به گزارش صدآنلاین به نقل از تسنیم، دونالد ترامپ شب گذشته در اظهاراتی اذعان کرد که رضا پهلوی را به عنوان یک گزینه مناسب برای رهبری آینده ایران نمیشناسد و تأکید کرد که رهبر آینده باید در داخل ایران انتخاب شود.
این موضع رئیسجمهور تروریست آمریکا را باید پایان یک رابطهی پرهزینه و یکطرفه دانست؛ رابطهای که در آن رضا پهلوی طی سالها، وفاداری بیچون و چرای خود را به امریکا ثابت کرد اما در نهایت متوجه شد که آمریکاییها حتی برای خیانت به کشورش نیز به او به چشم یک ابزار نگاه میکنند.
البته اظهارات ترامپ تأیید مجدد سیاستی است که پیشتر نیز از سوی چهرههای آمریکایی اعلام شده بود. مثلا لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه در مصاحبه با کریستین امانپور در کنفرانس امنیتی مونیخ در پاسخ به این سوال که "آیا شما از رضا پهلوی حمایت میکنید؟"، پاسخ کوتاه و قاطعی داد: "نه" .
این موضعگیری زمانی معنادارتر میشود که بدانیم گراهام در همان مصاحبه و در حضور پهلوی، خواستار مداخله نظامی آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی شد و پهلوی هم بارها همین را از آمریکا خواسته بود اما بهرغم این سرسپردگی، دست رد به سینه او میزنند.
رضا پهلوی در سالهای اخیر، به ویژه پس از اتفاقات دی ماه و جنگ 12 روزه، نشان داد که نه تنها پایگاه اجتماعی مؤثری در داخل ایران ندارد بلکه بر مدار رفتارهایی حرکت میکند که از نظر جامعه ایرانی منفور است.
نمونه بارز آن، واکنش او به حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران بود. درحالیکه 150 دختر دانشآموز در مدرسهای در میناب بر اثر جنایت آمریکا شهید شدند، پهلوی کوچکترین واکنشی نشان نداد اما در مقابل، کشته شدن سه سرباز آمریکایی را تسلیت گفت.
این رفتار آگاهانه، چهره او را به عنوان ستون پنجم آمریکا تثبیت کرد، نه یک رهبر بالقوه برای آینده ایران و همین موجب شده تا مقامات این کشور بیپروا درباره وی صحبت کنند.
رضا پهلوی که سالها خود را به عنوان آلترناتیو به غرب میفروخت، اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شده است؛ سرسپردگی مطلق او به واشنگتن که انتظار داشت پاداشش را با حمایت همهجانبه دریافت کند، در نهایت به بزرگترین نقطه ضعفش تبدیل شد و در محاسبات راهبردی حامیان سابقش نیز به گزینهای سوخته تبدیل شده است.