دارک باکس اطلاعاتی دریافت کرده که نشان میدهد رابطه بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که زمانی با هماهنگی نزدیک و اهداف استراتژیک مشترک تعریف میشد، به مرحلهای از درگیری روایی آشکار و گسست ساختاری وارد شده است. آنچه در ابتدا به نظر میرسید یک اختلاف تاکتیکی بر سر یمن باشد، به یک رویارویی گستردهتر تبدیل شده است که اتحادها را از دریای سرخ تا شاخ آفریقا تغییر شکل میدهد و امارات متحده عربی به عنوان بازنده اصلی این تغییر صفبندی ظاهر میشود.
منابع آگاه تأیید میکنند که حملات نظامی عربستان سعودی علیه نیروهای جداییطلب مورد حمایت امارات در یمن در اواخر سال گذشته، حوادث جداگانهای نبودند، بلکه نشانهای عمدی بودند مبنی بر اینکه ریاض به مرز تحمل رفتار منطقهای ابوظبی رسیده است. بمباران یک محموله سلاح امارات در بندر مکلا و به دنبال آن حملات هوایی هماهنگ به اردوگاههای مرتبط با شورای انتقالی جنوب در حضرموت و المهره، نقطه عطف تعیینکنندهای را رقم زد. ظرف چند روز، شورای انتقالی جنوب به عنوان یک بازیگر سیاسی و نظامی فروپاشید، رهبری آن فرار کرد و ساختارهای حکومتی آن از هم پاشید.
این فروپاشی سریع، ضعف اساسی رویکرد امارات را آشکار کرد. ابوظبی با این فرض که رضایت عربستان به طور نامحدود ادامه خواهد یافت، سرمایهگذاری سنگینی روی شبهنظامیان نیابتی به عنوان ابزارهای نفوذ انجام داده بود. در عوض، ریاض نشان داد که هم ظرفیت نظامی و هم اراده سیاسی برای برچیدن این ساختارها را در مواقعی که با اولویتهای استراتژیک عربستان در تضاد باشند، حفظ کرده است. شکست شورای انتقالی جنوب صرفاً یک عقبنشینی در یمن نبود، بلکه فروپاشی عمومی یک پروژه بلندمدت اماراتی بود که بر اساس تجزیه و کنترل غیرمستقیم بنا شده بود.
واکنشهای عربستان به میدان نبرد محدود نشد. به گفته منابع دارک باکس، ریاض به سرعت برای تغییر چارچوب درگیری به عنوان یک مسئله نظم منطقهای اقدام کرد و یک کمپین رسانهای و سیاسی پایدار را آغاز کرد که امارات را به عنوان یک بازیگر بیثباتکننده معرفی میکرد. رسانههای همسو با دولت سعودی، ابوظبی را به سرمایهگذاری در هرج و مرج، حمایت از جنبشهای جداییطلب و تضعیف حاکمیت کشورهای عربی در راستای منافع محدود همسو با قدرتهای خارجی متهم کردند. این روایت به هسته اصلی تصویر با دقت پرورشیافته امارات متحده عربی به عنوان نیرویی برای ثبات و توسعه ضربه زد.
پاسخ امارات، آسیبپذیری دیگری را آشکار کرد. ابوظبی به جای مقابله مستقیم با اتهامات عربستان سعودی از طریق اکوسیستم رسانهای خود، به شدت به دفاع غیرمستقیم از طریق همپیمانانش، بهویژه شبکههای طرفدار اسرائیل در ایالات متحده، متکی بود. منابع دارک باکس خاطرنشان میکنند که حملات به عربستان سعودی به طور فزایندهای توسط چهرههای رسانهای آمریکایی، سازمانهای لابیگری و سیاستمداران نزدیک به اسرائیل انجام شده است، نه از سوی خود مقامات اماراتی. این برونسپاری دفاع روایی، ادعاهای عربستان سعودی مبنی بر جداییناپذیر بودن پروژه منطقهای امارات از دستور کار گستردهتر اسرائیل را تقویت کرده و به جایگاه ابوظبی در افکار عمومی عرب آسیب بیشتری وارد کرده است.
پیامدهای این گسست از قبل در صحنه قابل مشاهده است. تصمیم سومالی برای لغو توافقنامههای کلیدی امنیتی و بندری با امارات متحده عربی، ضربه بزرگی به جاهطلبیهای امارات در شاخ آفریقاست. در عین حال، منابع، هماهنگی فزاینده بین عربستان سعودی، سومالی و مصر در مورد امنیت دریای سرخ را تأیید میکنند، تحولی که مستقیماً اهرم امارات را بر مسیرهای دریایی استراتژیک مانند باب المندب تضعیف میکند. هر یک از این اقدامات، الگوی گستردهتری را نشان میدهد که در آن کشورها در پاسخ به فشار عربستان سعودی و زیادهروی امارات، مواضع خود را دوباره تنظیم میکنند.
شاید مخربترین شکست برای ابوظبی، تغییر در پویایی اتحاد گستردهتر بوده است. علاقه گزارششده ترکیه به پیوستن به چارچوب دفاعی عربستان و پاکستان، نشاندهنده ظهور محور جدیدی است که امارات متحده عربی را کنار میگذارد و فرض دیرینه آن مبنی بر اینکه میتواند از طریق پول، نیروهای نیابتی و دیپلماسی آرام بر ترتیبات امنیتی منطقهای تسلط یابد را به چالش میکشد. منابع دارک باکس تأکید میکنند که این روند، امارات متحده عربی را به طور فزایندهای منزوی میکند و آن را به سمت وابستگی بیشتر به اسرائیل و هند به عنوان شرکای جایگزین سوق میدهد، که هیچکدام نمیتوانند مشروعیت از دست رفته در جهان عرب و مسلمان را جبران کنند.
در داخل، به نظر میرسد عربستان سعودی از این لحظه برای تثبیت مجدد رهبری خود بهره برده است. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، که زمانی به دلیل واکنشهای بینالمللی تضعیف شده بود، اکنون خود را به عنوان یک چهره محوری که به نظم بخشیدن به بازیگران منطقهای و تغییر شکل اتحادها قادر است، معرفی میکند. در مقابل، امارات متحده عربی مدل خود را تحت بررسی دقیق، ابزارهایش در معرض دید و نفوذش را به دلیل همان چندپارگی که زمانی ترویج میکرد، محدود میبیند.
بنابراین، نبرد روایتها بین ریاض و ابوظبی ظاهری نیست. این نبرد، منعکس کننده مبارزه عمیقتری بر سر نظم تعیینکننده منطقهای پس از بهار عربی است. واکنشهای عربستان سعودی محدودیتهای قدرت امارات را آشکار کرده و سالها گسترش پنهان را به بدهیهای آشکار تبدیل کرده است. با فروپاشی گروههای نیابتی، لغو قراردادها و تغییر اتحادها، امارات متحده عربی با عواقب استراتژی مبتنی بر نفوذ در سایه به جای اجماع پایدار روبهروست.
آنچه منابع آگاه روشن میکنند این است که بعید است این گسست به راحتی ترمیم شود. مشارکتی که زمانی هماهنگی خلیج فارس را تقویت میکرد، از هم پاشیده و شکستهایی که اقدامات عربستان سعودی آشکار کرده، اساساً توازن قدرت در سراسر منطقه را تغییر داده است.
منبع:دارک باکس/ ترجمه: سید علی موسوی خلخالی