به گزارش خبرنگار شهری صد آنلاین، اظهارات اخیر مهدی علیزاده، مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، درباره خروج کامل اتوبوسهای فرسوده تا پایان سال ۱۴۰۶، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی به نظر برسد، شباهت عجیبی به «فرار رو به جلو» و ادبیات تبلیغاتی دارد. بررسی ابعاد مختلف سخنان وی، تردیدهای جدی را در میان کارشناسان و شهروندان برمیانگیزد:
۱. شکاف عمیق میان آمار و واقعیت عملیاتی:
علیزاده مدعی است از ۵۰۰ دستگاه اتوبوس برقی تحویلی، ۳۹۰ دستگاه فعال هستند. پرسش اساسی اینجاست: چرا ۱۱۰ دستگاه (یعنی بیش از ۲۰ درصد ناوگان جدید) در همین ابتدای راه از چرخه خدمترسانی خارج شدهاند؟ اگر مدیریتی که ادعای تحول دارد، در نگهداری و بهکارگیری اولین محموله اتوبوسهای برقی چنین ضریب خطایی دارد، چگونه میخواهد تحول عظیم سال ۱۴۰۶ را مدیریت کند؟ این ریزش آمار، نشاندهنده نبود زیرساختهای تعمیراتی و ضعف در حلقه پشتیبانی است که معمولاً از مدیران کمتجربه سر میزند.
۲. بازه زمانی ناممکن؛ وعدهای برای فرار از پاسخگویی:
تعیین ضربالاجل پایان سال ۱۴۰۶ برای نوسازی کامل ناوگان تهران که با هزاران دستگاه اتوبوس فرسوده دستبهگریبان است، با کدام منطق اقتصادی و توان لجستیکی سازگار است؟ به نظر میرسد این تاریخگذاری، صرفاً برای خرید زمان و کاهش فشارهای افکار عمومی صورت گرفته است. مدیریت شهری فعلی با این وعده، چک سفیدی امضا کرده که نقد کردن آن به گردن مدیریتهای بعدی خواهد افتاد؛ رویهای که در میان مدیران سیاسیکار بسیار رایج است.
۳. وابستگی مطلق؛ پاشنه آشیل «باتریهای وارداتی»:
افتخار به اینکه باتریهای این اتوبوسها «کاملاً وارداتی» است، در شرایطی که کشور با نوسانات ارزی و چالشهای تحریمی روبروست، نه یک نقطه قوت، که یک تهدید امنیتی برای حملونقل پایتخت است. تکیه بر فناوری که زنجیره تأمین آن در اختیار داخل نیست، یعنی خواباندن کل ناوگان در صورت بروز اولین چالش دیپلماتیک یا ارزی. مدیرعامل اتوبوسرانی گویا از مفهوم «بومیسازی» و «پدافند غیرعامل» در حوزه خدمات شهری بیاطلاع است.
۴. مدیریت آزمون و خطا در کلانشهر تهران:
سپردن سکان حساسترین بخش حملونقل عمومی به چهرهای که منتقدان او را فاقد سوابق اجرایی سنگین در این حوزه میدانند، تهران را به آزمایشگاه «مدیریت آزمون و خطا» بدل کرده است. نوسازی ناوگان تنها خرید اتوبوس نیست؛ بلکه مدیریت شبکه، اصلاح خطوط و ایجاد زیرساختهای شارژ است که در سخنان علیزاده تنها در حد واژههایی کلی باقی مانده است.
سخنان مدیرعامل شرکت واحد بیشتر بوی «سیاست» میدهد تا «خدمت». تهران به جای وعدههایی که تاریخ انقضای آنها با پایان دوره مدیریت فعلی همخوانی دارد، نیازمند واقعبینی و گزارشهای شفاف از موانع است.
«رؤیای برقی» علیزاده بدون زیرساخت و با تکیه بر آمار لرزان، ممکن است به زودی به کابوس ترافیکی و هدررفت منابع عمومی تبدیل شود.
شهروندان تهرانی به جای «وعدههای ۱۴۰۶»، انتظار دارند بدانند چرا همین امروز بخشی از ناوگان نوی برقی در توقفگاهها خاک میخورد؟