور شدیم آن را به تعمیرگاه برگردانیم و برای انجام سرقت یک موتور سرقت کنیم.
تا کی قرار بود به سرقت هایتان ادامه بدهید؟
اصلا تصوری از دستگیری نداشتیم. فکر می کردیم کسی نمیتواند ما را شناسایی کند اما اشتباه میکردیم. حالا که دستگیر شدهایم تازه متوجه شدهام این رقابت بیمعنا چه عواقبی دارد./همشهری