در هفتههای اخیر، مقامات واشنگتن و تلآویو همزمان با موضعگیریهای ضدایرانی در زمینه مذاکرات، بهصورت سازمانیافته از نظریههای مدیریت ارتباطات و عملیات رسانهای برای ایجاد فشار روانی و کنترل ادراک افکار عمومی استفاده کردهاند. این اقدامات بخشی از جنگ نرم در حاشیهی مذاکرات تلقی میشود، نه گفتوگوی واقعی دیپلماتیک.
آمریکا و اسرائیل با تکرار گزارههایی مانند «ایران در موضع ضعف اقتصادی است» یا «مذاکرات در آستانه شکست است»، عملاً دستور کار رسانهها را به سمتی هدایت کردهاند که افکار عمومی، نه محتوای واقعی مذاکره، بلکه روایت غربی از آن را محور تحلیلها قرار دهد.
⚠️ هدف: تغییر افکار داخلی مردم ایران و تضعیف روحیه چانهزنی تیم مذاکرهکننده.
🛡 راه مقابله: ایران باید با مدیریت خبر از داخل و ارائه روایت رسمی روشن بر مبنای منافع ملی، دستور کار را از «پیشبینی شکست» به «کنترل هوشمند روند مذاکرات» تغییر دهد.
رسانههای غربی با القای اینکه «افکار عمومی جهانی مخالف سیاستهای ایران است» میکوشند صدای دیدگاههای مخالف خود را خاموش کرده و حامیان مواضع ایران را در انزوا قرار دهند.
⚠️ هدف: القای انزوای بینالمللی جمهوری اسلامی ایران.
🛡 راه مقابله: فعالسازی دیپلماسی عمومی و رسانههای منطقهای با زبانهای مختلف برای شکستن انحصار روایت غربی و نشان دادن حمایت کشورهای مستقل آسیایی و منطقهای از مواضع ایران.
تلآویو و واشنگتن در روایتسازیهای اخیر از مفهوم «تهدید ایران» استفاده میکنند تا هرگونه مذاکره را با قالب امنیتی پیوند دهند؛ بهعبارت دیگر، مذاکره بهجای تعامل، به زبان تهدید مطرح میشود.
⚠️ هدف: مشروعیتبخشی به فشارهای نظامی، تحریمها و لابیهای ضدایرانی.
🛡 راه مقابله: بازتعریف چارچوب از «امنیتی» به «منطقهای و توسعهمحور»، یعنی ایران باید نقش خود را بهعنوان قدرت حفظکنندهی ثبات خلیج فارس و شریک راهبردی منطقه بازنمایی کند.
اسرائیل با هدایت شبکههای خبری و حسابهای جعلی در فضای مجازی، احساس فوریت و بحران دائمی نسبت به ایران ایجاد میکند. همزمان آمریکا از نهادهای فکری مانند Brookings و CSIS برای انتشار تحلیلهای بهظاهر دانشگاهی اما جهتدار استفاده میکند تا سیاستمداران اروپایی را همسو با فشارهای واشنگتن نگاه دارد.
🛡 راه مقابله: ایران باید با استفاده از تولید محتوای هوشمند چندزبانه، فعالسازی نخبگان مستقل و هماهنگی با رسانههای همسو در آسیا و اروپا، لایههای روانی این عملیات را خنثی کند.
در این مرحله از مذاکرات، جنگ واقعی در میدان ذهنها و رسانهها رخ میدهد، نه فقط پشت میز مذاکره.
آمریکا و اسرائیل با بهرهگیری از ابزارهای نظریه ارتباطات، تلاش دارند ایران را از «فاعل فعال» به «واکنشگر منفعل» تبدیل کنند.
پادزهر این رویکرد، ایجاد سیستم ارتباط استراتژیک ملی است؛ سامانهای هماهنگ میان تیم سیاست خارجی، رسانههای داخلی و نخبگان مستقل برای شکلدهی دستور کار، بازتعریف چارچوب گفتوگوها، و حفظ اعتماد ملی در برابر جنگ روانی غرب.
به تعبیر روشنتر، ایران باید نشان دهد که دیپلماسی غرب، صحنه نبرد روایتهاست، و تهران میتواند آن را به میدان تأثیرگذاری خود تبدیل کند — نه صرفاً محل اثرپذیری.