آخرین اخبار
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۴
اهمیتی که به‌هیچ وجه قابل چشم‌پوشی نیست

جایگاه ویژه عمان در مذاکرات ایران و امریکا

بازدید:۴۹
این آخرین یادآوری است که وقتی دیپلماسی ایالات متحده و ایران در آستانه فروپاشی کامل است، عمان بازیگر منطقه‌ای است که جمهوری اسلامی ایران بیشترین اعتماد را برای مداخله و میانجیگری به آن دارد.

نویسنده: الکس وطنکا، پژوهشگر ارشد در موسسه خاورمیانه در واشینگتن دی سی است. حمد الشملان، دستیار پژوهشی موسسه خاورمیانه، در تحقیق این مقاله مشارکت داشته است.


تصمیم واشینگتن و تهران برای تغییر محل ملاقات مورد انتظارشان که قرار بود ۶ فوریه برگزار شود، از استانبول به مسقط، صرفاً یک جزئیات لجستیکی نیست. این آخرین یادآوری است که وقتی دیپلماسی ایالات متحده و ایران در آستانه فروپاشی کامل است، عمان بازیگر منطقه‌ای است که جمهوری اسلامی ایران بیشترین اعتماد را برای مداخله و میانجیگری به آن دارد.

آنچه در سال ۲۰۲۶ تغییر کرده، ماهیت دخالت عمان نیست، بلکه خطرات آن است: خطر محاسبه اشتباه در حال افزایش است، ایران و ایالات متحده ممکن است این لحظه را به روش‌های متضادی تفسیر کنند و تسهیل آرام دیگر کافی نیست. عمان اکنون باید نقش میانجیگری قاطعانه‌تری را بر عهده بگیرد – نه علیه ایران، بلکه برای بقای استراتژیک خود ایران و برای ثبات کل منطقه خلیج فارس.

تنش‌های شدید ایالات متحده و ایران

طی هفته گذشته، چندین رسانه منطقه‌ای و غربی تأیید کردند که ایران برای تغییر محل برگزاری مذاکرات فشار آورده است. تهران می‌خواهد مذاکرات در مسقط برگزار شود، زیرا می‌توان به مسقط اعتماد کرد که دستور کار را منحصراً به پرونده هسته‌ای محدود کند و قالب دو جانبه و ایزوله دورهای قبلی مذاکرات عمان را حفظ کند و ناظران عرب، ترکیه و پاکستان را حذف کند.

ایالات متحده با این اقدام موافقت کرد – یک اقدام نادر از جانب ایران در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ. ایران به روشنی اعلام کرده است که موشک‌های بالستیک، گروه‌های نیابتی منطقه‌ای و سیاست داخلی از دستور کار خارج شده‌اند. واشینگتن نیز به همان اندازه روشن کرده است که همان مسائل دیرینه همچنان در دیدگاه استراتژیک آن محوریت دارند. عمان اکنون در میانه این شکاف قرار دارد.

تغییر محل برگزاری، چیز دیگری را نیز به ما می‌گوید: رهبری ایران، علی‌رغم موضع علنی سختگیرانه‌اش، همچنان ترجیح می‌دهد زمانی که تشدید تنش‌ها از کنترل خارج می‌شود، مذاکره کند. انتقال مذاکرات به عمان همچنین نشان دهنده جایگاه پایدار مسقط به عنوان قابل اعتمادترین همتای خلیج فارس ایران است – جایگاهی که علی‌رغم سال‌ها قطب‌بندی منطقه‌ای، جنگ یمن و سایه تردید گسترده‌تر از سوی سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نسبت به بی‌طرفی عمان، آن را حفظ کرده است. اما این تغییر همچنین مشکل عمیق‌تری را آشکار می‌کند که مسقط باید مستقیماً با آن روبه‌رو شود: سوءتفاهم فزاینده بین واشینگتن و تهران.

در تهران، به‌ویژه در میان رسانه‌های تندرو و دستگاه‌های امنیتی، تمایل آمریکا برای بازگشت به مذاکرات به عنوان نشانه‌ای از ضعف یا فقدان گزینه‌های ایالات متحده تبلیغ می‌شود. خبرگزاری تسنیم، مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این موضوع را به صراحت بیان کرد: فشار نظامی ترامپ شکست خورد، «شبه کودتا» (اشاره به جنبش اعتراضی گسترده ژانویه ۲۰۲۶ در ایران) شکست خورد، بازگشت تحریم‌ها توسط اروپایی‌ها در سپتامبر ۲۰۲۵ نیز شکست خورد، همان‌طور که سایر تاکتیک‌های فشار اسرائیل نیز شکست خورد، و بنابراین واشینگتن چاره‌ای جز مذاکره نداشت. در این روایت، آمریکا چشم‌پوشی کرد، که ظاهراً استراتژی ایران برای مقاومت را تأیید می‌کند.

واشینگتن وضعیت را تقریباً برعکس تفسیر می‌کند. مقامات آمریکایی و دیپلمات‌های منطقه‌ای بارها به خبرنگاران می‌گویند که ایران تحت فشار شدید داخلی است، از دور دیگری از اعتراضات سراسری می‌ترسد و در مورد دوام کنترل داخلی خود مطمئن نیست. تقویت نیروی دریایی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس، سرنگونی یک پهپاد ایرانی که در ۳ فوریه به ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نزدیک می‌شد، و توقیف قریب‌الوقوع یک نفتکش با پرچم آمریکا در تنگه هرمز، همگی در همان بازه ۷۲ ساعته رخ دادند که ترامپ علناً هشدار داده بود در صورت عدم دستیابی به توافق، «اتفاقات بدی» رخ خواهد داد. از دیدگاه آمریکا، مذاکره امتیاز نیست؛ بلکه فرصتی برای تثبیت دستاوردهای نمادین و اساسی قبل از پیچیده‌تر شدن رویدادهاست.

ورود به عمان

این شکاف در درک، خطرناک‌ترین ویژگی بحران فعلی است – و دقیقاً به همین دلیل است که نقش عمان ضروری شده است. وقتی یک طرف معتقد است که طرف دیگر در حال عقب‌نشینی است و طرف دیگر معتقد است که از موضع قدرت مذاکره می‌کند، دیپلماسی می‌تواند در یک لحظه از هم بپاشد. اصرار ایران بر مذاکرات صرفاً هسته‌ای و امتناع از حضور ناظران منطقه‌ای، نشان‌دهنده اعتماد به نفس است. اصرار آمریکا بر بحث در مورد مسائل گسترده‌تر، نشان‌دهنده فشار است. این عدم تقارن، چگونگی شروع تصادفی جنگ‌ها را نشان می‌دهد.

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اکنون این موضوع را نیز تشخیص داده‌اند. سال‌ها، میانجیگری آرام عمان، سوءظن همسایگانش – به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی – را برانگیخت که از تضعیف فشار جمعی مسقط توسط خط مستقل مسقط بر ایران می‌ترسیدند. اما جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در سال ۲۰۲۵ و ناآرامی‌ها در ایران در اوایل سال ۲۰۲۶، این محاسبه را تغییر داد. حملات اسرائیل به اهداف ایرانی، حمله تلافی‌جویانه ایران به پایگاه هوایی العدید در قطر و متعاقباً خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های کلیدی خلیج فارس، همگی تأکید کردند که هرگونه درگیری بین ایالات متحده و ایران ابتدا به خاک خلیج فارس کشیده خواهد شد. خاطره حملات به تأسیسات نفتی عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ هنوز تازه است؛ چرخه تشدید تنش‌ها در سال‌های ۲۰۲۵ – ۲۰۲۶ این موضوع را روشن‌تر کرد که هیچ کشور خلیج فارس نمی‌تواند مدیریت بحران یکجانبه را تحمل کند.

بنابراین، تا اواسط ژانویه، پایتخت‌های خلیج فارس دیگر در مورد اینکه آیا عمان باید میانجیگری کند یا خیر، تردید نداشتند – بلکه در مورد اینکه آیا عمان می‌تواند از درگیری جلوگیری کند یا خیر، تردید داشتند – اینکه آیا هیچ یک از طرفین ممکن است قصد آن را نداشته باشند، اما هر دو به طور خطرناکی به ایجاد آن قادر هستند. دوحه، ریاض و مسقط به طور مشترک واشینگتن را تحت فشار قرار دادند تا حمله نظامی را متوقف کند. آنچه زمانی به عنوان بی‌طرفی ناخوشایند مسقط تلقی می‌شد، اکنون به عنوان آخرین خط مشی دیپلماسی پیشگیرانه منطقه شناخته می‌شود.

با این حال، رویکرد سنتی عمان – محتاطانه، صبورانه و مبتنی بر فرآیند – ممکن است این بار کافی نباشد. در سال‌های گذشته، نقش مسقط انتقال پیام‌ها، میزبانی کانال‌های مخفی و حفظ فضا برای گفت‌وگو در زمانی بود که دیگران از موضع خود عقب‌نشینی می‌کردند. این کافی بود وقتی که هم ایران و هم ایالات متحده معتقد بودند که زمان به نفع آنهاست. اما فضای فعلی کمتر بخشنده است. ایران با اطمینان خاطرنشان می‌دهد که آمریکا هیچ گزینه نظامی ندارد. آمریکا معتقد است که ایران آسیب‌پذیر است و در نهایت تسلیم خواهد شد. اسرائیل به شدت لابی می‌کند تا خواسته‌های ایالات متحده را گسترش دهد و از هرگونه توافقی جلوگیری کند، مگر اینکه تهران اساساً در برابر همه آنها، از جمله برنامه موشکی بسیار کاهش یافته ایران و دست کشیدن از حمایت از متحدان نیابتی منطقه‌ای خود، مانند حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن، تسلیم شود. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه دولت اسرائیل اکنون ترامپ را برای حمله به کارخانه‌های موشک بالستیک و محاصره ایران تحت فشار قرار داده است. در همین حال، خلیج فارس – در این مورد، به طور غیرمعمول متحد – وحشت دارد که یک حرکت اشتباه از سوی واشینگتن یا تهران، کل منطقه را فرا بگیرد.

در این چشم‌انداز، عمان مسئولیت متفاوتی دارد: نه صرفاً تسهیل، بلکه اصلاح سوءتفاهم‌هایی که تشدید تنش را محتمل‌تر می‌کند. مسقط در موقعیت منحصر به فردی قرار دارد تا به تهران چیزی را بگوید که هیچ پایتخت دیگری نمی‌تواند بگوید: اینکه تفسیر تعامل ایالات متحده به عنوان تسلیم، یک توهم خطرناک است؛ اینکه غیرقابل پیش‌بینی بودن ترامپ نشانه ضعف نیست، بلکه یک تاکتیک مذاکره است؛ و اینکه امتناع از گسترش دستور کار، اگرچه قابل درک است، اما خطر تأیید باور واشینگتن مبنی بر اینکه ایران در حال وقت‌کشی است را به همراه دارد. در عین حال، عمان می‌تواند این پیام را به ایالات متحده برساند که خواسته‌های حداکثری – غنی‌سازی صفر، برچیدن برنامه موشکی و رها کردن متحدان منطقه‌ای – به هیچ وجه به توافق منجر نخواهد شد و ممکن است ایران را در تنگنای تشدید متقابل قرار دهد.

این موضوع در مورد انتخاب طرف‌ها نیست. این موضوع در مورد جلوگیری از سوءتفاهم هر دو طرف در مورد نیات و قابلیت‌های یکدیگر است. عمان به سوق دادن ایران به سمت تسلیم نیازی ندارد. باید ایران را وادار کند تا تشخیص دهد که روزنه برای مصالحه آبرومندانه در حال تنگ‌تر شدن است و اعتماد بیش از حد، دیپلماسی ایران با ترامپ را قبلاً از مسیر خود خارج کرده است. تهران می‌داند که سال‌های ۲۰۱۹ – ۲۰۲۰ چگونه به پایان رسید (با ترور ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط ایالات متحده)؛ همچنین می‌داند که ترامپ به پیروزی‌های مشهود بیش از ظرافت‌های فنی بها می‌دهد. درک این نکته روانشناسی ضروری است و عمان ممکن است تنها بازیگری باشد که می‌تواند آن را به طور معتبر منتقل کند.

هنوز راهی برای کاهش تنش وجود دارد. ایران می‌تواند بدون تسلیم شدن در برنامه هسته‌ای خود، از غنی‌سازی در سطح بالا عقب‌نشینی کند. واشینگتن می‌تواند بدون کنار گذاشتن نگرانی‌های خود، تحریم‌ها را کاهش دهد. بازیگران منطقه‌ای می‌توانند بدون شلوغ کردن میز مذاکره، نقش‌های سازنده‌ای ایفا کنند. اینها دقیقاً همان نوع ترتیبات محدود و مبتنی بر منافعی هستند که عمان قبلاً میانجیگری کرده است.

اما اگر عمان خود را به ارسال پیام‌های بی‌سروصدا محدود کند، چنین توافقی محقق نخواهد شد. این لحظه مستلزم چیزی دشوارتر است: اقناع صریح. مسقط اعتماد تهران، احترام واشینگتن و حمایت خلیج فارس را دارد – یک اتحاد نادر. باید از این اهرم فشار برای ترغیب ایران به خویشتن‌داری استراتژیک استفاده کند، نه از روی احترام به ایالات متحده، بلکه به این دلیل که ثبات ایران، امنیت خلیج فارس و صلح منطقه اکنون به نحوه تفسیر تهران از این لحظه بستگی دارد.

عمان همیشه میانجی آرام خلیج فارس بوده است. امروز، باید صریح‌ترین صدای احتیاط آن نیز باشد. منطقه به مرحله‌ای وارد شده که در آن محاسبه اشتباه، نه بدخواهی، خطر بزرگتری است. کمک به تهران برای درک این تفاوت – قاطعانه، خصوصی و مداوم – ممکن است مهمترین خدمت دیپلماتیکی باشد که مسقط تاکنون انجام داده است.

منبع: میدل ایست اینستیتیوت / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها