آخرین اخبار
۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۵

ناوهای آمریکا زیر سایه موشک‌های ایران!

ناوهای آمریکا زیر سایه موشک‌های ایران!
بازدید:۲۵۹
صد آنلاین | اعزام ناوگروه‌های تهاجمی آبراهام لینکلن و جرالد فورد به آب‌های خاورمیانه، بیش از یک نمایش نظامی ساده است. این اقدام، در بستر تشدید تنش‌های ایران و آمریکا، بخشی از دکترین «نمایش قدرت» (power projection) واشنگتن به شمار می‌رود؛ استراتژی‌ای که ناو‌های هواپیمابر را به عنوان ستون فقرات تهاجم هوایی و دریایی علیه اهداف دوربرد قرار می‌دهد.

به گزارش صد آنلاین ،تجربه عملیاتی نیرو‌های انصارالله یمن در دریای سرخ علیه ناو هواپیمابر یواس‌اس هری ترومن، این تهدید را از حالت نظری به واقعیت تبدیل کرده و نشان می‌دهد که ناو‌های آمریکایی، با وجود نقاط قوت بی‌سابقه در قدرت آتش و پرواز، در برابر حملات اشباعی و استراتژی‌های انکار دسترسی (A۲/AD)، به شدت صدمه‌پذیرند. این گزارش، با نگاهی تحلیلی به این تجربه و ساختار تهاجمی آمریکا، بر توان بازدارندگی فعال ایران تأکید دارد و روشن می‌سازد که هر درگیری آینده، می‌تواند به سرعت به خروج اجباری ناو‌ها از چرخه عملیاتی و بازگشت آنها به پایگاه منجر شود.

تجربه عملیاتی انصارالله یمن: آزمون میدانی آسیب‌پذیری ناو‌های هواپیمابر

ناو هری ترومن، یکی از پیشرفته‌ترین ناو‌های کلاس نیمیتز با ظرفیت حمل بیش از ۶۰ جنگنده و هزاران ملوان، ماه‌ها در دریای سرخ به عنوان نماد قدرت آمریکا عمل می‌کرد. اما آنچه در عمل رخ داد، روایتی متفاوت از افسانه شکست‌ناپذیری این شناور‌ها بود. نیرو‌های یمنی در چندین نوبت با ترکیبی از موشک‌های بالستیک میان‌برد، کروز ضدکشتی و پهپاد‌های انتحاری به این ناو و ناوگروه همراهش حمله کردند. این عملیات‌ها نه تنها فشار مداومی را به سیستم‌های پدافندی این ناوگروه وارد آورد، بلکه ناو را وادار به اجرای مانور‌های شدید فرار (evasive maneuvers) کرد: افزایش سرعت از ۱۵ به بیش از ۳۰ گره دریایی و چرخش‌های تند ۱۰ تا ۱۵ درجه‌ای. نتیجه مستقیم این فشارها، حادثه‌ای فنی، اما راهبردی بود: در ۲۸ آوریل ۲۰۲۵، حین یکی از این مانور‌های اضطراری برای گریز از موشک‌های انصارااله، یک فروند جنگنده اف- ۱۸ سوپرهورنت به همراه تراکتور یدک‌کش آن از لبه عرشه به دریا سقوط کرد.

این رویداد، که گزارش‌های میدانی آن را محصول مستقیم هشدار «موشک بالستیک» دانسته‌اند، تنها یک دارایی ۶۷ میلیون دلاری را از بین نبرد، بلکه آسیب روانی و عملیاتی عمیقی به ناوگروه وارد کرد. تحلیل‌های نظامی نشان می‌دهد که چنین مانورهایی، هرچند برای بقا ضروری‌اند، اما عرشه وسیع و حساس ناو را در معرض اختلال قرار می‌دهند؛ جایی که حتی یک لغزش مکانیکی می‌تواند عملیات پروازی را برای ساعات یا روز‌ها مختل کند.

تجربه یمن فراتر از این حادثه بود. حملات مکرر باعث شد ناو ترومن، پس از ۸ ماه حضور در خاورمیانه و ۶ ماه عملیات و درگیری فرسایشی، بدون دستاورد قابل توجه، برای تعمیرات اساسی از منطقه خارج شود. این خروج زودهنگام، دقیقاً همان الگویی است که تهدید رهبر انقلاب را معتبر می‌سازد: ناو هواپیمابر، با وجود سیستم‌های پدافندی چندلایه مانند سیستم دفاع موشکی بالستیک ایجیس و موشک‌های رهگیر SM-۲ و SM-۶، در برابر «حملات گروهی» (swarm attacks) آسیب‌پذیر است. ذخایر عمودی پرتاب (VLS) ناوشکن‌های همراه محدودند معمولاً ۹۰ تا ۱۲۰ سلول برای هر ناوشکن و دکترین استاندارد آمریکایی ایجاب می‌کند برای هر تهدید ورودی، حداقل دو رهگیر شلیک شود.

در سناریوی حمله با ده‌ها یا صد‌ها موشک بالستیک نقطه‌زن و پهپاد انتحاری، این ظرفیت به سرعت اشباع می‌شود در نتیجه؟ یا عقب‌نشینی اجباری، یا ریسک اصابت مستقیم که حتی بدون غرق کامل، باند پرواز و یا سیستم‌های حساس راداری را غیرعملیاتی کرده و ناو را از چرخه عملیاتی خارج می‌کند. یمن این را به جهان نشان داد: یک نیروی کوچک، اما مصمم، با فناوری‌های بومی و تاکتیک‌های نامتقارن، غول دریایی آمریکا را به عقب راند.

ساختار تهاجمی ایالات متحده و چالش‌های استراتژیک در مواجهه با ایران

ساختار تهاجمی آمریکا در هر سناریوی احتمالی علیه ایران، عمدتاً بر پایه ناو‌های هواپیمابر استوار است. این شناور‌ها قرار است صد‌ها سورتی پرواز روزانه انجام دهند، پایگاه‌های ایرانی را هدف قرار دهند و برتری هوایی ایجاد کنند. اما این ساختار، در برابر واقعیت‌های جغرافیایی و تسلیحاتی ایران، با چالش‌های عمیقی روبه‌روست. ناو آبراهام لینکلن در موقعیت‌های اخیر، در فاصله حدود ۱۰۰۰ مایل دریایی (حدود ۱۸۵۰ کیلومتر) از سواحل ایران مستقر بوده فاصله‌ای که برای ایمنی ناو انتخاب شده، اما کارایی عملیاتی را به شدت کاهش می‌دهد.

جنگنده‌های پیشرفته مانند اف-۳۵ سی و اف-۲۲، با شعاع رزمی عملیاتی حدود ۶۰۰ مایل دریایی روی سوخت داخلی، برای رسیدن به اهداف عمقی ایران و بازگشت ایمن، نیازمند تانکر‌های سوخت‌رسان متعدد هستند. این تانکر‌ها خود اهداف آسان موشک‌های کروز و پهپاد‌های ایرانی‌اند. نتیجه این فاصله‌گذاری اجباری، کاهش زمان حضور بر فراز اهداف، بار مفید کمتر، و افزایش ریسک کشف و انهدام برای جنگنده‌ها است. اگر ناو‌ها برای افزایش کارایی نزدیک‌تر شوند مثلاً به آب‌های شمال دریای عمان یا خلیج فارس، مستقیماً وارد کمربند A۲/AD ایران می‌شوند؛ جایی که موشک‌های بالستیک ضدکشتی نقطه‌زن با برد‌های فراتر از ۱۴۰۰ کیلومتر (مانند خانواده خلیج فارس، فاتح مبین و قاسم سلیمانی با سرعت بیش از ۸ ماخ)، موشک‌های کروز ابومهدی (تا ۱۳۵۰ کیلومتر)، اژدر حوت با سرعتی سرعتی حدود ۳۶۰ کیلومتر در ساعت (۴ برابر یک اژدر استاندارد) و سر جنگی ۲۱۰ گیلوگرمی و پهپاد‌های شاهد با برد‌های ۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر، می‌توانند با بکارگیری عملیات اشباع حملاتی دقیق و موثری ایجاد کنند.

از منظر استراتژیک، این آسیب‌پذیری ریشه در طراحی ذاتی ناو‌ها دارد. عرشه عظیم آنها (بیش از ۴ هکتار) هدف ایده‌آلی برای حملات دقیق است. حتی یک اصابت موشک با سرجنگی قدرتمند، می‌تواند آتش‌سوزی داخلی، اختلال در سیستم‌های الکترونیکی یا آسیب به آسانسور‌های هواپیما ایجاد کند – بدون نیاز به غرق کامل. در درگیری فرسایشی، جایی که ایران قادر به پرتاب موج‌های پی‌درپی موشکی و پهبادی است، دفاع ناوگروه overwhelmed (سیستم دفاعی نتواند همه تهدید‌ها را رهگیری و منهدم کند) می‌شود. تحلیل‌های فنی نشان می‌دهد که با شلیک ۳۰۰ پهپاد یا موشک همزمان، حتی بهترین رهگیر‌ها ناکافی‌اند و ناو مجبور به خروج از منطقه برای ماه‌ها تعمیر می‌شود. این دقیقاً همان «خروج سریع از چرخه عملیاتی» است که تجربه یمن آن را اثبات کرد و ساختار تهاجمی آمریکا را به چالش می‌کشد: یا از دور عمل کنید (و بی‌اثر شوید) یا نزدیک شوید (و نابود شوید).

توانمندی‌های بازدارنده ایران و پیامد‌های یک درگیری فرسایشی

ایران با تکیه بر استراتژی دفاع همه‌جانبه و تسلیحات بومی، «بازدارندگی فعال» ساخته است. موشک‌های بالستیک و کروز نقطه‌زن، پهپاد‌های انتحاری با برد بالا، ازدر حوت به عنوان سریع‌ترین موشک زیر سطحی جهان و شبکه اطلاعاتی یکپارچه، ایران را قادر می‌سازد حتی از فاصله هزار مایلی، ناو‌های آمریکایی را تهدید کند. این توانمندی‌ها نه تنها نقاط ضعف ناو‌ها را هدف قرار می‌دهند، بلکه بر کل زنجیره فرماندهی و لجستیک آمریکا تأثیر منفی می‌گذارند. در سناریوی درگیری، خروج یک ناو از عملیات به دلیل آسیب یا ترس از آسیب نه تنها نظامی، بلکه جنبه  نمادین دارد چراکه میلیارد‌ها دلار سرمایه از دست می‌رود، روحیه نیرو‌ها تضعیف می‌شود و متحدان منطقه‌ای به تردید می‌افتند. حال اگر حمله چندجانبه از زمین، دریا، هوا و حتی زیر دریا به ناو آن را به اعماق دریا هدایت کند، دیگر ابرقدرتی باقی نخواهد ماند که ادعای گزاف علیه ملت بزرگ ایران کند.

در نهایت، تهدید رهبر انقلاب، آینه‌ای از واقعیت میدان است. تجربه یمن نشان داد که اراده و فناوری‌های هوشمند، بر غول‌های گران‌قیمت غلبه می‌کنند. ناو‌های آمریکایی در خاورمیانه، دیگر نماد پیروزی نیستند؛ بلکه یادآوری آسیب‌پذیری امپراتوری دریایی واشنگتن در برابر ملت‌هایی هستند که از حاکمیت خود دفاع می‌کنند. هر ماجراجویی آینده، می‌تواند به سرعت به «بازگشت به پایگاه» تبدیل شود این بار نه برای نمایش قدرت، بلکه برای بازنگری در معادلات شکست‌ناپذیر. ایران آماده است؛ و تاریخ، بار‌ها ثابت کرده که در نبرد اراده‌ها، فناوری تنها یک ابزار است، نه رقم زننده سرنوشت محتوم جنگ.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها