0 پسندیدم
رسانه عربی: آمریکا کلاه بزرگی بر سر اعراب گذاشت
بازدید:۴۱۴
صد آنلاین | یک رسانه عربی با اشاره به قدرت و اراده ایران، به بررسی برخی حقایق تلخی پرداخته که جنگ اخیر برای کشورهای عربی آشکار کرده است.
به گزارش صد آنلاین ، در ادامه تحلیلهای منطقهای و بینالمللی درباره نتایج جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند و ابعاد آن به سراسر منطقه کشیده شد، روزنامه الایام فلسطین به بررسی حقایقی پرداخته که در نتیجه این جنگ، به ویژه برای کشورهای عربی، فاش شده است.
صرف نظر از اینکه آیا اعراب هویت ملی و دیدگاه خود را نسبت به منافع و جایگاهشان در این دوران پرآشوب که شاهد تحولات جهانی به سوی نظمی جدید است، بازتعریف خواهند کرد یا نه، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مجموعهای از حقایق را برملا ساخت؛ حقایقی که اعراب فراموش کرده بودند و این جنگ آنها را یادآوری کرد.
حقیقت اول: مسئله فلسطین همچنان مسئله اصلی امت عربی و اسلامی است
اولین واقعیتی که اعراب برای دههها نادیده گرفتهاند، این است که مسئله فلسطین، چه بخواهند و چه نخواهند، مسئله اصلی جهان عرب و اسلام بوده و ظهور عواملی که تهدیدی ملی برای برخی کشورهای عربی محسوب میشوند، از اهمیت و اولویت آن نکاسته است.
مسئله فلسطین اهمیت خود را از این حقیقت میگیرد که با درگیری با حامل و ابزار استراتژیک استعمار غرب یعنی اسرائیل گره خورده است. اسرائیل هرگز از تأکید بر این نکته دست نمیکشد که فلسطین تنها آغاز راه بوده و دامنه توسعهطلبانه استعماری آن، منطقه وسیعی از جهان عرب را هدف قرار داده است.
واضح است که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با هدف حفاظت از امنیت خلیج فارس و عربستان سعودی نبود، بلکه هدف آن کنترل کامل بر ثروتها و حاکمیت کشورهای منطقه، از جمله ایران، بود.
پیش از انقلاب اسلامی ایران، مسئله فلسطین در معرض فراموشی کامل قرار داشت. با وجود تغییر شرایط، به ویژه پس از جنگ خلیج فارس (که پس از جنگ ایران و عراق رخ داد) و سپس اشغال عراق، مسئله فلسطین در قلب رویدادها و در رأس اهداف اسرائیل و آمریکا باقی ماند.
در آن زمان، شاید بسیاری از اعراب آنچه را که فلسطینیان همواره تکرار میکردند – مبنی بر اینکه مسئله فلسطین کلید جنگ و صلح برای همه در منطقه است – باور نداشتند، اما همواره با غافلگیری مواجه میشدند؛ به ویژه زمانی که فلسطینیان مورد تجاوز سال ۱۹۸۲ قرار گرفتند و پس از آن، انتفاضه بزرگ مردمی فلسطین، درگیریهای پس از توافقنامه اسلو، انتفاضه الاقصی، جنگهای مکرر علیه غزه، جنگهای شهرکسازی علیه قدس و کرانه باختری و در نهایت طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد.
در بیشتر این مقاطع، فلسطینیها فریاد میزدند که «ما تنها هستیم» و پاسخ از طریق صدور بیانیههای محکومیت و درخواست از جامعه بینالمللی برای مداخله داده میشد؛ کاری که خود اعراب باید پیشقدم میشدند.
اکنون و در جریان این جنگ، برخی از اعراب که مورد حملات ایران قرار گرفتهاند، فریاد «ما تنها هستیم» سر میدهند و آشکارا از دیگر کشورهای عربی که به آنها نپیوستند و در جنگ برای کمک شرکت نکردند، انتقاد میکنند.
حقیقت دوم: اتکای انحصاری به آمریکا برای تأمین امنیت، شکست خورده است
دومین واقعیت این است که تکیه صرف بر ایالات متحده برای حفاظت از امنیت و ثبات و مقابله با خطری که آمریکا و اسرائیل ادعا میکنند ایران برای کشورهای عربی دارد، یک اتکای کاملاً شکستخورده بوده است.
حضور نظامی آمریکا، چه در پایگاههای نظامی و چه در منطقه، تنها برای حفاظت از اسرائیل بود، نه برای حفاظت از کشورهای منطقه.
ایالات متحده نوزده پایگاه نظامی در منطقه خلیج فارس ایجاد کرد و باید از کشورهای میزبان در برابر هرگونه خطر محافظت میکرد و امنیت آبراههای مهم از تنگه هرمز تا بابالمندب و کانال سوئز را تضمین مینمود. اما زمانی که جنگ رخ داد، این پایگاهها به بلای جان کشورهایی تبدیل شدند که آنها را پذیرفته و به آنها دل بسته بودند؛ چراکه دلیل حملات ایران به زیرساختهای داخلی کشورهای میزبان این پایگاهها شدند و این کشورها بهای سنگینی را در جنگی پرداختند که هیچ سودی برای آنها نداشت.
آمریکا که کشورهای خلیج فارس را به پادگانهای نظامی و مراکز جاسوسی برای خود تبدیل کرده بود، حتی قبل از آغاز جنگ با این کشورها مشورت نکرد، بلکه این جنگ را با تصمیم خود و به نفع اسرائیل آغاز نمود. آمریکا حتی به مواضع کشورهای خلیج فارس که جنگ را رد کرده و از گزینه مذاکره حمایت میکردند، پاسخی نداد.
کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگران میدانند که اسرائیل از تلاش برای از بین بردن هویت جمعی عربی و تبدیل آن به هویتهای ملی (در بهترین حالت) یا هویتهای قومی و فرقهای و بیثبات کردن امنیت استراتژیک کشورهایی که نقشه اسرائیل بزرگ آنها را هدف قرار داده، دست برنمیدارد.
حقیقت سوم: وابستگی مرگبار به تسلیحات درجه چندم آمریکا در برابر خودکفایی ایران
سومین واقعیت این است که اعراب صدها میلیارد دلار برای تقویت تواناییهای تسلیحاتی خود هزینه کردند، اما همواره قدیمیترین نسلهای سلاح را از آمریکا دریافت میکردند.
اعراب دارای ثروت، امکانات انسانی، حتی علمی، و موقعیت استراتژیکی هستند که میتواند آنها را قادر به توسعه صنایع نظامی خود کند. نمونههای زیادی در این زمینه وجود دارد که نزدیکترین آنها ایران و ترکیه هستند و این امر اعراب را از هدر دادن این همه پول بینیاز میکند.
در همین راستا، اعراب حتی یک بار هم تلاش نکردند که زمام امور خود را به دست گیرند، زیرا پیمان دفاع مشترک عربی از زمان تصویب آن در سال ۱۹۴۵، در کشوها باقی مانده است.
به نظر میرسد که بیداری – حداقل در حال حاضر – در مورد تشکیل یک ائتلاف سیاسی-نظامی خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و دعوت به سمت فعالسازی پیمان دفاع نظامی عربی وجود دارد، اما این امر با خروج برخی اعراب از این مسیر و همچنین ائتلاف آمریکا و اسرائیل که با تمام ابزارها سعی در جلوگیری از آن خواهد داشت، مواجه است.
حقیقت چهارم: سراب قدرت و وعدههای پوچ آمریکا
چهارمین واقعیت این است که کشورهای عربی سیاستها و استراتژیهای خود را بر اساس دیدگاهی از آینده ترسیم میکنند و بر این اساس مسیر حرکت خود را به سمت کسانی که در آینده قدرت خواهند داشت تعیین میکنند، بی آنکه گامی برای خودکفایی بردارند. اعراب نباید به این گونه شرطبندیها و محاسبات گذشتهای که در برابر چشمانشان فرو میریزد، ادامه دهند.
جنگ جاری ثابت کرده است که آمریکای امروز و فردا دیگر همان کشوری نیست که اعراب روی آن حساب کرده و تخممرغهایشان را در سبد آن چیده بودند.
در این میان، گزینههای گستردهای برای حرکت به سمت اروپا، کانادا، روسیه و چین وجود دارد که به اعراب اجازه میدهد از زیر چتر آمریکایی-اسرائیلی خارج شوند، اما به شرط بازسازی هویت ملی و قومی خود.
حقیقت پنجم: ایران دشمن استراتژیک و وجودی اعراب نیست
پنجمین واقعیت این است که ایران دشمن استراتژیک و وجودی اعراب – چه در خلیج فارس و چه در جاهای دیگر – نیست. همه میدانند که ایران هیچ جنگی را آغاز نکرده و بارها تأکید کرده است که به دنبال سلاح هستهای نیست و با همسایگان عرب خود دشمنی ندارد.
اعراب محکوم به جغرافیا هستند و در هر دو سوی خلیج فارس تمدنهای باستانی قرار دارند که نمیتوان آنها را از بین برد یا جایگزین کرد.
پیش از جنگ، توافقاتی بین ایران و کشورهای خلیج فارس صورت گرفت و تهران حملات خود را علیه آن کشورها آغاز نمیکرد، مگر به دلیل وجود پایگاههای آمریکایی در خاک آنها./تسنیم