تحولات اخیر در منطقه و گزارشهای اندیشکدههای غربی نظیر «اکونومیست»، حکایت از یک چرخش راهبردی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران دارد. تهران با عبور از مرحله «صبر استراتژیک»، به مدل «دفاع پیشدستانه منطقهای» روی آورده است؛ پیامی روشن به اتاقهای جنگ واشنگتن و تلآویو که میگوید: «امنیت در منطقه، کالیبرِ یکسان دارد؛ یا برای همه، یا برای هیچکس.»
۱. تغییر موازنه؛ از دفاع در مرز تا آتش در مبدأ
هشدار ایران مبنی بر تبدیل هرگونه تعرض به یک «جنگ منطقهای تمامعیار»، صرفاً یک بلوف سیاسی نیست. این راهبرد بر این اصل استوار است که هر کشوری خاک، آسمان یا منابع خود را در اختیار ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی قرار دهد، داوطلبانه خود را از وضعیت «بیطرفی» خارج کرده و به «هدف مشروع» تبدیل نموده است. این «جنگ بقا»، تعارفات دیپلماتیک را کنار زده و محاسبات پنتاگون را با این پرسش مواجه کرده است: آیا متحدان منطقهای آمریکا آمادهاند هزینه سنگین حماقت اسرائیل را بپردازند؟
۲. باکو؛ بازی در زمین مین با کارت انرژی
در این میان، وضعیت جمهوری آذربایجان به شکل نگرانکنندهای در حال تغییر است. وابستگی ۴۶ درصدی رژیم صهیونیستی به نفت باکو و صادرات ۹۴ هزار بشکهای از مسیر خط لوله باکو-تفلیس-جیحان، عملاً باکو را به «شریان حیاتی» ماشین جنگی اسرائیل تبدیل کرده است. این همکاری که با خاموش کردن ردیاب نفتکشها در بنادر ترکیه و اسرائیل همراه است، آذربایجان را از یک همسایه به یک «شریک امنیتی-لجستیکی» برای دشمن تبدیل کرده است.
۳. پایگاههای مرزی؛ خطای محاسباتی الهام علیاف
گزارشها پیرامون دسترسی نیروی هوایی اسرائیل به پایگاههای نزدیک مرز ایران برای عملیات جاسوسی و احتمالاً تهاجمی، خطرناکترین بخش از پازل باکو است. تهران به وضوح نشان داده که نظارت دقیق و لحظهای بر این تحرکات دارد. تبدیل شدن به «سپر انرژی» و «آشیانه پهپادهای جاسوسی» رژیم موقت، آذربایجان را در خط مقدم هرگونه پاسخ تلافیجویانه ایران قرار میدهد.
۴. پیام نهایی: تفکیک میان «عامل» و «تسهیلکننده» وجود ندارد
استراتژی جدید تهران بر این پایه است که در لحظه وقوع حادثه، میان انگشتی که ماشه را میچکاند و خاکی که جای پای تیرانداز است، تفاوتی قائل نخواهد شد. توان موشکی بینظیر و اشراف پهپادی ایران، این هشدار را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده است. پایتختهای منطقه، بهویژه باکو، باید بدانند که عبور از خط قرمزهای امنیتی ایران، به معنای ورود به میدانی است که خروجی آن چیزی جز ویرانی زیرساختهای حیاتی و تغییر معادلات ژئوپلیتیک به ضرر تسهیلکنندگان جنگ نخواهد بود.
دوره «بزن و در رو» در جغرافیای پیرامونی ایران به پایان رسیده است. اگر باکو و دیگر پایتختهای منطقه، امنیت خود را به بقای رژیم صهیونیستی گره بزنند، باید آماده باشند که در صورت هرگونه حماقتِ تلآویو، به عنوان اولین قربانیان دکترین «پاسخ سخت»، هزینهای فراتر از تصور پرداخت کنند. ایران نه تنها ناظر، بلکه آماده شلیک به هر نقطهای است که بوی تهدید از آن استشمام شود.