آخرین اخبار
۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۸

اگر ذهن شما درگیر این روزهای پرتنش است بخوانید

اگر ذهن شما درگیر این روزهای پرتنش است بخوانید
بازدید:۱۹۹
صد آنلاین | این روزها خیلی از ما با چک‌کردن خبرها می‌خوابیم و بعد از بیدار شدن هم اولین کارمان چک کردن خبر است. گوشی را برمی‌داریم و سریع کانال‌های خبری را رصد می‌کنیم تا ببینیم جنگ شده یا نه. پیام‌های گروه‌های خانوادگی هم مثل قبل نه شب به‌خیر دارد نه صبح‌ها مثل قبل محتوای انگیزشی دارد؛ هرچه‌هست خبر و تحلیل است.

 به گزارش صد آنلاین ،  بسیاری از ما شبانه‌روز خبرها را چک می‌کنیم، انواع نگرانی را داریم و آن را به خانواده، به‌خصوص فرزندان و سالمندان منتقل می‌کنیم، وضعیتی که در روان‌شناسی به آن «هوشیاری بیش از حد» می‌گویند و می‌تواند پیامدهای ناگوار زیادی داشته باشد

 

این روزها خیلی از ما با چک‌کردن خبرها می‌خوابیم و بعد از بیدار شدن هم اولین کارمان چک کردن خبر است. گوشی را برمی‌داریم و سریع کانال‌های خبری را رصد می‌کنیم تا ببینیم جنگ شده یا نه. پیام‌های گروه‌های خانوادگی هم مثل قبل نه شب به‌خیر دارد نه صبح‌ها مثل قبل محتوای انگیزشی دارد؛ هرچه‌هست خبر و تحلیل است.

خلاصه بسیاری از ما در وضعیتی زندگی می‌کنیم که بیشتر شبیه آماده‌باش دائمی است تا زندگی روزمره. کوچک‌ترین صداها، تیترهای مبهم، یک ویدئوی نامعلوم یا حتی سکوت خبری چندساعته می‌تواند ذهن‌مان را به سمت بدترین سناریوها ببرد. صدایی که قبلاً بی‌اهمیت بود، حالا نگران‌کننده می‌شود. خبری که هنوز تأیید نشده، در ذهن‌مان به «نشانه‌ای از اتفاقی بزرگ‌تر» تبدیل می‌شود. بدن زودتر از عقل واکنش نشان می‌دهد: دلشوره، تپش قلب، بی‌خوابی، خستگی‌ای که با خواب هم جبران نمی‌شود. این وضعیت فقط «خبرخوانی زیاد» یا «کنجکاوی طبیعی» نیست.

نشانه سطح بالایی از اضطراب است؛ اضطرابی که باعث می‌شود مدام محیط اطراف‌مان را رصد کنیم و نتوانیم لحظه‌ حال را زندگی کنیم. در روان‌شناسی به این حالت «هوشیاری بیش از حد» می‌گویند؛ وضعیتی که فرد همیشه در حالت هشدار است، حتی وقتی خطر واقعی و فوری وجود ندارد. مسئله این جاست که این نوع زندگی فقط ذهن ما را درگیر نمی‌کند؛ به‌تدریج روابط خانوادگی، تمرکز کاری، آرامش خانه و حتی حال بچه‌ها و سالمندان را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اضطرابی که از گوشی شروع می‌شود، به گفت‌وگوهای خانه، سکوت‌های سنگین و فرسودگی جمعی ختم می‌شود. این پرونده تلاشی است برای فهمیدن این‌که چنین وضعیتی چگونه آرام‌آرام زندگی را می‌فرساید؛ چه نشانه‌هایی دارد، چرا در این مقطع تاریخی و اجتماعی تشدید شده و مهم‌تر از همه، چطور می‌شود بدون انکار واقعیت‌ها، کمی از این فشار روانی کم کرد.
هوشیاری بیش از حد چیست؟

در روان‌شناسی، «هوشیاری بیش از حد» به وضعیتی گفته می‌شود که فرد به‌طور مداوم در حالت هشدار و مراقبت افراطی قرار دارد؛ گویی خطری جدی در کمین است. در این حالت، ذهن و بدن هماهنگ با هم روی «بدترین سناریوی ممکن» تنظیم می‌شوند و فرد دائم محیط اطراف، خبرها، صداها و نشانه‌ها را برای کشف خطر اسکن می‌کند. برخلاف احتیاط منطقی که واکنشی موقت و متناسب با یک تهدید واقعی است، هوشیاری بیش از حد حالتی پایدار و فرساینده دارد. احتیاط منطقی به ما کمک می‌کند تصمیم درست بگیریم؛ اما هوشیاری بیش از حد، توان تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد، تمرکز را مختل می‌کند و احساس امنیت را از فرد می‌گیرد.

در این وضعیت، حتی خبرهای مبهم یا تأییدنشده هم می‌توانند واکنش‌های شدید اضطرابی ایجاد کنند. این پدیده اغلب با اختلالات اضطرابی و تجربه‌های آسیب‌زای روانی در ارتباط است، اما الزاماً نیاز به یک «حادثه ناگهانی و مشخص» ندارد. زندگی طولانی‌مدت در شرایط مبهم و پیش‌بینی‌ناپذیر می‌تواند نوعی «آسیب روانی مزمن» ایجاد کند؛ آسیبی که نه از یک شوک واحد، بلکه از فرسایش تدریجی روان شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، بدن زودتر از ذهن وارد حالت دفاعی می‌شود. یعنی حتی وقتی از نظر منطقی می‌دانیم هنوز اتفاقی نیفتاده، سیستم عصبی ما طوری عمل می‌کند که انگار خطر همین حالا در راه است: ضربان قلب بالا می‌رود، خواب مختل می‌شود و آرامش از بین می‌رود. در چنین بستری، چک‌کردن وسواس‌گونه خبرها نه نشانه آگاهی، بلکه تلاشی ناآگاهانه برای کنترل اضطراب است؛ تلاشی که اغلب نتیجه معکوس می‌دهد و فرد را بیش از پیش در چرخه نگرانی و فرسودگی گرفتار می‌کند.

از کجا بدانیم درگیر «هوشیاری بیش از حد» هستیم؟

هوشیاری بیش از حد فقط یک احساس درونی یا «دلشوره گذرا» نیست؛ خودش را در رفتار، فکر و بدن نشان می‌دهد. بسیاری از کسانی که در این وضعیت زندگی می‌کنند، شاید اسمش را ندانند، اما نشانه‌هایش را هر روز تجربه می‌کنند. 


علایم رفتاری  یکی از واضح‌ترین نشانه‌ها، چک‌کردن مداوم و وسواس‌گونه خبرهاست. فرد بارها و بارها یک خبر واحد را از چند منبع مختلف می‌خواند، حتی وقتی می‌داند اطلاعات تازه‌ای اضافه نشده. گوشی مدام در دست است؛ وسط کار، مهمانی، غذا خوردن یا حتی گفت‌وگوی خانوادگی. در کنار آن، تحریک‌پذیری و زودرنجی بالا می‌رود. کوچک‌ترین اختلاف نظر یا تأخیر در پاسخ‌دادن می‌تواند باعث عصبانیت شود. لذت بردن از لحظه حال سخت می‌شود؛ ذهن همیشه «جای دیگری» است، در سناریوهای احتمالی آینده.


علایم شناختی  در سطح ذهنی، هوشیاری بیش از حد با نوعی فاجعه‌سازی مداوم همراه است. خبر مبهم، به بدترین تفسیر ممکن وصل می‌شود. جمله‌های ذهنی اغلب با «اگه... پس حتماً...» شروع می‌شوند. در این وضعیت، مغز به‌جای تحلیل واقع‌بینانه، دنبال تأیید ترس‌هایش می‌گردد. اطلاعات آرام‌کننده نادیده گرفته می‌شوند و خبرهای نگران‌کننده وزن بیشتری پیدا می‌کنند. 


علایم جسمی  بدن هم سهم خودش را می‌گیرد. تپش قلب، تنش عضلانی، سردرد، دل‌دردهای عصبی، بی‌خوابی یا خواب سطحی از شکایت‌های رایج هستند. فرد ممکن است شب‌ها با گوشی بخوابد و صبح با همان اضطراب بیدار شود. خستگی مزمن، حتی بعد از استراحت، نشانه‌ای است از این‌که سیستم عصبی مدت‌هاست در حالت هشدار مانده و فرصتی برای آرام‌شدن پیدا نکرده است. درمجموع، این علایم به‌تدریج کیفیت زندگی را پایین می‌آورند؛ نه به‌صورت ناگهانی، بلکه آرام، خزنده و فرساینده.  

پیامدهایی که دامن خانواده و جامعه را می‌گیرد 

هوشیاری بیش از حد معمولاً در ذهن یک نفر شروع می‌شود، اما خیلی زود به فضای خانه سرایت می‌کند. اضطراب، برخلاف تصور، احساس شخصی و منزوی نیست؛ هیجانی است که تکثیر می‌شود و دیگران را هم درگیر می‌کند. روان‌شناسان از مفهومی به نام «سرایت هیجانی» استفاده می‌کنند؛ یعنی حال‌وهوای روانی یک فرد، ناخواسته به اطرافیانش منتقل می‌شود، به‌ویژه در روابط نزدیک خانوادگی. کودکان و نوجوانان، حتی اگر خبرها را مستقیم دنبال نکنند، اضطراب را از رفتار والدین می‌فهمند؛ از لحن صدا، نگاه‌های نگران، بحث‌های مکرر درباره جنگ و آینده، یا چک‌کردن بی‌وقفه گوشی. نتیجه می‌تواند افزایش ترس، کابوس‌های شبانه، پرخاشگری، افت تمرکز یا نوعی ناامنی مبهم باشد؛ ناامنی‌ای که کودک نمی‌داند نامش چیست، اما آن را زندگی می‌کند.

برای سالمندان هم ماجرا متفاوت اما به همان اندازه حساس است. بسیاری از آن‌ها تجربه‌های زیسته‌ای از جنگ، بحران یا بی‌ثباتی دارند و خبرهای نگران‌کننده می‌تواند خاطرات و ترس‌های قدیمی را فعال کند. اضطراب، بی‌خوابی، تشدید بیماری‌های جسمی یا کناره‌گیری اجتماعی از پیامدهای رایج این وضعیت در میان سالمندان است. اما این اضطراب خانوادگی، در مقیاس بزرگ‌تر باعث شکل‌گیری جامعه‌ای خسته و زودرنج می‌شود. جامعه‌ای که هنوز از تبعات کرونا بیرون نیامده، زیر فشار بحران اقتصادی نفس می‌کشد و با  روزهای ملتهبی دست‌وپنجه نرم می‌کند. شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های غیررسمی هم با تیترهای هیجانی، خبرهای نیمه‌کاره و شایعات، این اضطراب را تشدید و چرخه هوشیاری بیش از حد را بازتولید می‌کنند.

بایدها و نبایدهای زندگی در روزهای ملتهب

این بخش، نه دعوت به بی‌خبری است و نه انکار نگرانی‌ها؛ تلاشی است برای این‌که در دل بحران، روان‌مان را کاملاً قربانی نکنیم.

کارهایی که واقعاً کمک می‌کنند

 


خبر را از چند منبع بگیریم  داشتن ۲ یا نهایتاً ۳ منبع مشخص و قابل اعتماد، به‌مراتب سالم‌تر از عضویت در ده‌ها کانال و صفحه خبری است. تعدد منابع الزاماً به معنای آگاهی بیشتر نیست؛ اغلب فقط اضطراب را چندبرابر می‌کند. 
برای خبرخوانی، زمان‌بندی داشته باشیم  خبرخوانی بی‌وقفه، مغز را در حالت هشدار دائمی نگه می‌دارد. تعیین بازه‌های مشخص به سیستم عصبی اجازه می‌دهد بین دریافت اطلاعات، به حالت تعادل برگردد. خبر را «در طول روز پخش نکنیم»؛ آن را در زمان‌های مشخص مصرف کنیم.
وقتی داده نداریم، تحلیل نکنیم  تحلیل بدون اطلاعات کافی، معمولاً چیزی جز فرافکنی اضطراب نیست. لازم نیست برای هر خبر نیمه‌کاره، سناریوی کامل بسازیم یا آینده را پیش‌بینی کنیم. گاهی سالم‌ترین واکنش این است که به خودمان و دیگران صادقانه بگوییم: «اطلاعات کافی ندارم.» 
جلوی کودکان و سالمندان خبر نخوانیم  والدین، آگاهانه یا ناخودآگاه، نقش «تنظیم‌کننده اضطراب» خانواده را دارند. خواندن و تحلیل خبرهای نگران‌کننده جلوی کودکان یا سالمندان، بدون این‌که قصدی داشته باشیم، احساس ناامنی را به آن‌ها منتقل می‌کند. 
قبل از فوروارد فکر کنیم  یک پرسش ساده اما مهم: «این خبر را از روی آگاهی می‌فرستم یا از روی ترس؟» اگر خبر را فقط برای تخلیه اضطراب یا هشدار هیجانی می‌فرستیم، بهتر است مکث کنیم. هر فوروارد، یک کنش روانی و اجتماعی است. 
در نهایت کاهش منطقی مصرف خبر، بی‌تفاوتی نیست؛ انتخابی آگاهانه برای حفظ سلامت روان است. در شرایطی که جامعه زیر فشار بحران‌های پی‌درپی قرار دارد، مراقبت از حال روان خود و اطرافیان، یک کنش مسئولانه و اخلاقی است. هدف، انکار واقعیت نیست؛ کاهش التهاب است تا بتوانیم هم واقع‌بین بمانیم، هم فرسوده نشویم./سلامت نیوز