آخرین اخبار
۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۵

اختلاف بر سر یک حلقه چاه و دستگاه گنج‌یاب با قتل پایان یافت

اختلاف بر سر یک حلقه چاه و دستگاه گنج‌یاب با قتل پایان یافت
بازدید:۵۰۴
صد آنلاین | مردی که متهم است با همدستی سه نفر و به خاطر اختلاف بر سر یک حلقه چاه و دستگاه گنج‌یاب دوستش را به قتل رسانده، در حالی پای میز محاکمه ایستاد که یکی از متهمان قبل از دادگاه خودکشی کرده و جان باخته بود.

به گزارش صد آنلاین ،تیر سال ۱۴۰۲ زن جوانی با مراجعه به پلیس مدعی شد همسرش وحید از خانه خارج و ناپدید شده است. پس از اظهارات این زن، مأموران تحقیقات خود را برای ردیابی وحید آغاز کردند و مشخص شد تلفن همراه وی آخرین بار در محدوده یک باغ در منطقه بهارستان آنتن‌دهی داشته و آخرین تماس هم با یکی از دوستانش به نام مسعود بوده است.

 

به این ترتیب مسعود بازداشت، اما منکر اطلاع از سرنوشت دوستش شد. در ادامه تحقیقات، بررسی‌ها نشان داد تلفن مسعود هم در همان منطقه آنتن‌دهی داشته بنابراین او بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و به ماجرای قتل وحید اعتراف کرد و گفت: «آن روز من با کمال، بهرام و خسرو به اتفاق وحید به باغ رفته بودیم که به یکباره کمال و وحید باهم درگیر شدند و کمال با اسلحه او را به قتل رساند و بعد هم ما از ترس‌مان او را مثله و در مناطق مختلف دفن کردیم.»

پس از این اعترافات، کمال، بهرام و خسرو نیز بازداشت شدند، اما آنها اظهارات مسعود را رد کردند و گفتند: «مسعود از مدت‌ها قبل بر سر یک دستگاه گنج‌یاب با وحید اختلاف داشت و پس از آن هم به خاطر خرید یک حلقه چاه اختلافات‌شان بیشتر شد. روز حادثه مسعود از ما دعوت کرد تا به باغش برویم تا اختلافات مالی‌اش را با وحید حل کند. اما در یک لحظه دیدیم مسعود با اسلحه وحید را کشت و بعد هم جسد را مثله و دفن کردیم. اما ما هیچ دخالتی در قتل او نداشتیم.» با نشانی‌هایی که متهمان در اختیار مأموران گذاشته بودند، جست‌و‌جو برای پیدا کردن جسد وحید آغاز شد، اما جز یک تکه از استخوان، چیزی کشف نشد و در نهایت با انجام آزمایش DNA مشخص شد استخوان متعلق به وحید است.

در ادامه تحقیقات خبر رسید خسرو دست به خودکشی زده و جان باخته است؛ بنابراین برای ۳ متهم دیگر پرونده کیفرخواست صادر شد.

با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه پدر و مادر وحید از طرف خودشان و فرزند صغیر مقتول درخواست قصاص کردند. در ادامه مسعود به جایگاه رفت و گفت: «من نه به وحید شلیک کردم و نه او را به قتل رساندم. هیچ اختلافی هم با هم نداشتیم و با وحید دوست و شریک بودیم. دوستانم برای اینکه خودشان را تبرئه کنند، پای من را وسط کشیده‌اند. قاتل وحید، کمال است.»

پس از آن کمال به قضات گفت: «ما هیچ نقشی در قتل نداشتیم و فقط در انتقال جسد به مسعود کمک کردیم. مسعود و خسرو او را کشتند. در گزارش پلیس هم آمده که اسلحه از خانه مسعود کشف شده است.»

بهرام نیز به عنوان سومین متهم از ابتدا منکر اتهاماتش شد و گفت: «من نه در قتل نقشی داشتم و نه در انتقال جسد و بی‌گناه بازداشت شدم. خسرو، وحید را کشت و جسدش را مثله کردند.» با پایان اظهارات متهمان، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

نظر کارشناسی حقوقی

این پرونده از مصادیق پیچیده قتل با تعارض شدید اظهارات متهمان و فقدان ادله عینی کامل است. تناقض‌گویی متهمان، اقرار اولیه و سپس انکار، نقش‌داشتن یا نداشتن هر یک در قتل و مثله‌کردن جسد، رسیدگی قضایی را دشوار کرده است. کشف محدود بقایای جسد و اتکای پرونده به قرائن، اظهارات متهمان و گزارش‌های فنی مانند محل آنتن‌دهی و کشف سلاح، نقش تعیین‌کننده‌ای در احراز مباشر یا معاون جرم دارد. در چنین پرونده‌هایی، دادگاه باید با دقت بالا بین اقرار، امارات قضایی و اصل فردی بودن مسئولیت کیفری جمع‌بندی کند تا صدور حکم قصاص یا مجازات، مبتنی بر علم قضایی مستند و بدون تردید باشد. /رکنا