آخرین اخبار
۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۵
یادداشت سردبیر

تقابل ایران و آمریکا بر لبه باریکی از «جنگ سرد» و «دیپلماسی اجبار» | چرا ماشه جبهه سخت علیه ایران چکانده نمی‌شود؟

تقابل ایران و آمریکا بر لبه باریکی از «جنگ سرد» و «دیپلماسی اجبار» | چرا ماشه جبهه سخت علیه ایران چکانده نمی‌شود؟
بازدید:۴۲۰
در تحلیل‌های راهبردی مربوط به تقابل ایران و آمریکا، همواره این پرسش مطرح است که چرا علیرغم تهدیدهای پرطمطراق و لفاظی‌هایی که در دوره‌های مختلف، از جمله توسط افرادی چون ترامپ، شدت می‌گیرد، برخورد نظامی مستقیم صورت نمی‌گیرد؟ پاسخ به این معما در مفهوم «بازدارندگی چندلایه» نهفته است. واقعیت این است که آمریکا به خوبی می‌داند هزینه هرگونه تهاجم نظامی به خاک ایران، از توان اقتصادی و ثبات سیاسی واشنگتن خارج است. شبکه دفاعی نفوذناپذیر، توان موشکی نقطه‌زن و حضور مقتدرانه ایران در عمق استراتژیک منطقه، باعث شده تا دشمن به این نتیجه برسد که هرگونه اقدام سخت، نه یک پیروزی سریع، بلکه یک باتلاق فرساینده و پایان‌ناپذیر برای آن‌ها خواهد بود.

در تحلیل‌های راهبردی مربوط به تقابل ایران و آمریکا، همواره این پرسش مطرح است که چرا علیرغم تهدیدهای پرطمطراق و لفاظی‌هایی که در دوره‌های مختلف، از جمله توسط افرادی چون ترامپ، شدت می‌گیرد، برخورد نظامی مستقیم صورت نمی‌گیرد؟ پاسخ به این معما در مفهوم «بازدارندگی چندلایه» نهفته است. واقعیت این است که آمریکا به خوبی می‌داند هزینه هرگونه تهاجم نظامی به خاک ایران، از توان اقتصادی و ثبات سیاسی واشنگتن خارج است. شبکه دفاعی نفوذناپذیر، توان موشکی نقطه‌زن و حضور مقتدرانه ایران در عمق استراتژیک منطقه، باعث شده تا دشمن به این نتیجه برسد که هرگونه اقدام سخت، نه یک پیروزی سریع، بلکه یک باتلاق فرساینده و پایان‌ناپذیر برای آن‌ها خواهد بود.

 

با این حال، نباید تصور کرد که سکوت توپخانه‌ها به معنای پایان جنگ است. دشمن با تغییر آرایش، از «جنگ سخت» به سمت «جنگ ترکیبی» کوچ کرده است. در این مدل جدید، هدف اصلی دیگر تصرف جغرافیا نیست، بلکه تصرف قلب‌ها و ذهن‌هاست. ابزار این نبرد، تحریم‌های ظالمانه و عملیات روانی گسترده رسانه‌ای است تا از نارضایتی‌های معیشتی، آشوب استخراج کنند.

 

وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ دقیقاً در همین پازل قابل تحلیل است؛ نآارامی‌هایی که ابتدا با مطرح شدن برخی مطالبات اقتصادی آغاز شد اما به سرعت با موج‌سواری رسانه‌های خارجی و فشارهای بین‌المللی همراه گردید. بر اساس آمار رسمی، حدود ۳٬۱۰۰ نفر در جریان این حوادث جان خود را از دست دادند. این رخدادها نشان داد که دشمن چگونه کمین کرده است تا از هر شکاف اقتصادی یا اجتماعی برای ضربه زدن به امنیت ملی استفاده کند.

 

در چنین شرایطی، لزوم هوشیاری ملی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. عبور از این پیچ تاریخی نیازمند دو حرکت موازی است: نخست، اقتدار نظامی و دیپلماتیک برای بی‌اثر کردن تهدیدهای خارجی؛ و دوم، تقویت جبهه داخلی. مرکز ثقل این جبهه داخلی، «بنیان خانواده» است. خانواده‌های آگاه و منسجم، سدی نفوذناپذیر در برابر شایعات و ناامیدی‌های تزریقی دشمن هستند. هر چه پیوند والدین و فرزندان و همبستگی اجتماعی در محلات و مساجد مستحکم‌تر باشد، آرایش جنگ اقتصادی و فرهنگی دشمن با شکست جدی‌تری مواجه خواهد شد.

 

هوشیاری یعنی بدانیم پاسخ به تهدیدهای خارجی، تنها در رزمایش‌های نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه کار جهادی مسئولان برای گره‌گشایی از سفره مردم و بصیرت شهروندان در تشخیص حق از باطل، همان «دفاع مقدسی» است که امروز جریان دارد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که آگاهی، برترین سلاح و همبستگی، محکم‌ترین زره در برابر زیاده‌خواهان است.

پربیننده‌ها پربحث‌ها