آخرین اخبار
۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۰

تحلیل جنجالی پیپ: ترامپ برای توافق با ایران به التماس افتاده است!

تحلیل جنجالی پیپ: ترامپ برای توافق با ایران به التماس افتاده است!
بازدید:۶۸۴
صد آنلاین | رابرت پیپ، استاد شناخته شده دانشگاه شیکاگو، ایران را به عنوان «چهارمین قدرت جهانی» توصیف کرد و مدعی شد که رفتار و گفتار ترامپ نشان می‌دهد که او عملاً در حال التماس کردن به ایران است تا مسیر خروج آبرومندانه‌ای را پیش روی او قرار دهند و مقامات ایرانی هم صراحتاً دست رد به سینه او می‌زنند.

 به گزارش صد آنلاین ،  پروفسور پیپ، کارشناس برجسته مسائل راهبردی و ازجمله صاحب‌نظران مبحث بازدارندگی و قدرت سیاسی بر این باور است که رفتار ایران هم در میدان رزم و هم در روزهای توقف آتش و در عرصه دیپلماسی، مطابق بر اصول و قواعدی دقیق است و گام به گام این کشور را به جایگاه «قدرت برتر جهانی» شدن نزدیک می‌کند. او تصریح می‌کند که ترامپ برای خروج آبرومندانه از این بحران به شدت به همراهی مسئولین و تصمیم‌گیران ایرانی محتاج است و گفتار و رفتار او چیزی شبیه به «التماس کردن» است؛ این در حالی است که مقامات ایرانی که خوانشی صحیح از این رفتار دارند، نه تنها به او کمکی نمی‌کنند بلکه به نحوی تصمیم‌گیری و عمل می‌کنند که ترامپ را بیش از پیش در بحران فرو می‌برند.

ترامپ برای خروج از بحران، عملاً در حال التماس کردن به ایران است

رابرت پیپ در ابتدای صحبت‌های خود صراحتاً مدعی می‌شود که «ترامپ آشکارا در حال التماس کردن به ایرانیان است» و آنچه در رفتار و گفتار او دیده می‌شود، بازتاب یک بن‌بست راهبردی است. پیپ معتقد است که ترامپ در موقعیتی قرار گرفته که برای خروج از «تله تشدید» باید از ایران کمک بخواهد تا بتواند تنش را کاهش دهد. این وضعیت در پیام‌های او از جمله تمدید آتش‌بس یکطرفه، به‌وضوح قابل مشاهده است. از نظر پیپ، توئیت‌های ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت باشند، بیانگر تلاش برای یافتن یک «راه خروج آبرومندانه» هستند؛ راهی که مستلزم نوعی همکاری ضمنی از سوی ایران است.

در مقابل، پیپ معتقد است ایران نه‌تنها تمایلی به ارائه چنین «ژست نجات‌بخشی» ندارد، بلکه دقیقاً در جهت عکس آن حرکت می‌کند: افزایش فشار برای تعمیق بن‌بست آمریکا. در این چارچوب، اقداماتی مانند نمایش قدرت در تنگه هرمز، بی‌اعتنایی به پیام‌های ترامپ و امتناع از ورود به مذاکراتی که بتواند دستاوردی برای واشنگتن بسازد، همگی بخشی از یک راهبرد آگاهانه هستند.

از منظر او، تهران این وضعیت را به‌درستی درک کرده که آمریکا به‌دنبال کاهش هزینه‌ها بدون پرداخت بهای واقعی است و بنابراین نه‌تنها دلیلی برای کمک به خروج ترامپ نمی‌بیند، بلکه ترجیح می‌دهد با تداوم فشار موقعیت او را بیش از پیش تضعیف کند. در نتیجه، آنچه پیپ «التماس» می‌نامد، نه یک اغراق لفظی، بلکه توصیف وضعیتی است که در آن عملاً یک قدرت بزرگ، در غیاب گزینه‌های مؤثر، ناگزیر به درخواست از رقیب برای تغییر مسیر شده است.

درک صحیح ایران از رفتار و گفتار ترامپ و استمرار خطای ادراکی آمریکایی‌ها از ایران

رابرت پیپ معتقد است که برتری نسبی ایران در «خوانش طرف مقابل»، امتیاز بسیار ارزشمندی‌ست؛ به این معنا که تهران توانسته منطق رفتاری و محدودیت‌های ترامپ را دقیق‌تر درک کند، در حالی‌که واشنگتن همچنان با پیش‌فرض‌های نادرست درباره ایران عمل می‌کند.

پیپ توضیح می‌دهد که ایران به‌خوبی فهمیده ترامپ به‌دنبال خروج کم‌هزینه و یک «دستاورد نمایشی» است، بنابراین پیام‌های او را به‌عنوان علامت نیاز و فشار داخلی تفسیر می‌کند. در مقابل، آمریکا دچار این توهم است که با ضربه به رهبران یا افزایش فشار نظامی، می‌تواند شکاف در ساختار تصمیم‌گیری ایران ایجاد کند یا آن را به عقب‌نشینی وادار سازد؛ در حالی‌که به گفته پیپ، نتیجه دقیقاً معکوس بوده و ایران نه‌تنها فریب سیگنال‌های سیاسی آمریکا را نمی‌خورد، بلکه از همان سیگنال‌ها برای تنظیم رفتار خود، از بی‌اعتنایی به درخواست‌ها تا تشدید اقدامات میدانی، استفاده می‌کند.

در مجموع، این «خوانش دقیق‌تر» به ایران امکان داده است که ابتکار عمل را در دست بگیرد و بازی را بر اساس درک واقع‌بینانه‌تری از محدودیت‌ها و اهداف آمریکا پیش ببرد.

ایران در این جنگ، مذاکره را هم به عنوان ادامه میدان رزم، مدیریت می‌کند

این استاد دانشگاه شیکاگو معتقد است که مذاکرات در نگاه مسئولین و تصمیم‌سازان ایرانی، نه یک مسیر واقعی به‌سوی مصالحه، بلکه ابزاری در خدمت «مدیریت فشار» و پیشبرد اهداف راهبردی است. به تعبیر او، تهران اساساً به گفت‌وگو به‌عنوان یک میدان مکملِ تقابل می‌نگرد؛ میدانی که در آن می‌توان زمان خرید، شکاف‌های درون دولت ترامپ را برجسته کرد و هم‌زمان هزینه‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا را افزایش داد. انتخاب طرف‌های مذاکره، زمان‌بندی حضور یا عدم حضور در گفت‌وگوها، و حتی نوع مطالبات مطرح‌شده، همگی بخشی از یک طراحی هدفمند هستند تا واشنگتن در موقعیتی فرسایشی قرار گیرد.

پیپ تأکید می‌کند که ایران نه‌تنها انگیزه‌ای برای ارائه امتیاز ندارد، بلکه از تداوم فرآیند مذاکره به‌عنوان اهرمی برای تضعیف موقعیت آمریکا استفاده می‌کند؛ زیرا هر دور گفت‌وگوی بی‌نتیجه، هم تصویر ناتوانی در تحقق اهداف را تقویت می‌کند و هم زمان بیشتری برای تثبیت اهرم‌های میدانی، به‌ویژه در حوزه‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی، در اختیار تهران قرار می‌دهد.
ایران «اهرم هرمز» را به ابزاری برای شکل‌دهی به رفتار بازیگران جهانی تبدیل کرده است

وضعیت کنونی از نظر دکتر پیپ به سمت یک بحران فرسایشیِ تدریجی حرکت می‌کند که موتور اصلی آن «اهرم هرمز» است. او پیش‌بینی می‌کند ایران در ماه‌های آینده به‌صورت گام‌به‌گام کنترل عملی و قدرت اثرگذاری خود بر تنگه هرمز را افزایش دهد و این گذرگاه را به یک ابزار فعال برای شکل‌دهی به رفتار بازیگران تبدیل کند.

تهران با ترکیبی از اقدامات میدانی محدود، اعمال فشار بر تردد و هزینه‌های حمل‌ونقل و ایجاد عدم‌اطمینان در بازار انرژی، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی را به‌طور نامتقارن بر آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن تحمیل خواهد کرد. نتیجه این روند، از نظر پیپ، ورود بحران به فاز «سایش ماه‌به‌ماه» است؛ جایی که انباشت فشارها تعیین‌کننده مسیر خواهد بود.

این استاد برجسته اقتصاد سیاسی معتقد است که این روند نه‌تنها به تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران منجر می‌شود، بلکه به‌طور هم‌زمان نشانه‌هایی از فرسایش جایگاه راهبردی آمریکا را نیز آشکار می‌کند؛ فرآیندی که در آن تهران به‌تدریج به یک قطب اثرگذار قدرت در سطح جهانی تبدیل می‌شود. او معتقد است با تداوم فشارهای میدانی و بهره‌گیری از اهرم‌های ژئوپلیتیکی، ایران قادر خواهد بود نفوذ خود را در محیط پیرامونی گسترش دهد و حتی ساختارهای سیاسیِ همسو با واشنگتن، به‌ویژه در عربستان و امارات را در معرض چالش جدی قرار دهد./همشهری آنلاین