آخرین اخبار
۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۲
یادداشت سردبیر

از «آسمانِ آتشین» تا «خاکِ تفتیده»؛ ۵ دلیل استراتژیک که جنگ زمینی امریکا و ایران را اجتناب‌ناپذیر می‌کند

از «آسمانِ آتشین» تا «خاکِ تفتیده»؛ ۵ دلیل استراتژیک که جنگ زمینی امریکا و ایران را اجتناب‌ناپذیر می‌کند
بازدید:۵۶۶
صد آنلاین | با گذشت بیش از یک ماه از آغاز تجاوزات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران و شهادت جانسوز رهبر فقید انقلاب، اکنون نبرد به مرحله‌ای حساس رسیده است. در حالی که کاخ سفید با هذیان‌های کلامی ترامپ سعی در پنهان کردن بن‌بست خود دارد، شواهد میدانی و منطق نظامی نشان می‌دهد که برخورد نیروهای زمینی در نقاط کلیدی، فراتر از یک احتمال و به یک «قطعیت راهبردی» تبدیل شده است.

با گذشت بیش از یک ماه از آغاز تجاوزات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران و شهادت جانسوز رهبر فقید انقلاب، اکنون نبرد به مرحله‌ای حساس رسیده است.

 

 در حالی که کاخ سفید با هذیان‌های کلامی ترامپ سعی در پنهان کردن بن‌بست خود دارد، شواهد میدانی و منطق نظامی نشان می‌دهد که برخورد نیروهای زمینی در نقاط کلیدی، فراتر از یک احتمال و به یک «قطعیت راهبردی» تبدیل شده است.

 

۱. بن‌بستِ قدرت هوایی و ضرورت «اشغالِ فیزیکی»


تجربه جنگ‌های اخیر (از اوکراین تا نوار غزه) ثابت کرده است که بمباران هوایی و حملات موشکی، علی‌رغم حجم تخریب بالا، قادر به تغییر رژیم یا حذف اراده ملی یک تمدن نیستند. استراتژیست‌های پنتاگون به خوبی می‌دانند که بدون استقرار چکمه‌های سربازان در نقاط حساس (مثل تأسیسات نفتی خارک یا بنادر جنوب)، اهداف سیاسی جنگ محقق نخواهد شد. ایران با استفاده از «دفاع در عمق» و شبکه‌های زیرزمینی، کارایی آفند هوایی دشمن را به حداقل رسانده و آن‌ها را وادار به ورود به میدان نبرد زمینی می‌کند.

 

۲. نبرد برای «شریانِ حیات»؛ قفلِ تنگه هرمز


بستن تنگه هرمز توسط ایران، اقتصاد جهانی را به زانو درآورده است. ترامپ در سخنان اخیر خود (۳۱ مارس) مدعی شد آماده پایان جنگ بدون بازگشایی تنگه است، اما این یک دروغ بزرگ برای آرام کردن بازار انرژی است. ایالات متحده برای بقای هژمونی دلاری خود، ناچار است برای بازگشایی فیزیکی مسیر انرژی، عملیات آبی-خاکی (Amphibious) وسیعی را در سواحل مکران و جزایر خلیج فارس کلید بزند؛ اقدامی که مستقیماً به نبرد زمینی تن‌به‌تن منجر خواهد شد.

 

۳. تهاجم اجتماعی و فروپاشی «منطقه خاکستری»


همان‌طور که در تحلیل‌های پیشین اشاره شد، ایران اکنون از «مقاومت» به «تهاجم اجتماعی» تغییر وضعیت داده است. حضور فعالِ نیروی اجتماعی در میدان‌های شهر و مرزها، «جنگ از راه دور» را برای دشمن غیرممکن کرده است. وقتی بدنه اجتماعی یک کشور به بخشی از آفند تبدیل می‌شود، دشمن برای کنترل فضا راهی جز «حضور اشغالگرانه» و مواجهه مستقیم ندارد؛ چرا که الگوریتم‌های اطلاعاتی دیگر قادر به مدیریت این حجم از اراده مردمی نیستند.

 

۴. زنجیره واکنش‌های متقابل (Escalation Ladder)

 

ترور مقامات عالی‌رتبه ایران توسط آمریکا، پل‌های بازگشت دیپلماتیک را تخریب کرده است. طبق دکترین نظامی ایران، پاسخ به چنین جنایاتی محدود به مرزهای داخلی نخواهد بود. هدف قرار گرفتن پایگاه‌های زمینی آمریکا در منطقه (سنتکام) توسط نیروهای زمینی و فرامرزی ایران، واشنگتن را در وضعیتی قرار می‌دهد که برای دفاع از بقای پایگاه‌هایش، ناچار به گسیل نیروهای پیاده و زرهی به صحنه نبرد شود.

 

۵. فرار از بن‌بستِ «جنگ طولانی»


جنگ‌های فرسایشی به ضرر قدرت‌های مهاجم و متکی به فناوری است. ترامپ برای پیروزی در انتخابات و حفظ وجهه خود، به یک «پیروزی ملموس» نیاز دارد. بمباران راه دور، پیروزی ملموس خلق نمی‌کند. او برای اثبات ادعاهایی نظیر «تغییر رژیم» (۲۸ مارس)، نیازمند تصاویر نمادین از حضور سربازان در خاک ایران است. همین نیاز سیاسی، نظامیان آمریکایی را به سمت خودکشی در خاکریزهای ایران سوق می‌دهد.

 


جنگ زمینی، نه یک انتخاب، بلکه خروجیِ جبریِ شکستِ پروژه‌های «جنگ نرم» و «فشار هوایی» است. ایران با ترکیب «ایمان»، «نیروی اجتماعی» و «اقتدار نظامی»، دشمن را به نقطه‌ای کشانده که راهی جز ورود به زمین بازی ایران ندارد؛ زمینی که برای متجاوزان به فرموده رهبر شهید، چیزی جز «گورستان تاریخ» نخواهد بود.