به گزارش خبرنگار سیاسی صد آنلاین، گویا در دنیای خیالات دونالد ترامپ و اتاقفکرهای واشینگتن، عقربههای ساعت چهلوپنج سال است که از حرکت ایستاده؛ آنها هنوز در رؤیای روزهایی هستند که «حق وحوش» میگرفتند و استقلال ایران، تنها یک واژه تزئینی در لغتنامههای دیپلماتیک بود.
آزادی به شرط سلبِ شرف
امپریالیسم نوین، آزادی را شبیه به یک «جعبه کادوی خالی» عرضه میکند. ترامپ و همفکرانش، آزادی را برای ملتها وعده میدهند، اما در واقعیت، به دنبال «حق انحصاری تحقیر» هستند. آنها آزادی را میخواهند، اما نه برای مردم؛ بلکه برای شرکتهای چندملیتی و غارتگرانِ نفت. در قاموس آنها، ملتی آزاد است که «استقلال» خود را به عنوان وثیقه در بانکهای نیویورک گرو بگذارد.
نوستالژیِ اربابرعیتی
دلشان برای دوران کاپیتولاسیون تنگ شده است؛ همان روزهایی که یک گروهبان آمریکایی بر مقدرات یک ملت ارجحیت داشت. کنایه ماجرا اینجاست: کسانی از «حقوق بشر» در ایران دم میزنند که امضایشان پای «پروژه گرسنگی» (تحریمهای دارویی و غذایی) است. این مدلِ آمریکایی آزادی است: «اگر میخواهی آزاد باشی، باید شرفت را به قیمت دلارهای بیپشتوانه ما بفروشی.»
منطقِ گروگانگیری امپریالیستی
امپریالیسم یعنی همین تضادِ مضحک؛ با یک دست شعار دمکراسی میدهند و با دست دیگر، داراییهای یک ملت را بلوکه میکنند. آنها «استقلال» را یک بیماری میدانند که باید با واکسنِ «وابستگی» درمان شود. حقیقت آن است که ترامپ و سیستم پشت سر او، نه نگران روسری هستند و نه نگران رای مردم؛ آنها نگرانِ آن «شرفِ ملی» هستند که اجازه نمیدهد ایران دوباره به حیاطخلوتِ مستشارانِ چشمآبی تبدیل شود.
پایان رؤیای «مستعمره نوین»
آقای ترامپ باید بداند که دورانِ «بده بستان» با استقلال ملی گذشته است. آنها که وعده بهشتِ غربی میدهند، هدفشان تبدیل ایران به یک «ایالتِ تحتالحمایه» است. اما ملت ایران سالهاست که فهمیدهاند: در ویترین امپریالیسم، آزادی فقط یک برچسبِ خوشرنگ روی بطریِ زهرآگینِ استعمار است.
بگذارید آنها در حسرتِ آن کاپیتولاسیونهای قدیمی بمانند؛ چرا که شرف، کالایی نیست که در کازینوهای لاسوگاس بر سر آن قمار شود.