سید احمد علوی، عضو کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران، روز گذشته در پستی در شبکه اجتماعی خود (ویراستی) به ارزیابی عملکرد و رویکردهای موجود در مدیریت فرهنگی پایتخت پرداخت و نسبت به عواقب فقدان «پراکسیس» (یگانگی نظر و عمل) هشدار داد.
علوی در این ویراستی صریح، تاکید کرد که مدیریت فرهنگیِ فاقد این پیوند، دو مسیر انحرافی در پیش خواهد داشت: یا در «تحلیلهای بیاثر متوقف میماند» و یا به «کنشهای هیجانی و مقطعی فرو میغلتد.»
وی با طرح این پرسش کلیدی که سیاست فرهنگی تهران باید مخاطب را از مرحله «دانستن» به «توانستن» برساند، بر لزوم بازنگری در رویکردها تاکید کرد. او نتیجه گرفت که کمیسیون فرهنگی برای دستیابی به اهداف تحولی خود، باید پیوند میان «اندیشه انتقادی» و «عمل اجتماعی» را به صورت جدی در دستور کار قرار دهد.
اظهارات علوی را میتوان بهعنوان یک بیانیه انتقادی درونگفتمانی از سوی یکی از اعضای ارشد نهاد قانونگذار شهری تفسیر کرد. این بیانیه، مستقیماً فرهنگ اداری و برنامهریزی شهری را هدف قرار داده که اغلب یا در فاز تئوریپردازی و سندنویسی متوقف میشود (تحلیلهای بیاثر) و یا صرفاً به برگزاری رخدادها و همایشهای زودگذر اکتفا میکند (کنشهای هیجانی و مقطعی).
استفاده از واژه «پراکسیس» (برگرفته از فلسفه عملگرایانه و انتقادی) در این سطح مدیریتی، حاکی از یک دغدغه عمیقتر است؛ دغدغهای که فراتر از تولید محتوای فرهنگی، به تولید کنشگری و مهارتآموزی اجتماعی میپردازد. انتقال مخاطب از «دانستن» (آگاهی صرف) به «توانستن» (قدرت تغییر و مداخله فعال) هدف اصلی را روشن میکند: سیاست فرهنگی نباید صرفاً مردم را آگاه کند، بلکه باید آنها را برای مشارکت مؤثر در توسعه و حل مشکلات شهر توانمند سازد.
این رویکرد میتواند زمینهساز تغییر ساختار تصمیمگیریهای فرهنگی شورا باشد، بهگونهای که بودجهها و برنامههای فرهنگی از حالت «مصرفی و نمایشی» خارج شده و به سمت پروژههای «تحولی، بلندمدت و مسئلهمحور» سوق پیدا کنند. اگر این ایده به مرحله اجرا برسد، میتواند فاصله عمیق میان نخبگان فرهنگی (اندیشه انتقادی) و بدنه جامعه (عمل اجتماعی) را کاهش دهد و به جای تولید برنامههای از بالا به پایین، بستر را برای رشد و توسعه فرهنگی پایدار فراهم آورد.